پایان نامه
آقای علی اکبر امیری قسمت دوم
-چهارچوب مفهومی: نظریه حسابداری یک چهارچوب مفهومی ارائه می دهد و یا همچنانکه هیندریکسن معتقد است یک چهارچوب مرجع کلی برای بررسی مسایل ارائه می دهد. در حقیقت این چهارچوب مرجع، با توجه به عملیات حسابداری که باید بررسی شود ، معیاری ارائه می دهد.
3-خلاصه سازی: نظریه حسابداری به عنوان یک بدنه سازمان یافته اطلاعات، به دقت آنچه را که پیش از این در مورد این مساله شناخته شده بود را خلاصه سازی می کند.
4-یکنواختی عملیات: یکی از اهداف نظریه حسابداری، ایجاد عملیات متحد الشکل است. اصول حسابدرای که پیش از این به طور عمومی پذیرفته شده اند، خوشه ای ازنظریه های جدید حسابداری در کسب نظریه ها هستند. هدف آن ایجاد عملیات متحد الشکل حسابداری است، که فقدان آن باعث کاهش اعتبار حسابداری می شود.
5-توانایی پیش بینی: یکی از مزایای روشن نظریه حسابداری ، توانایی پیش بینی آن است. نظریه های موجود حسابداری می تواند برای پیش بینی وقایع بیشتر مورد استفاده قرار گیرد. به علت وجود این توانایی پیش بینی نظریه حسابداری، طیف فزاینده ای از تحقیقات تجربی که می تواند به کمک کاربران بیاید انجام شده است. نمونه های چنین نظریه های حسابداری شامل پیش بینی درآمد، خطر عدم تطابق با انصاف و تضمینات، و عکس العمل اهی بازار اصلی است.
6-توسعه عملیات جدید: حسابداری در یک محیط پویای اجتماعی- اقتصادی عمل می کند. بنابراین با تغییر چشم اندازهای اجتماعی، واقعیت اقتصادی و اصلاح اطلاعات علمی ممکن است برای جایگزینی عملیات سنتی حسابداری با موارد جدید لازم و ضروری باشند. برای مثال نیاز به سرمایه بزرگ برای دارایی معین در طول توسعه راه آهن بر اساس هزینه های تاریخی ممکن است مورد نیاز باشد. اما واقعیت اقتصادی، در یک وضعیت تورم مکرر ، حسابداران را تحت فشار قرار داده است تا جایگزینی روش های حسابداری را پیشهاد کنند.
محدودیت های نظریه حسابداری
1-نظریه حسابداری تمام عملیات آن را تشریح نمی کند. به دلیل ماهیت ابزاری حسابداری، بسیاری از پیمان ها و اصول حسابداری بر مبنای شتاب و عجله و نه بر مبنای منطق بنا شده است.
2-لیتل تون و زیمرمن استدلال کرده اند، نظریه ها ی حسابداری در مقابل استدلالات منطقی قوی نیستند این روش بیشتر با استدلالات عملی تا تدابیر قیاسی سروکار دارد.
3-مفاهیم و فرضیات نظریه حسابداری با دقت تعریف نشده اند. برخی از فرضیات اساسی تئوری حسابداری واقعی نیستند. برای مثال فرضیه ارزش ثابت پول
4-برخلاف فرضیه های علم خالص، نظریه حسابدرای از ثبات داخلی رنج می برد. برای مثال طبق مفهوم وجودی، که در حسابداری یک مفهوم اساسی به شمار می رود، مفاهیم حسابداری باید برای تشریح مفاهیم موجود و نه مفاهیم بایسته به کار روند. اما در موارد بسیار مبنای عقیده ازبین رفته است، برای مثال درآمد خالص به عنوان درامد خالص سهامداران تعریف شده است و نه درآمد خالص موجود.
5-ماهیت عملی حسابداری معطوف به ایجاد یک نظریه کلی حسابداری نیست به طوریکه نظریه ای که عمومیت بیشتری پیدا میک ند می تواند در تمام کشورها ، صنایع و شرکتها اعمال شود. برای مثال اصول حسابداری که معمولا در آمریکا و هندوستان مورد قبول عام هستند به علت شرایط متفاوت اقتصادی- اجتماعی متفاوت می باشند.
طبقه بندی و نظریه حسابداری
طبقه بندی روشی است که برای مطالعه بهتر در یک تحقیق انجام می شود. طبقه بندی حسابدرای باید به روش های مختلف دارای ارزش باشد:
تقویت تمرکز بر تشریح و بررسی
جمع آوری اطلاعات به صورتی که تشریح ان مناسب باشد
مجاز کردن جدا سازی عوامل چالش برانگیز که باید در ایجاد معیارها حسابداری به کار اید
انتخاب یک روش طبقه بندی خوب به ابزاری عالی برای پیش بینی مواردی که در نتیجه اعامل تغییرات از سیستم به دست خواهد آمد تبدیل خواهد شد. مساله مهمتر اینکه یک روش طبقه بندی باید منجر به ایجاد مدلهایی شود که بتوان از تغییرات حاصله در متغیرهای رسمی و غیررسمی موارد تغییر در نظریه حسابداری را دریافت.
به تازگی طبقه بندی حسابداری بررسی تاثیرات طبقه بندی را آغاز کرده است. طبقه بندی که جدیدا بیشتر برای حسابداری استفاده می شود طبقه بندی موارد به موارد مالی، مالیات، مدیریتی، هزینه ، دولت و غیره می شود. نقص کیفی یک نوع طبقه بندی منجر به عدم کارایی کامل طبقه های تقسیم شده می شود.
نقش طبقه بندی در حسابداری مالی کاملا به رسمیت شناخته شده است و تا کنون بین همه مقبولیت داشته است . در بوته عمل چارتهای حسابداری کاربرد گسترده ای داشته است که منجر به ایجاد جدول تعادل و جدول های اظهار درآمدشده است که مبنای معادلات معروف است. در قسمت نظری، معمولا گفته شده است که این یک فرایند عمومی است ، میتیسیچ در اندازه گیری نظریه حسابداری نظر خود را این گونه اعلام کرد: "اساسی ترین مقیاس طبقه بندی است، یک فرایند اساسی تبعیض آمیز که طبقه بندی های مختلفی از طریق ان شناسایی می شود و از طریق اعداد از هم متمایز می گردد. " مبدا تقسیم بندی می تواند معیاری برای اندازه گیری باشد، و او یک نمودار محاسبات را به عنوان نمونه ذکر میک ند. همان پیشنهاد در چنین منابع شدیدا متفاوتی به عنوان منبع کنترل ارائه شده است که که پنج طبقه بندی اساسی زا با عنوان، دارایی، مسئولیت ها، مالکیت، منافع، و هزینه ها را برای نظریه هنجاری حسابداری ارائه کرده است، در حالیکه سه مورد اخر حقوق صاحبان سهام باقی مانده، درآمد و هزینه فقط نام برده شده اند.
با این حال محدوده حسابداری مدیریتی، هیچ عقاید متحد قابل مقایسه ای را گزارش نکرده است، و بررسی طبقه بندی های مختلف نه تناه امکان جایگزینی طبقه بندی های فرعی را مرتفع کرد بلکه ضعف طبقه بندی اساسی را که توسط حسابداران مالی ارائه شده بود را آشکار کرد. این مشاهداتی بود که جدول محاسبات نباید بر اساس ترازنامه، باشد برای اینکه بسیاری از اعدادی که در بسیاری از کسب و کارها ذکر آنها الزامی است از جمله حسابهای تنوریری که قبلا در مرود آنها صحبت کردیم، در تهیه اظهارات مالی ذکر نمی شوند .
پیش از 1969 که شورتر به این مساله توجه کرد، این عقیده که وقایع حسابداری در واقع توجه زیادی را به خود جلب نکرده است به طور گسترده ای بحث شد، و به وقایع اقتصادی به عنوان پدیده ای که حسابداران برای تفسیر و ارائه مطالب به آن متوسل می شدند بیشتر توجه می شد. متاسفانه این مفهوم همانند وقایع حسابداری منجر به یک برنامه ایده ال طبقه بندی شد. فرضیه کوتاه تری که از حسابداران خواسته شد که تا اطلاعاتی در مرود آن برای اینکه در تصمیم گیری، که افراد طبق ان ارزشهای خاص خود را توسعه خواهند داد و بنابراین گزارشهای مالی شامل تمام موارد مربوط به مدلهای تصمیم گیری خواهند بود. وضعیت این مشاهده جانسون را برآن داشت که ساختاری برای سیستم حسابداری مالی در این نوع طراحی کند.
نظریه حسابداری در آمریکا: تا پیش از قرن بیستم سهم جهان انگلیسی زبان در توسعه نظریه حسابداری کاملا عملی بود. حتی امروز هم فردی که کتابی را با عنوان نظریه حسابداری می گشاید می تواند ببیند که نویسنده آن از این روش پیروی کرده است. تلخ ترین مباحثه تا پیش از دهه 1930، بحثی بود که جان بریستل ناسازگار در مرکز ان قرار داشت، و بحثی که با جنبه های تکنیکی سیستم دفتر داری دوگانه و نیاز به مجلات ارتباط داشت.
قرن بیستم تغییرات عمده ای در نقش ها به خود دید. در طول این دوره دنیای انگلیسی زبان، (آمریکا، انگلستان، استرالیا، کانادا، به خصوص نیوزیلند) تبدیل به مرکز قدرت حسابداری شدند، آنچه که هست و آنچه که باید باشد. دراین فصل و فصل بعدی ما منبع این دگرگونی را با تمرکز بر حسابداری در ایابلات متحئه آمریکا بحث خواهیم کرد.
انقلاب صنعتی
عامل اصلی، انقلاب صنعتی و تغییرات تکنولوژیک قرن نوزدهم بود. طولانی شدن دوره زمانی تولیدی که باعث معروفیت این تغییرات شد، نیاز به حساب داری را برای استفاده مجزا از کسب اشکار کرد و بنابراین توجه خود را به مساله تجویز هزینه معطوف کرد.
فرایندهای تولید توده ای ممکن است با موارد اقتصاد تصنعی در تقابل قرار گیرد. در مرود اخیر تولید کنندگان برای خرید مواد اولیه و پرداخت به نیروی کار با پیشرفت کار، با مراحل پرداخت خواه در کارگاه یا در محل کار،همکاری می کردند .تفاوت بین روشهای پرداخت و کسب درآمد نهایی وقتی که کار به آخر می رسید ، سود نامیده می شد و باید هزینه های صاحب کار را پوشش می داد، که معمولا همه انها تولید داخلی بود .عبارت سود هنوز هم توسط اقتصاد دانان استفاده می شود، گرچه این یک عبارت پیش صنعتی است. و مبنای تحقیقا ت وضعیت های سرمایه گذاری را در وضعیت جریان پول نشان می دهد.
با این حال،در تولید کارخانه ای اتحاد بین کسب و استفاده و بین تولید و بازار شکسته شده بود. تولید کننده محصولات خود را برای یک مشتری ناشناخته تولید می کرد، بنابراین نمی توانست قیمت نهایی محصولات خود را تعیین کند. او ، مواد اولیه، ماشین ها و احتملا نیروی کار را پیش از انجام مراحل تولید کسب می کرد و بنابراین تا پیش از تولید نهایی محصول نمی توانست بدون در نظر گرفتن جریان پول نقد قیمت نهایی محصول را حدس بزند. ماهیت مفهومی این مجاز دانستن توسط توماس اثبات شده است که ماهیت مصنوعی حسابداری را که او مستبدانه می خواند توضیح می دهد.
همچنین ما باید ازماهیت معنایی مساله ای که به علت ماهیت تخصیصی در مورد فرایندهای حسابداری متمایز ، در ایالات متحده آمریکا وجود دارد آگاه شویم. مهمترین مساله این روند، شناسایی ماهیت پرداخت هایی است که انجام می شود. مساله دوم تخصیص است، ترسیم فرایند تولید در دو تولید یک محصول یا خدمت. مساله سوم مساله جذب است، ترسیم فرایند استفاده از محصولات در تولید خدمات یامحصولات است. ما در این مرحله سادگی واگذاری را با پیچیدگی تحصیص و جذب مقایسه می کنیم.
مساله ای که بلافاصله بعد از ضرورت تخصیص و جذب در ارتباط با تجمیع کاهش و کاهش حسابداری رخ می دهد، سنجش ابداعات کاری در در تولید و محصولات تولید شده و محاسبه هزینه ها و محصولات تمام ، اقلام تعهدی و کالاهای متفاوت در ارتباط با کاربردهای پیشین و قبل از کسب است. در طول زمان همین ضرورت باعث ایجاد مسایل گسترده ای در حسابداری شده است، که به طور مجازی کل زمینه حسابداری را پوشش داده است و موردی راایجاد کرده است که یک نویسنده آن را " مشکلات تشریحی" نامیده است.
این مشکلات با تقسیم بندی سنتی حسابدرای هزینه و مالی، بیشتر شدند. به علت اهمیت حیاتی این تصمیمات تخصیصی برای سیاست قیمت گذاری، مدت زمان طولانی بعد ازاینکه مالک تجارات خانه برای هزینه های مشتری قسمتی به عوان حسابدرای ختصاص داد باقی ماندند.
در قرن نوزدم حسابداری هزینه در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول از طریق محاسبات غیرحسابداری انجام شد که جوسیا ویید وود و کارلی بابیج آن را در مقالات خود آورده بود. در مرحله دوم نیاز به مرتب کردن وضعیت، موجب ایجاد روش حسابدرای و رشد سیستم های حسابدرای هزینه جدای از سیستم های حسابدرای مالی شد. می توان این دو قسمت مزای حسابداری را با حسابدرای مالی با هم تجمیع کرد و یا با متوسط کنترل حسابداری انها را با هم مرتبط کرد. یک حساب کنترل حداقل هزینه در کتب مالی و یک حساب کنترل حداقل کلی در محاسبات هزینه ای انجام شد. بالاخره ادغام حسابهای مالی و هزینه ای در یک سیستم حسابداری به دست آمد. احتمالا توسعه داده های نظریه حسابداری مدرن از همین آغاز این ادغام اهمیت دارد. ما نباید اهمیت اهمیت توزیعی که توسط مهندسین صنعتی در روشن کردن و گاهی یافتن راه حل های مسائل حسابداری برای مسائل حسابدرای انقلاب صنعتی ایجاد شده است را نادیده بگیریم.
رشد شرکت
شرکت ها نهادهای جدیدی نیستند، رومی ازان همراه با آسانسور، سیستم گرمایش مرکزی و طلاق استفاده می کردند. یک جهان گسترده تجاری از قرن پانزدهم با شرکت هایی که توسط قواعد و سرمایه گذاران طبقه بندی شد ، پا به منصه ظهور گذاشت. با این حال در طول قرن نوزدهم، و خصوصا در انگلستان و آمریکا، به طور فزاینده ای از چند صد به چند ده هزار افزایش یافت. قوانینی برای اسان نمودن شکل گیری و اداره آنها و همچنین اجاد قابلیت آنها برای دولتی که به آنها شخصیت حقوقی اعطا کرده بود تصویب شدند. ویژگی شرکت ها طول حیات نسبتا طولانی آنها (جانشینی دائمی) و قابلیت انتقال سرمایه آنها است. هردو این موارد نتیجه شخصیت حقوقی شرکت ها است ، از آنجاییکه شرکت نمی میرد، بیمار و دیوانه هم نمی شود، در نتیجه ابزار مناسبی برای تعمیم مدت قراردادها است، مثل قراردادهای ارائه سرمایه برای شرکت های برای وظایف صنعتی. به علت قابلیت انتقال سرمایه شرکت، تبدیل به یک ابزار مناسب برای تجار و سرمایه گذاران بنا به اهداف غیرثابت تجاری آنها شده است. به این لیست جنبه عالی غیرقابل مجازات بودن آن را اضافه کنید و شرکت تبدیل به یک ابزار سخت برای رشد تجاری می گردد.
استفاده از شرکت به عنوان وسیله ای برای انتقال دارایی به سرمایه گذاری تجاری، بر تفکیک بین سرمایه و مدیریت آن تاثیر گذاشته است، این مساله در شرکت های " تک نفری" مشهودتر است، اما این مساله در شرکت هایی که زاده سرمایه چنذین سرمایه گذار هستند جالب توجه تر است. برای ارائه اطلاعات در مرود انچه که در باره سرمایه انها اتفاق می افتد به این سرایه گذاران بینام- طبق قانون فرانسه- قانون شرکت ها در انگلستان تصویب شد که شرکت ها را مجبور می کرد که لیست حسابهای خود را ضبط کرده و آن را به سهامداران خود نشان دهند. بسیاری از کشورهای انگلیسی زبان قوانین مشابهی تصویب کردند: فقط در کشور آمریکا ارائه گزارشی که در آن اظهارات راجع به مدیریت و تاثیر آن باشد غیرممکن دانسته شد. امروزه وضعیت به آرامی در حال تغییر است، برای اینکه شرکت ها به عنوان اعضایی برای پرداخت مالیات تلقی می شوند و از حسابداران خواسته می شودکه اطلاعات مالی را برای امکان اخذ مالیات حفظ کنند.
معمولا، قوانین شرکت ها مقرر می دارند که حسابها باید نگه داشته شوند و گزارش انها باید به سهامداران ارائه شود. مساله مهمتر حمایت از سهامداران در برابر کاهش میزان پرداخت سهم برای اینکه آها را هنگامی که مدیر پول شرکت را از دست می دهد ساکت نگه دارند است، قانون تصریح دارد که سود سهام تنها خارج از سود قابلیت پرداخت دارند. این ضرورت ایجاد حسابهای دوره ای ، یا اظهارات مالی سالانه، نسبت به حسابهای شرکت و مواردی از شرکت که با توجه به سیستم کارخانه ایجاد می شود، را ایجاد میک ند.
همانطور که از تولید کننده اطلاعاتی در رابطه با کاهش، کار طبق برنامه وکالاهای تولیدی، و هزینه های فروش در رابطه با محصولات یا خدمات خاص خواسته شده است، از شرکت نیز چنین اطلاعاتی در بازه های زمانی خاص خواسته شده است. مشکلات اصلی در ارائه گزارشات مالی طول عمر حقوقی شرکت نسبت به تولیدات آن است. در نتیجه حسابداران روش های حسابدرای معمولی را می پذیرند ، به طوریکه در این روش مواد خامی که به محصولات تبدیل می شوندرا محاسبه می کنند و با طی مراحلی تبدیل به محصولات قابل فروش می شوند، و این محصولات به قیمتی بالاتر از هزینه های تولیدی خود فروخته خواهند شد. رویه فعلی این عقیده را هم دنبال میک ند که تا وقتی که تجارتبه اندازه سرمایه خود سود کسب نکند و یا دارایی خود حاصل از مشتریانش به عنوان بخشی از قیمت فروش محصولات خود، تثبیت نکند ، به همام روش ادامه خواهد داد.
یک فرضیه مرتبط جاری، که برای ارزیابی دارایی مورد نیاز بود نیز مقیاس اندازه گیری منافع را تحت تاثیر قرار داد برای اینکه کاهش ارزش دارایی باید به عنوان ضرر تلقی شود. فرضیه های دیگری که برای گزارش درآمد به کار گرفته شد شامل فرضیه درآمد، که روش های تخصیصی مورد استفاده برای حسابداری برای گزارشات مالی مفید هستند، و فرضیه واحد پولی ثابت که قدرت خرید را تغییر می دهد را می توان در مطالعات خود حذف کرد. مساله مهم دیگر در قانون شرکت ها ، اختصاص سرمایه شرکت در موارد قانون گذاری است. قانون شرکت ها که برای ثبت شرکت ها تصویب شده است، تا دستوراتی در مورد نوع سهام اولیه آنها، و کاهش این سهام اولیه فقط در صورت اجازه قانون ، این باور اشتباه را به وجود آورده است که افرادی که در شرکت ها تحت عناوین مختلف عضویت دارند با این قانون حمایت می شوند. سپس انواع مختلفی از قوانین فرعی به قوانین موجود اضافه شدند: حسابهای شرکت را چگونه باید برای رسیدن به برابری محاسبه کرد، با اضافه مانده سرمایه چه می توان کرد. این نوع مشکلات همراه با مشکلاتی در زمینه ارائه گزارشات دوره ای مالی برای تاکید بر جدا سازی درآمد از سرمایه دارد بررسی شدندکه ویژگی اصلی حسابدرای مالی است. عبارت حفظ سرمایه؛ حفظ سرمایه قانونی سالم شرکت با عبارت حفظ دارایی شرکت در یک وضعیت تولیدی یا حفظ سرمایه اقتصادی تعارض دارد.
علی رغم این مقررات قانونی برای حمایت از سرمایه گذاران و سهام داران ، مدیرین بی توجه هیچ گاه به دنبال یافتن راهی برای تبدیل سرمایه به سود ، پرداخت سهام به بخشی از سهام داران بیش از سود تقسیمی،نخواهند رفت، و همواره به دنبال کلاهبرداری از طلبکاران خواهند بود. یکی از اهداف نظریه حسابداری ، ارائه قوانینی است که این اهداف را به واقعیت بدل کند. این، ماهیت هنجاری بسیاری از قوانین حسابداری را نشان می دهد. هدف آنها منصرف کردن مردم از رفتار غیرصادقانه است.
یکی از روش های میان بر عالی برای رشد شرکت ها در ایالات متحده آمریکا قانون ضد تشکیل "تراست" است. در قرن نوزدم تعدادی از شرکت ها با حفظ سرمایه یا سود خود رشد کرده اند و به اندازه ای رسیده اند که علنا نشان دهنده قدرت اجتماعی و اقتصادی و توزیع ثروت هستند. نام شرکتی که با رشد خود کنترل امور شرکت های دیگر را به دست می گیرد "شرکت مادر" نام دارد. در سال 1890 در ایالات متحده آمریکا، کنگره قانون ضدتراست شیرمن را تصویب کرد، تا مانع تملک سهام شرکت های دیگر به رو.ش های مختلف توسط شرکت هایی که دارایی کافی برای مالکیت شرکتهای دیگر را ندارند شود. این قانون شرکت ها را مجبور کرد که برای کسب سهام شرکت های دیگر قدرت لازم را کسب کنند و بری از قوانین ایالات خاص با هدف جلوگیری از این مورد تصویب شدند. قانون کلایتون در سال 1914 تصویب شد که کسب سهام شرکت های دیگر را اگر با هدف تضعیف رقابت باشد ممنوع کرد. علی رغم این مقیاس و مقیاس های دیگر، ادغام کننده ها و کسب کننده ها موفق شدند و ادغام مجازی و افقی توسط ادغام کنندگان شرکتها موفق شدند یک شرکت منافع حاصل از شرکت های مختلف که در زمینه های مختلف صنعتی فعالیت می کردند را کنترل می کرد.
نتیجه ادغام شرکت ها لزوم ارائه گزارشات مالی بود که سرمایه ها ومنافع گروه های مختلف را که با هم ممزوج شده بودند را نشان می داد. و در نتیجه گزارشات مالی در سال 1886 ادغام شدند گرچه حتی در اولین گزارش شرکت ها در آمریکا در سال 1902 هنوز گزارشهای شرکت ها به طور کامل با هم ادغام نشده اند.
راه آهن و قوانین دولتی
اهمیت راه آهن در شناساندن قوانین حسابداری را نمی توان نادیده گرفت. و این بزرگترین دست آورد انقلاب صنعتی است. اولین اقدام سرمایه ای شدید که آنها در شرایط غیرقابل اشتباه ارائه کردند جداسازی سرمایه و مدیریت بود، و بدین ترتیب آنها اولین سناریوی مقررات مدیریت تجاری را تصویب کردند که شامل گزارشات مالی بود. این باعث تخلفات بسیاری شد که سهام راه اهن را فرختند و بدون اینکه خود بخواهند وارد حیطه کنترل و مدیریت راه آهن شدند.
بورس نیویورک پیش از انقلاب صنعتی وجود داشت، اما تنها در سال 1866 ارائه گزارش مالی را برای شرکت های نام برده شده الزامی نمود. اما تا سال 1990 این مساله اجرا نمی شد. یکی از دلایل اصلی ذکر کردن سازمان بورس نیویورک تاثیر شگرف در قیمت های سهام راه آهن بود نتیجه عدم توجه به سرمایه گذاران و همچنین تغییر مدیران راه آهن بود.
راه آهن مرکز تاریخی بحث هایی بود که گزارشات نه فقط برای درآمد بلکه در مورد تمام موارد باید ارائه شود. مدیران راه آهن استدلال می کردند که حفظ و جایگزینی ابزار کافی باعث ایجاد یک راه همیشگی می شود و تیرهای راه آهن غیرقطعی خواهند بود. این راه حل جذابیت های خاص خود راداشت برای اینکه این روش هزینه را در سالهای تورمی در حد معقول نگه داشت و در سالهای خوب ان را به حداثقل رسانده و یا حتی به صفر رساند.
در سال 1876، اعضاء هیئت راه آهن ماساچوست از راه آهن خواستند که حسابهای خود را حفظ کنند و در سال 1879، یک سیستم متحدالشکل در کل کشور توسط کمیته بین المللی اقتصاد راه اندازی شد . قانون هپبیرن 1906 راه آهن را مجبور به حفظ حسابهای خود کرد. و طبقه بندی هزینه های عملیاتی در سال 1907 به آن اضافه شد و در نهایت طبقه بندی هزینه های راه آهن بخار در سال 1914 تکمیل شد.
طرح 1907، برای کاهش هزینه های عملیاتی در یک مبنای ماهانه تصویب شد اما به راه آهن های فردیاین اختیار را داد که مثلا در صورت از دست دادن پول از انجام این کار اجتاب کنند. ICC در سال 1923، ارائه گزارش مالی را الزامی کرد ، اما راه آهن با این مساله مخالفت کرد و استدلالاتی را مطرح کرد مثل اینکه این گزارش ها وقت گیر، گول زننده، هستند و محاسبه دقیق آنها غیر ممکن است، که حتی تاکنون وقتی الزامی به این قانون اضافه می شودن همین استدلالات به گوش می رسند. این مخالفت باعث شد که الزامی بودن این گزارش تا سال 1932 به تعویق بیافتد و در این سال هم به علت آشفتگی هایسی که به وجود امد اجرای این قانون معلق شد. اما نهایتا در سال 1943 به اجرا درآمد. بدون شک حذف کاهش یکی از عواملی بود که راه آهن را از پیشرفت و جذب سرمایه های هنگف بازداشت.
نتیجه این بحث ها اثر نداشت چون قوانین ایالات متحده بسیار پیش تر راه آهن را مجبور به ارائه کاهش در گزارشات خود کرده بود. اما خود بحث اهمیت دارد چرا که نشان دهنده انتقال از یک سیستم پیش صنعتی به یک سیستم صنعتی است. قوانین دولتی در آمریکا در قوانین شرکت انگلستان و کشورهای دیگر تاثیراتی داشت همراه با آن بسیاریس از کمینته های حسابرسی از جمله ICC سیستم های حسابداری را به رعایت این قوانین ملزم کردند. گرچه برخی مشکلات حسابداری شناسایی شده اند و از طریق این فرایند زاه حل آنها شناسایی شده است اجماع کلی براین است که قوانین دولتی اثرات نامطلوبی بر سرمایه گذاری های قانونمند از طریق از بین بردن انگیزه تجربی و نوآوری داشته است. علاوه بر این سیستم های حسابداری از اینکه گزارشات مالی خود را ارائه کنند امتناع کرده اند و این مساله در طول زمان به طور فزاینده ای تبدیلبه یک مساله سیاسی شده است. این به این دلیل است که کمیته ها تعیین کننده میزان بوده اند در نتیجه عملیات تعیین قیمت را در خارج از بازار انجام میدهند. یکی از روش های اصلی برای دولت برای اینکه بر اهداف سیاسی تاثیر بگذارند، ثبات قیمت ها بوده است.
بنابراین گرچه تعدادی از موارد حسابداری از طریق قانون گذاری ابزار عمومی ایجاد شده اند مساله نرخ گذاری را می توان همین الان در حوزه مسایل سیاسی تشریح کرد و آن را بخشی از مجموعه مواردی که نظریه حسابداری می خواهد تشریح کند ندانست.
مالیات بر درآمد شرکت
احتمالا مالیات بر درآمد شرکت تاثیر بسیار گسترده ای بر رشد حسابداری داشته است چرا که این مساله در تمام شرکت های حسابداری خواه کوچک یا بزرگ ، متحد یا غیر متحد ، منظم یا غیر منظم ،تاثیر می گذارد . در اینجا ما باتاثیر مالیات بر درآمد دولت بر توسعه نظریه حسابدرای مدرن سروکارداریم.
مساله چالش برانگیز این است که مالیات بر درآمد شرکت یک ساختار قانونی است و بنابراین راه حل های ارائه شده به مسایل قانونی ، راه حل های قانونی هستند. اینکه قانون تا چه حد راه حل های حسابداری را به زسمیت می شناسد ، حسابداری را بخشی از قانون می کند. برای مثال قانون مالیاتها هیچ تعریفی از درآمد ارائه نداده است، و تمایل منطقی هیئت تعیین مالیات بر تعیین انتقالات پولی مالیات است. در آمریکا اولین اقدامات برای مالیات بر درآمد شرکت ها ، اجرای قانون سال 1909 و قانون درآمد سال 1913 بود که درامد خالص را به عنوان دریافت پولی و نه هزینه پولی محاسبه کرد و برای قبول این روش به عنوان مبنای تعیین مالیات بردرآمد جنگی اتفاق افتاد.
مثال برجسته ای که برای بیان تفاوت بین حسابداری و تعیین مالیات ذکر شده است را می توان در انگلستان یافت که هدف ان اخذ مالیات نیز می باشد، و محاسبات تجاری به عنوان نقطه شروع هستند. قوانین مالیات قبل از اینکه نیاز به شارز استهلاک به طور کامل شناخته شوند تصویب شدند و تا امروز استهلاک در انگلستان قابل محاسبه نیست. با این حال تجار بالاخره موفق به متقاعد کردن نویسندگان مالیات شدند که دارایی ها ممکن است در طول زمان ارزش خود را از دست بدهند و قوانین مالیات هم قبول کرده اند که برای این میزان قسمتی را در نظر بگیرند. اینها موارد ضروری هستند که در تعیین مالیات باید مدنظر قرار گیرند، که هیچ ارتباطی با استهلاک حسابداری ندارند و فقط قابلیت اعمال در بخشهای خاصی از اعمال مالیات در دارایی رادارند، و مواردی مثل تعمیر مغازه و ساخت و ساز دفتر در ضمن این مورد محاسبه نمی شوند. در تعیین مالیات تجاری به تاریخ انگلستان رجوع میک نیم، حسابدار، استهلاک را از درامد خالص کسر می کند و تفاوت این دو را محاسبه می کند و رقم را طبق قانون محاسبه می کند.
این مثال نشان می دهد که گرچه درآمد خالص تجاری برای محاسبه درآمد بر مالیات لازم است اما این دو ، دو مفهوم کاملا متمایز از هم هستند. به نظر می رسد که تمایل اصلی کنگره ایجاد مفهوم درامد بر مالیات باشد که با خالص درآمد ارتباط دارد. در مورداول، فرار مالیاتی از طریق تکنیک های مالیاتی راه های گریزی ایجاد کرده است که از تصویب قوانین خاصی در زمینه مالیات ، ارزش یابی سرمایه گذاری ها در زمینه هزینه های اولیه ، جلوگیری کرده است. اما می توان این مساله را در برخی موارد منطقی دانست. در مورد دوم، از قوانین مالیات بر درامد برای توزیع مجدد ثروت و ارتقاء اهداف سیاسی که منجر به تصویب مقررات مختلفی در رابطه با چه مواردی در قوانین مالیاتی باید ضمیمه شود و چه مواردی نباید، و چه مواردیباید و یا نباید از آن کسر شود ، استفاده می شود.
بنابراین ما نباید مالیات بر درامد شرکت را به عنوان منبعی برای نظریه مدرن حسابداری بدانیم. اهمیت ان در موارد زیر است:
1-تعمیم دادن نیاز به حسابداری به بسیاری از کسب و کارهایی که در غیراین صورت ، گزارش مالی ارائه نمی دادند
2-تحت تاثیر قرار دادن بسیاری از کسب و کارها برای پذیرش قواعد و یا راهنمای مالیاتی برای تعریف مواردی مثل درآمد و هزینه، برای اینکه در عملیات کلی پیچیدگیهایی وجود دارد.
3-تشویق به ایجاد بحث هایی در مورد مفاهیمی مثل استهلاک و سیاهه اموال ، تعهد و تعویقی و ارزیابی مسئولیت و دارایی از طریق گزارش دادن جایگزین ها برای عملیات عادی
4-تعریف یک مجموعه فرعی برای مسایل حسابداری ، حسابدرای برای تعیین مالیات، که توانایی حسابداران را برای تشریح کاربردهای اصول حسابداری که توسط انها در زمینه های مختلف ارائه شده است قادر می سازد.
5-وقتی قانون مالیات ، تعویق یا استنباط خاصی را در ارائه گزارش مالی الزامی می کند ، تنظیم روش حسابداری برای اینکه با این الزامات مطابق باشد. وضعیت در ایالات متحده آمریکا با توجه به استفاده از روش LIFO در تعیین هزینه های کاهاهای فروخته شده همین طور است. در برخی از کشورها (فرانسه، المان) بسیاری از موارد گزارشهای مالی به خاطر الزامات قانون مالیات ارائه می شوند.
6- اثرات بد در نظریه های حسابداری مثل نظریه ایسنر در مقابل موکومبر، که برای توجیه اعمالی که خارج از چهارچوب قانون انجام شده استف ارائه شده است.
اقتصاددانها
تا اوایل قرن نوزددهم اغلب اقتصاددانان ، اقتصاددانان سیاسی بودند. عقیده آنها در مورد توزیع محصولات و ثروت به وضعیت سیاسی وقت بستگی داشت. با این حال در پایان قرن نوزدهم ، اقتصاددانان نقش مناسبی را که صنعت در تولید و توزیع ثروت ایفا میکند را کشف کردند. این اقتصاددانان معروف مثل آلفرد مارشال در انگلستان، بوهم باورک در استرالیا، و جی، بی، کلارک در ایالات متحده آمریکا ، تحقیقاتی در مورد سرمایه گذاری تجاری و تشریح مواردی مثل درآمد، سرمایه، و هزینه که علاوه بر این موضوع نظریه حسابداری هستند ، انجام دادند. سامبیرت متذکر شد که عقاید اقتصاددانان در این مورد ریشه در حسابداری دارد ، اما غلبه مکتب سود تعاریفی ارائه کرد که منجرر به گوشه نشینی حسابداران و اقتصاددانان شد.
با این حال، مشلبهت روشن موضوعات اصلی تحقیقات موجب شد که برخی از نظریه های اولیه حسابداری فرض کنند که قوانین حسابدرای و اقتصادی بسیار حیاتی هستند، بنابراین مسایل حسابداری قابلیت حل در چهارچوب مسایل اقتصادی را ندارند. این تفسیر نفوذ چندانی در نظریه اهی معاصر حسابدرای نداشته است، و مبنای آن نمی تواند مبنای نویسندگان سالهای اولیه قرن بیستم باشد.
در اقتصاد کلان، توجه اولیه اقتصاددانان به درآمد و تولید ان، بررسی رفتار اقتصاد در سطح شرکتها، است که برای حمایت از زمینه اصلی منافع طراحی شده است. به همین دلیل، اقتصاددانان همواره در مدل پیش صنعتی متوقف بوده اند که دست آوردها و کاربردها، سرمایه و دارایی، در ان متمایز نیستند، و زمان می توان به طر کلی از بین متغیرهایم هم حذف شده یامیزان آن به طور قابل توجهی کاهش یابد و موسسات مالی را می توان به عنوان منبع مالی بتوان حذف کرد . همانطور که گفتیم این انتقال توسط اقتصاد دانان انجام شدو اثرات ان در قرن نوزدم با روش ارزیابی شکوفا شد که ما این روش را تخصیص می نامیم.
یکی ازاستثناعات مهم در قصور اقتصاددانان در پذیرش واقعیت های اقتصادی ( و حتما پست اقتصادی) فردی به نام جی، ام ، کلارک بود. کلارک وضعیت هایی را شناسایی کرد که در ان ارزشیابی اقتصادی نمی تواند تحت تاثیر ورودی حاشیه ای در ورودی یا خروجی محصولات شود. کلارک به طور خاص با هزینه های اضافی غیرقابل ورود در شرکت های تولیدی،سروکار داشت . اقتصاد دان دیگری که می خواست اقتصاد خرد را وارد حیطه اقتصاد کند، سوریستن وبلن بود. متاسفانه از آنجاییکه همکاران او نمی توانستند نظریه ریچارد را که مبنای تحقیق انها بود رد کنند ، نظریه وی را نپذیرفتند.
مکتب آمریکایی نظریه حسابدرای
روندمشابهی در کشورهای دیگر اتفاق افتاد. وضعیت در انگلستان که انقلاب صنعتی و تصویب قانون مالیات بردرآمد در ان اتفاق افتاد با وضعیت ایالات متحده آمریکا که دولت در آن نقش منحصر به فردی را ایفا می کرد کاملا برعکس بود. سیستم قضایی آنگلو-امریکایی با سیستم قضایی انگلیسی که قانون مالیات بر درامد را تصویب کرد مغایر بود. بااین حال ذکر این نکته هم خالی از لطف نیست که عکس العمل حسابداران در سراسر جهان به این مساله مشابه هم بود. در اغاز قرن بیستم، محتوای گزارش مالی در کل جهان تقریبا مشابه جهان غرب بود.
با این حال از سال 1930 ، عوامل خاصی باعث شد که امریکا به عنوان پیشرو توسعه نظریه حسابداری عمل کند. یک "مکتب آمریکایی نظریه حسابداری" متفاوتی وجود دارد. ویژگی های این مکتب عبارتند از: 1)-دخالت دانشگاهیان ومتخصصین بسیاری در تعریف ، و بحث در مورد موارد حسابدرای 2)- وجود موسساتی که نظرات تئوریهای حسابداری را اعلام کرده و به انها توجه می کنند. برای مثال AICPA , و AAA 3)- مقبولیت عمومی مکتب اقتصادی نئو کلاسیک در مورد سرمایه گذاری، که متخصصین امور مالی شرکت ها آن را پذیرفته اند. 4)- و روش تجربی حسابدرای با هدف ایجاد چهارچوبی که نقش حاتی حسابدرای را که در گذشته اعامل می کرده است را تشریح و توجیه می کند.
اولین نظریه پردازی که خود را در زمینه نظریه پردازی حسابدرای به دنیا معرفی کرد، پیتون بود، که تحقیق اولیه وی به عنولن پایان نامه دکترای وی در سال 1916 نگارش یافت. پیتون بر تئوری نهادی تاکید کرد که نویسندگان آمریکاییاین نهاد را پیش از او شناخته بودند و نویسندگان اروپایی در قرن نوزدهم ان را به دنیا معرفی کرده بودند. پیتون در مقدمه کتاب خود ذکرکرد که :" نهاد مجزا یا – شخصا، تعمیمی از داستان نهاد شرکت- پذیرفته شده است، گرچه کیفیت ان در حد عالی نیست."
ای،سی،لیتلتون نویسنده دیگری بود که تحقیقات او یک شکل روشن تئوریک به خود گرفت و نظریات او به طور قابل توجهی در نظریات حسابدرای وارد شد. هم پیتون و هم لیتلتون، سهم مهمی در متون حسابداری بین سالهای 1925 تا مرگ لیتلتون در سال 1974 ایفا کردند ،دکتر پیتون هنوز هم دررشته خود مشغول فعالیت است.
جنبه های اصلی عقاید لیتلتون در مورد نظریه حسابدرای در زیر به طور خلاصه آمده است:
1-روش قیاسی برای توسعه دانش حسابداری
2-روش تاریخی ایجاد ارتباط بین عملیات حسابدرای و توسعه اجتماعی و اقتصادی
3-توسعه ایده هدف عمومی گزارش های مالی که توسعه اولیه ساختمان تفکرات حسابدرای را بنا کرد.
4-ساختمان نظریه حسابدرای به عنوان سطوح مختلف صحت ارتباط بین مفاهیم مختلف
5-نظریه جامع حسابدرای به عنوان بدنه مرتبط دانش عمومی که باید به عنوان یک قانون ساده بررسی و تست شود.
امروز، لیتلتون به عنوان عنصری از گذشته یاد می شود، متخصصین حسابدرای کنونی در زمینه های مختلف عقاید متفاوتی را می پذیرند. با این حال خلاف تعاریف و تشریح های وی تا کنون و در عمل ثابت نشده است، و به همین دلیل تا کنون قسمتی از نظریه حسابدرای را تشکیل می دهد.
در طول این دوره برخیاز نویسندگان دیگر هم خود را برای شرکت در نظریه حسابدرای اماده کردند. برخی مثل ، جی، او، می، موریس، ای، پیلوبت، ویلمر، ای، گرین، توماس هنری سندرس و پری ماسون تعریفی از عملیات مالی امروزی و مبنای آنها استخراج کردند. اس، پاول خدمت مشابهی را برای حسابدرای هزینه ها انجام داد. آر، دی اسکات تلاش کرد که قوانین حسابداری را با قوانین آماری مطابقت دهد. جانف بی، کانینگ، با همکاری نظریه پردازان اقتصادی مثل ایروینگ فیشر، هنری دبیلیو، سوونسی بر روی مسایل حسابدرای زمانی که قیمت ها تغییر می کند تحقیق کرد. روبرت اچ مونتکومری، تلاش کرد که یک نظریه حسابداری طراحی کند. استافن دیلمن تلاش کرد که اصطلاحات حسابداری را به طور عمومی تعریف کند و مفهوم عمومی از درامد را ارائه کند.
از سال 1950، از آنجاییکه تحقیقات حسابداری در دانشگاه های ایالات متحده امریکا به عنوان موضوع اولیه مطرح شده است، تحقیقات انجام شده در مورد حسابداری و انواع ان به طور فزاینده ای افزایش یافته است. این مساله تا حدی در نتیجه افزایش فارغ التحصیلان حسابداری در مقطع دکترا بوده است برایاینکه مقطع دکترا در رشته حسابدرای معمولا یک درجه تحقیقاتی است و فردی که به این درجه نائل می شود وظیفه اخلاقی دارد که بعد از اتمام دوره نیز به کشف و تحقیقدرزمینه حسابدرای مشغول شود. اما بسیاری از متخصصین و مدرسان حسابدرای که به دریافت این درجه نائل نشده اند نیز برای گسترش بدنه حسابدرای به تحقیق ئ مطالعه می پردازند. ارائه لیست کاملی از این نویسندگان امکان ندارد اما تا جایی که امکان دارد فهرست این افراد ردر جای مناسبی ذکر خواهد شد. به هر حال آنچه مسلم است این است که جهان تا به حال خلاصه ای از استعدادها در مورد حسابداری مثل آنچه که در ایالات متحده آمریکا در طول هفتاد سال اخیربه چاپ رسیده است، رابه خود ندیده است .برای مثال ساندرس، هات فیلد و مور با موسسات سیلز و هاسکینز متحد شدند. موسسه حسابدرای آمریکا، و موسسه جانشین آن موسسه آمریکایی دارای مددرک حسابدرای عمومی معمولا بدون همکاری با موسسات دیگر تحقیقاتی انجام می داد و فروم هایی برای اصول حسابدارری ارائه می داد. مجله حسابدرای. قسمت ربع نشر موسسه حسابدرای آمریکا مرور حسابدرای در سال 1925، به سرعت تبدیل به وسیله ای سریع برای ارائه بحث ها و عقاید نظری جدید شد. AAA کمیته ای برای متخصصانی که هدف تحقیقاتی مشابهی داشتند ترتیب داد این متخصصان علاقه داشتند که با هم کار کنند و اثار مشترکی منتشر کنند. همچنین موسسه AAA یک مجموعه تک امضایی منتشر کرد که به ناشران برتر اجازه یمداد که اثار خود را که احتمال می دادند در خانه انتشار اجازه چاپ نگیرد منتشر کنند. موسسه IACPA نیز حمایت مشابهی را ارائه می کرد و موسسه حمایت مالی برای تحقیقات حسابداری موسسه AAA را برای حمایت مالی از تحقیقات حسابداری معرفی میکرد. در سالهای اخیر اینترتیبات موسسه ای افزایش یافته است و موسسات زیادی در امریکا از تحقیقات حسابداری حمایت می کنندو
پذیرش نظریه اقتصاد نئوکلاسیک
در اوایل دوره بحث تاثیر اولیه در نظریه حسابدرای به لحاظ ماهوی اثر قانونی بود. حرفه مدرن حسابدرای ریشه های خاص خود را در قانون دارد و هیچ گاه قوانین راجع یه ورشکستگی و قوانین گذشته قرن نوزدهم انگلستان را در مورد مالیات و قوانین قرن بیستم آمریکا را نادیده نمی گیرد. تحقیق در مورد اصول حسابداری به طور ثابتی به چهارچوب مشابه قانونی آن و. نویسندگانی که اصول محیطی حسابدرای را ارائه کرده اند و اصول تغییرناپذیر حسابدرای ارجاع داده می شود.
با این حال ما به این نتیجه رسیدیم که از سال 1929 عقیده عمومی براین بوده است که تلاش کنند و حسابدرای را تبدیا به یکی از شاخه های اقتصاد کنند. کانینگ یکی از همکاران اروینگ فیشر بود و که تلاشهای او در ارئه نظریه درآمد و سرمایه، در اینده بحث خواهد شد و او تلاش کرد که عقاید فیشر را به نوعی تعبیر کند که برای حسابداران کاربرد داشته باشد. تفکرات فیشر و کانیگ دردانشگاه کالیفرنیا انجام می شد ما می توانیم به این عقیده باشیم که مکتب نظریه های حسابدرای دانشگاه کالیفرنیا توسط عقاید این دو نفر ابداع شده است. ماذیس مونتیز، مدیر فعلی دانشگاه کالیفرنیا است.
پیتون نیز در مورد نظریات حسابدرای مطالعه می کرد و می توان او را هم به عنوان فردی که در ای مورد در میشیگان تلاش می کرد و حسابدرای رابه عنوا یک مرد جوان می پنداشت دانست. اما او بیشتر تلاش می کرد که حسابداری را از اقتصاد جدا کند نه اینکه تلاش کند حسابداری را در چهارچوب اقتصاد جا دهد. بعد اخیر حسابداری به نظر می رسد که باادغام حسابداری در اقتصاد سنخیت بیشتری داشته باشد. و از سال 1936 تا کنون پذیرش تئوری حسابداری به شکل نئوکلاسیک آن فرمی که معمولا امروزه این شکل در دانشگاه های آمریکا تصور می شود عمومیت یافته است. در طول چهل سال گذشته، فقط مکتب اقتصاد فیشرین و کینیسرین بدنام نبوده است که با مکتب نئوکلاسیک در هم آمیخته است.
پذیرش نظریه اقتصادی، اثرات متعددی بر توسعه نظریه حسابداری داشت است. در مرود اول، سخت گیری هایی که موجب ایجاد نظریه های اقتصادی می شود و ایجاد مدل های اقتصادی و کاربرد آنها برای ایجاد برهان و استنباط قواعد و اصول به طور گسترده ای به عنوان یک معیار قابل قبول به عنوان کار موازیس نظریه های اقتصادی مورد قبول واقع شده است. لحن اقتصادی نویسندگان پیشین حسابداری با لحن استدلالی جاایگزین شده است. علاوه براین تعاریف و مفاهیم زیادی که مربوط به علم اقتصاد بودند توسط حسابداران استفاده شدند ( همانطور که پیش از آن اقتصاددانان مفاهیم و اصطلاحات حسابداری را پذیرفتند) که راه های تحقیقات پرثمر در این رابطه را گشود .مثال انها استفاده حسابداران از این مفاهیم اقتصادی مثل هزینه های حاشیه ای، هزینه های سوخته؛ارزش کنونی و تورم را نام برد. در حقیقت در زمان خود حسابداری به عنوان شاخه ای از اقتصاد بوده است و برعکس.
سوم و علی الخصوص توسعه نظریه اقتصاد شرکتی بر اساس نظریه سرمایه گذاری اقتصادی ، نظریه های حسابداری را با چالش و فرصت روبرو کرده است. روشن است که جنبه های مالی و حسابداری به طور غیرقابل حلی با هم مرتبط هستند و ما مشابهت بین معادلات مبنایی دو قانون را نشان داده ایم. ارائه یک تئوری حسابدرای که با تئوری مالی هماهنگ باشد یک هدف مفید است. ما در آینده اثبات خواهیم کرد که این هدف چگونه APB شماره 40 را توجیه می کند و بسیاری از اظهارات جامع در مورد تئوری حسابداری حاصل حرفه حسابداری است..
روش شناسی شکل گیری نظریه حسابداری
این عقیده که نظریه حسابداری باید تعداد کمی باشند توسط کمیته مجتمع AIA در بورس ایالات متحده آمریکا پذیرفته شده است. ممکن است که ما به این نتیجه برسیم که اقتصاددانان، وقتی که قانون تقاضا از به حداکثر رساندن تقاضای مصرف و قانون عرضه از تقاضای افزایش تولید و سود منتج می شود نوعی الهام را ایجاد میک ند.
این عقیده با عقیده استنتاجی لیتلتون متناقض است. لیتلتون عقیده داشت که اشتقاق بین اصول حسابداری از اصول خوب حسابداری ایجاد می شود. عملیات خوب تجاری با نظریه های خوب حسابداری در ارتباط هستند . گرچه فرم رسمی تقاضا، اصول و قواعد در این فرایند به طور مشهود وجود نداشت ، اما بحث لیتلتون- چمبرز بحث های هنجاری خاصی مبنای استدلال لیتلتون را تشکیل می دهد. به عقیده او حسابدرای علمی از بایدهای حسابداری بود:
از سوی دیگر پیتون مفاهیم مبنایی تئوری را به صورت زیر خلاصه بندی کرده است:
1-نهاد متفاوت تجارت از مدیران و صاحبان آن
2-رفع نگرانی از این مورد به عنوان یک فرض عادی
3-معادله ترازنامه، دارایی= تساوی
4-ماهیت کامل شرایط مالی که در ان شرایط بسیار مهم با دلار نشان داده شده اند
5-ثبات واحد مقیاس (دلار)
6-برابری هزینه و ارزش در ورودی اولیه
7-گذرپذیری هزینه که منتقل می شود و ضمیمه می گردد
8-تعهد هزینه ها، انقضا آنها در طول زمان و قابلیت ضمیمه آنها در محصولات
روش رسمی تری توسط ماتاسیچ ارائه شده است که با این تعریف آغاز می شود:
حسابداری (قانونی در ارتباط با) دستورات کیفی و پروژه ای (چرخه) درآمد و ثروت است که با روش هایی بر مبنای فرضیه های زیر هماهنگ است:
به طور خاص هیجده فرضیه در این زمینه وجود دارد:
1-ارزشیابی پولی
2-زمان
3-ساختار (حسابداری به عنوان یک سیستم بسته)
4-ثنویت (ورودی دوگانه)
5-تجمیع (عملیات الگوریتمی)
6-موارد اقتصادی (منابع کمیاب)
7-عدم تساوی مشتریان مالی (ثبات واحد اندازه گیری)
8-بنگاه های اقتصادی (عاملان انسانی)
9-نهادها ( موسسات اجتماعی)
10-معاملات اقتصادی (انتقالات ارزشی)
11-ارزشیابی ( قواعد عملی برای اندازه گیری انتقالات ارزشها)
12-واقع گرایی (قواعد عملی برای اندازه گیری درآمد)
13-طبقه بندی ( قواعد عملی برای بررسی انتقالات ارزشها)
14-ورودی داده (قواعد عملی نگه داری اطلاعات)
15-بقا ( قواعد عملی برای طول مدت زمانی)
16-تمدید (قواعد عملی برای گسترش نهاد های مالی)
17-تخصیص ( قواعد عملی برای ارزشهای ورودی قسمت های نهادی)
18-- مادی گرایی (قواعد عملی برای شناسایی داده ها)
علی رغم برخی از مواردی که با هم اصطکاک دارند، این گزارش بسیار دقیق از اصول اکثر توسط حسابداران بسیار خبره ارائه شده است و عملیات حسابدرای را که اغلب مردم با آن سروکار دارند را تشریح می کند. با این حال می توان این گزارش را ناقص هم فرض کرد برای اینکه هیچ موردی برای استفاده نیازمندیها در ان وجود ندارد ( فرضیات رفتاری در رابطه با عامل )و برخی نیازهایی که معمولا مورد قبول عامه هستند، خصوصا نیازمندی های مرتبط، ثبات و مداومت و هدف را ندارند.
مدل دیگر روش شناسی مدلی است که استرلینگ آن را به کار برده است. استرلینگ از روش صریح، و مراجعه به نظریات مالی درآمد نظریه قیمت، نظریه اطلاعات و ارتباطات روش خود را پی ریزی کرده است. به علت ارتباط قراردادی چهارچوب های نظری تعیین تعاریف، فرضیه ها، و مدلهایی که در ارائه نظریه وی استفاده شده اند برای او بهتر است خصوصا اینکه روش استرلینگ بیشتر جنبه هنجاری دارد.
گزارش A P B شماره 4 : " مفاهیم پایه ای و اصول اساسی گزارش های مالی برای سرمایه گذاری های تجاری" در جایی بین این دو بی نهایت جای دارد، چرا که این روش از تقاضا و پذیرش چهارچوب های کلی مرجع ها به عنوان اجزای لاینقطع تفسیرها هستند.
گزارش APB شماره 4
از آنجاییکه از دهه1920 ایجاد یک پایه علمی برای مطالعات حسابدرای دانشگاهی روشن و مبرهن بوده است از سال 1958 نبود که تخصص عملی حسابدرای آمریکا آماده پذیرش این هدف شد. سپس AICPA که برای تست کردن مجدد و مداوم اصول حسابداری و مکتوب نمودن گزارش ها ارائه شد . در این مورد، APB برای این استثناعات زنده نبود و اولین تلاشها برای تشریح تقاضاها و اصول توسط APB رد شد. علی رغم بازگشت تدریجی رویکرد به مرحله شکل گیری اولیه حسابداری تحقیقات بر روی مبانی اصلی انجام شد و نتایج به دست آمده در سال 1970 در گزارش شماره 4 APB منتشر شد. هدف این گزارش ا هم تحصیلی و هم گسترش بود: مورد اخیر با هدف ایجاد مبنایی برای هدایت توسعه موارد اقتصادی آتی ارائه شد. اما این دو هدف به طور اساسی با هم متفاوت بودند. قسمت توسعه ای شامل پیشنهاد کلی در رابطه با محیط، اهداف و جنبه های اساسی حسابدرای مالی بود. قسمت تحصیلی شامل اصول هایی بود که عموما در حسابدرای مورد پذیررش هستند. مغایرت بین این دو روش در هیچ جا مورد توجه قرار نگرفت. این مساله با تکیه بر روش قیاسی و حذف کلی نتیجه گیری حذف شد:
قسمت اصول کلی پذیرفته شده حسابدرای آنها را به سه قسمت تقسیم کرد:
1-اصول فراگیر که مبنای دیگر اصول را تشکیل می دهد (اما محدود به موارد عادی تغییر پذیر هستند)
2-اصول بسیار کاربردی، از ثبت کردن، ادنازه گیری کردن، و ارتباط برقرار کردن
3-اصول تشریح شده عملی
:قسمت 2 و3 در فصل بعدی در مرود گزارش و اندازه گیری و و قتی که گزارش های مالی فرد به صورت مشروح بررسی می شوند، بحث خواهند شد.در اینجا ما قسمت توسعه ای گزارش ها و اصول فراگیر را برای اثبات ارتباط بین نظریه اقتصادی در قدیم و وضع موجود آن، بررسی می کنیم .
ما تعریف جدید حسابدرای را که از طریق گزارش ارائه شده است بررسی میک نیم. از آنجاییکه این برای شناسایی انواع مسائلی که حسابداری با آن روبرو می شود کمک کننده نیست، لذا موارد مرتبط با حسابداری را در جایگاه خود قرار می دهد مانند سربازان افرادی که برای آنها تصمیم گیری می شود. اغلب نقش هایی که در حسابداری حرفه ای در جوامع مدرن ایفای نقش می کنند، در این تعریف شناسایی نشده اند. حسابدرای مالی به عنوان محصول، تاریج قابل تکرار کیفی در اصطلاحات مالی" تعریف شده است.
این گزارش، حسابدرای مالی را به عنوان یک تاریخ قابل تکرار منابع اقتصادی و تعهدات و فعالیت های اقتصادی که این منابع وتعهدات را عوض میکند تعریف شده است. از آنجاییکه عبارت "اقتصادی" معمولا از نظر لیمن به عنوان هم معنی تجارت به کار می رود ، مدارک بعدی نشان می دهد که در اینجا این معنی کاربرد ندارد و اینکه " اقتصاد" مرجعی مهم در نظریه اقتصادی است. اینکه این دو عبارت باهم تفاوت داردن بعدا به طور مفصل بحث خواهد شد، در اینجا به ذکر این نکته بسنده می کنیم که نظریه اقتصادی از چهارچوب موسسه ای به دست می آید در نظریه اقتصادی صحبت تجارت نیست بلکه فقط از کارافرینان بحث می شود.
سپس مفاهیم محیطی زیر تعریف می شوند
1-اطلاعات حسابداری مالی توسط کاربران مختلف برای اهداف گوناگون به کار میروند. ( این گزارش صراحتا از تمایز میان اطلاعات و داده ها نشات می گیرد.)
2- این فرض وجوددارد که تعداد قابل توجهی از کاربران به اطلاعات مشابهی نیاز دارند.
3-تمام جوامع در تولید، توزیع درآمد، بورس، مصرف، صرفه جویی، و سرمایه گذاری مشارکت دارند.
4-بسیاری از عملیات تولیدی در ایالات متحده آمریکا توسط سرمایه گذارانی انجام میشود که صاحب تجارت های پیچیده ای هستند . این پیچیدگی کاربردی از موارد زیر است:
الف: مداومت فعالیت های اقتصادی (متضمن نیاز به تخصیص)
ب: مشترک بودن محصولات (متضمن نیاز به فرضیه های مطلق)
5- کارکردهای اقتصاد مدرن در چهارچوب تثبیت قانون،عرف، و سنت که بر وجود شرکت و حقوق و تعهدات قراردادی تاثیر می گذارد.
گزارش ، تعاریف زیر را ارائه می کند:
1-منابع اقتصادی- روش های نادر، شامل منابع تولیدی ( مالکیتی یا اجاره ای) تولیدات، پول، طلب های پولی، منافع مالکیتی در سرمایه گذاری های دیگر
2-تعهدات اقتصادی- مسئولیت های فعلی برای انتقال منابع اقتصادی به نهادهای آتی دیگر
3-منافع باقی مانده – منابع اقتصادی منهای تعهدات اقتصادی
4-حوادث اقتصادی- کسب و مصرف منابع ، تحمیل و ابراء تعهدات و تغییردر کاربری و قیمت منابع موجود. این ها به وقایع خارجی و داخلی طبقه بندی شده اند مورد اول شامل معاوضات و انتقال های غیرمعوض است و مورد دوم شامل تولید و موارد غیر ضروری است. گرچه تمایل این طبقه بندی بر تکمیل و خودداری از اصطکاک است اما خواهیم دید که هیچ محلی برای از دست دادن وجود نخواهدداشت (تئوری اقتصادی علاوه بر خلاصه اتلافات) و ضررهای غیررسمی که هم اکنون به عنوان ارزش های خارجی طبقه بندی می شوند.
5-هزینه- هزینه اقتصادی موارد تحمیلی قربانی شده در فعالیتهای اقتصادی است.
انچه که به نظر می رسد این تعاریف و فرضیه ها انجام می دهند انتقال پیشنهادات خاصی است که توسط اقتصاددانان مورد استفاده قرار گرفته است به شکلی است که در آن ، این موارد می توانند با پیشنهاداتی که حسابداران از آن استفاده می کنند ارتباط دهند. همچنین مشاهده ثبات نظریه های اختصاصی به شکل معادله نیز جالب است، منافع باقی مانده برابر است با منابع اقتصادی منهای تعهدات اقتصادی، و در این پیشنهاد که " درآمد خالص یا ضرر می تواند از هر نوع رویدادی که فهرست وار آمده است به جز نتقال بین سرمایه و مالکان آن ب دست اید" درآمد خالص به صورت دیگری تعریف نشده است.
این گزارش جنبه های اساسی و عوامل اساسی حسابداری مالی را ذکر میکند که در جدول 3.4 نشان داده شده است، مشابهت جنبه های کارکردی پیتون و ماتاسیچ مشهود است، همچنین فقدان روش، که توسط ان آنها با اهداف خود برای ایجاد گزارش های مالی تلفیق شوند.
اصول فراگیر و کنوانسیون های اصلاح کننده
از آنجاییکه اصول حسابداری در نتیجه تحقیق و مطالع به دست آمده نه دراثر نتایجی که از عملب حاصل شده باشد در نتیجه نمی توان انتظار داشت که کاملا درداخل چهارچوب گزارش ما جای بگیرد. با این حال گفته می شود که آنها به خودی خود یک سری اصول اساسی و اولیه را که تعداد انها کم و ماهیت انها اساسی است را تشکیل می دهند . گزارش تاکید می کند که برای اثبات رابطه خاص بین رابطه ها از یک سو و مفاهیم، اهداف، کارکردهای پایه ای و عوامل هیچ اقدامی انجام نشده است برای اینکه این مفاهیم در گزارش ارائه شده اند." اصول اولیه مبنای اجرای حسابدرای صحیح را بنا می کند و تعیین می کند که : 1- انواع رویدادهایی که باید تشخیص داده شود. 2-مبنایی که باید بر اساس ان رویدادها اندازه گیری شوند. 3- دوره های زمانی که باید از طریق انها وقایع را شناسایی کرد. و 4- بعد معمولی اندازه گیریها . تعداد اصول اساسی شش عدد است:
1-ثبت اولیه دارایی ها و بدهی ها " معمولا بر مبنای وقایعی که معمولا سود به دست می آید یا بدهی به وجود می آید دارایی و بدهی با قیمت معاملاتی که انتقال با آنها انجام می شود اندازه گیری می شود." (منابع تاکیدی)وقایع ساختمان خود سرمایه ها بررسی نمی شوند.
2-شناسایی درآمدنیازمند 1- تکمیل فرایند کسب 2- انجام معاملات ( توجه: این یک فرصیه تحقیقی جدید است که با اصول عمومی شناخته شده حسابدرای امروزی شباهتی ندارد.)
3-برخی از هزینه ها در مبنای جهت فرض شده همراه با درآمدهای خاص به عنوان بها عنوان می شوند (اصول تطبیقی)
4-در صورت فقدان مقیاس علت و تاثیر مستقیم برخی از هزینه ها به دوره ها با استفاده از روابط سیستماتیک و منطقی نسبت به منافع تخصیص داده شده اند.
5-برخی از هزینه ها ، بها هستند برای اینکه هیچ سود بیشتری در بین این دوره به احتمال زیاد به دست نخواهد آمد.
6- در ایالات متحده آمریکا ، دلار آمریکا مقیاس اندازه گیری است. تغییرات در قدرت خرید عمومی در گزارشات مالی مبنایی ثبت نمی شود. (این مثال اصلی است که نمی تواند با نظریه های اقتصادی هماهنگ شود و در مرحله توسعه به ان ارجاع داده می شود و گزارش به استفاده از LIFO ارجاع داده می شوذ. و از انجاییکه تغییرات قدرت خرید در آمریکا محاسبه نمی شود استفاده از ان از بین رفته است)
اصلاح موارد عادی شامل کاهش اثرات ناخواسته اعمال سفت و سخت این مقیاس های اولیه اصولی است. انها موارد محافظه کارانه (درک دارای خالص و درامد خالص که برای گزارش های بیشتر مورد نیاز است) تاکید بر روی درامد (گزارش درآمد در ترازنامه اولویت دارد) داوری حرفه حسابدرای ممکن است می تواند اصول را با تایید مقیاس هایی که در تعارض صریح با مبانی، اصول اولیه ، اصول حسابداری اندازه گیری هستند اصلاح کند .
نگاهی به آینده
این گزارش با نگاهی براصول عمومی و پذیرفته شده حسابدرای که ممکن است در آینده تغییر کند حتی اصول اولیه و کلی در نتیجه تغییرات اقتصادی و اجتماعی ، تکنولوژی و نیاز مصرف کنده انجام شد. تغییرات اصولا به ثبات اصول درخواستی با فحوای کلی گزارش بستگی دارد.
پیشنهادات تغییر اصولا شامل 1- ترک تفاوت ها در اصول مرتبط که در شرایط مختلف توجیه پذیر نیست. 2- ایجاد ثبات بیششتردر اصول حسابدرای 3- اصلاح تاثیر آنها 4- تامل بیش از پیش بر روی مسایل حسابداری . پیشنهاداتی در رابطه با ضمیمه کردن اعمال، قراردادها، رهن، در گزارشهای مالی به صورت اموال و بدهی ها ، ارائه روش های منحصر به فرد برای ارائه هزینه ها ، شامل استهلاک در مقابل درآمد، ثبت درآمد طبق روش افزایش بهای اموال، ارائه ارزشهای ورودی ، درک تغییرات سطح قیمت، و بودجه به عنوان قسمتی اساسی در گزارش مالی.
پیشنهادات دیگری مثل گزارشهای جدید مالی، استفاده از نسبت ها به جای میزان پولی، نشان دادن ارتباط های بصری موثرتر توسط تصاویر و جدول ها ،همچنین گزارشها توس عه استانداردهای بی المللی حسابدرای، و اصول عمومی و جهانی حسابدرای را هم ارائه می کنند.آقای علی اکبر امیری قسمت اول
فصل3
روش های نظریه حسابداری
مقدمه
وقتی که دانش جویان حسابداری پس از فارغ التحصلی یا بعد ازاتمام دروس خود وارد بازار کار می شوند ، اعتقاد دارند که برای هر مساله ای که در حسابداری رخ می دهد ؛ چاره ای وجود دارد. نه؛ این باور با واقعیت موجود تفاوت بسیاری دارد برای اینکه بعد از اینکه در مورد موارد حسابداری اطلاعات زیادی کسب می کنیم باز هم می فهمیم که موارد بسیاری وجود دارد که برای آنها راه حلی وجود ندارد. برای اینکه فردی بتواند در دنیای واقعی تجارت، یک دانش جوی حقیقی حسابداری باشد، باید بر موارد حرفه ای و عملی حسابداری هم واقف باشد. به همین دلیل است که نظریه حسابداری پیشنهاد می شود. تئوری حسابداری در مورد نظریه هایی که مورد قبول عموم است ، موارد کنونی و مسایلی که در این زمینه ایجاد می شود، اطلاعاتی ارائه میکند . در این فصل، دانش جویان با تئوری حسابداری و موارد آن مثل " تئوری ، مراحل ایجاد تئوری، نیاز تئوری حسابداری" اشنا می شوند.
معنای نظریه
درک عمومی ما در مورد این نظریه به دو مفهوم تقسیم شده است. درک ما از این نظریه چیزی است که با واقعیت تفاوت بسیاری دارد.در نتیجه ما می گوییم این فقط در تئوری وجود دارد یا امکان دارد در حیطه نظریه و نه در عمل رخ دهد.درک دیگری که در مورد این نظریه وجود دارد ، رابطه علت – تاثیری است که پشت هر عمل یا اتفاقی وجود دارد. برای مثال اگر فردی از ساختمان جدید شهرداری بپرد ، او بدون توجه به وزن بدنش در زمان معینی بر روی زمین می افتد. اگر او از این اتفاق جان سالم به در ببرد ولی دوباره بخواهد این تجربه خود را در جای دیگری که به مرکز زمین نزدیک تر است ولی دارای همان ارتفاع است تکرار کند از اینکه بسیار زودتر از بار پیش زمین افتاده است ، متعجب خواهد شد ( ما امیدواریم که این بار نیز جان سالم به در ببرد) . اگر ذهن او جستجو کر باشد در این مورد که رابطه این اتفاق علت- تاثیری چیست، بررسی خواهد کرد. او ممکن است با اجرای روش علمی به قانون جاذبه دست یابد ( همانطور که نیوتون این کار را انجام داد.). در این صورت او نه تنها علت فرود زودتر خود را بلکه هر گاه بار دیگر بخواهد از همان ارتفاع بپرد خواهد توانست زمان دقیق فرود خود را محاسبه کند. درک دوم ما در مورد این نظریه، اجرای روش علمی برای تشریح برخی پدیده ها است. می توان روش علمی را به عنوان روشی برای تعرف دانست که فرضیه هایی را در مورد چگونگی جهان واقعی، اتفاقات قابل مشاهده و ارتباط انها را ارائه و تست می کند. هدف روش علمی، تشریح، است، روش علمی از طریق ارائه فرضیه ها، تلاش می کند که بدنه سیستمتیک نظریه را ارائه دهد. بنابراین ممکن است تئوری به عنوان "مجموعه به هم چسبیده ای از فرضیات، اصول مفهومی و عملی که چهارچوب کلی مرجع مطالعه موردی را ایجاد میک ند" تعریف شود.
تعریف نظریه
در زمینه علم شامل علوم اجتماعی، ممکن است فرد با دسته ای از عقاید در مورد نظریه برخورد کند که ریشه یونانی دارند ، " تئوریا" که به معنی " دیدگاه یا نظر" است. تعریف عمومی که کرلینگر ارائه شده است، نظریه را به عنوان " مجموعه ای سازه های مرتبط ، تعارف و گزاره هایی که یک دیدگاه سیستماتیک در مورد رویداد با تخصیص روابط بین متغیرها ، با هدف تشریح و پیش بینی رویدادها ارائه می دهد" تعریف می کند.
دیدگاه آرنولد روز، شبیه به استدلال فوق است. او نظریه را به عنوان " یک واحد یکپارچه تعاریف، فرضیات و پیشنهادات عمومی در مورد موضوع مورد بحث تعریف می کند که از طریق ان مجموعه کامل و جامعی از (اصول) خاص و قابل تست می تواند به طور کلی استنباط شود." دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که نظریه را به عنوان " مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم در یک سطح تقریبا بالای عمومیت" تعریف می کنند.
فرایند ایجاد نظریه
بر اساس تعریف وبستر که سومین لغت نامه جهان است، ارائه کننده چهار چوب کلی مرجع برای زمینه تحقیقی است." با این حال نظریه درک کاملی در مورد یک مساله خاص ارائه نمی کند. علوم اجتماعی با وقایع مجزا ارتباط ندارد اما با اجتماعی از وقایع مرتبط است. فرایند تشکیل یک نظریه از طریق طی مراحل زیر حاصل می شود:
مشاهده: در مورد روش ایجاد یک نظریه، بحث های مختلفی وجود دارد. اما ایجاد بسیاری از نظریه ها هم مانند وقایع طبیعی با مشاهده وقایع رخ می دهد. همه ما از مطالعات نیوتن در مورد جاذبه زمین اگاه هستیم. او این پدیده را مشاهده کرد که هر چیزی که پرتاب می شود، به زمین می افتد. همین او را برای تحقیق در این زمینه برانگیخت تا اینکه نهایتا به نتیجه دست یافت.
تعریف مساله: تعریف دقیق یک مساله هدف را مشخص خواهد کرد و یا روشی را می توان از طریق ان تحقیق را انجام داد را نشان می دهد. اگر تعریف یک مساله غلط باشد یا دقیق نباشد، در این صورت ، اخذ نتایخ درست بسیار مشکل خواهد بود. ممکی است دیده باشیم که هدف حسابداری با دقت تعریف نشده است . در نتیجه تا کنون هیچ نظریه جامعی در مورد حسابداری ارئه نشده است.
تدوین فرضیه ها:" علم روشی برای رسیدن به جهان تجربی است.یعنی جهانی که به تعارف بشری حساس است." و ما آن را فرضیه می نامیم. این فرضیه اولیه ای است که برای تشریح وقایع مورداستفاده قرار می گیرد. این مرحله قبل از جمع آوری وقایع ، شواهد یا واقعیت های تجربی شکل می گیرد.
امتحان یا ازمایش فرضیه ها: فرضیه ای که در مورد احتمال اساسی تشکیل شده است باید برای سازه های احتمالی تست گردد. انتخاب روش مناسب برای امتحان صحت فرضیه ضرورت دارد.
تایید:مرحله نهایی تشکیل یک نظریه ، ایجاد آن از طریق تایید ان است. اگر بعد از امتحان و تست مکرر، وقایع مشاهده شده نتایج مطلوب را به دست داد در این صورت گفته می شود که فرضیه ها تایید شدند و ثبات منطقی فرضیه ها برای تشکیل نظری تایید شده است. نظریه های علمی انتظارات یا پیش بینی های خاصی در مورد وقایع ایجاد می کند و وقتی این انتظارات رخ می دهد گفته می شود که این فرضیه ها تایید کننده این نظریه هستند. وقتی نتایج غیررقابل پیش بینی رخ می دهد، در این صورت گفته می شود در فرضیه ها ناهنجاری هایی وجود داشته که باید نظریه تغییر کند و یا یک نظریه جدید ارائه گردد. هدف نظریه جدید یا نظریه تغییر یافته ، ایجاد انتظارات جدید است و یا ایجاد انتظارات جدید برای وقایع معمولی پیشین است."
ویژگی های یک نظریه خوب
یک نظریه خوب باید دارای ویژگی های زیر باشد:
باید وقایع را پیش بینی یا تشریح کند یعنی، باید تجربی باشد
نظریه ها باید قابلیت امتحان تجربی را داشته باشند. نظریه هایی که قابلیت ازمایش تجربی ندارند از مقبولیت جهانی بی بهره اند. در نتیجه باید نظریه های غیرقابل تکذیب یا بهتر جایگزین آنها شود.
نظری ها باید به لحاظ داخلی و خارجی پایدار باشند. وقتی که خواص بررسی نظریه، یکسان بودن نتایج را در هر زمینه قابل تصور تایید می کند ، این نظریه به لحاظ داخلی ثبات دارد.
ثبات خارجی در صورتی است که نظریه در تطابق با قوانین دیگر باشد.
نظریه باید به حدی کامل باشد که بتواند تمام موارد مربوط به وقایع طبیعی نظریه مورد بحث را پوشش دهد.
نظریه باید در ارائه خطوط راهنما برای تحقیق در مورد موارد تجربی کمک کننده باشد.
نظریه حسابداری و ماهیت ان
نظریه حسابداری، بدنه تشکیل شده اطلاعاتی است که با دستور، دلایل، ارتباطات، اهداف و روش های موجود در عملیات حسابداری ارتباط دارد.
با این حال هندریکسون برای تعریف نظریه حسابداری از تعریف لغت نامه وبستر سومین لغت نامه جهان استفاده کرد. بنابراین طبق نظر هندریکسون " نظریه حسابداری می تواند به عنوان توجیه منطقی به شکل مجموعه ای از اصول اصلی را که از طریق ان : 1-چهار چوب کلی مرجع که از طریق ان می توان عملیات حسابداری راارزیابی کرد و 2- راهنمای ارائه هر نوع عملیات و فرایند جدید. به علاوه او اظهار میک ند که ممکن است نظریه حسابداری برای تشریح عملیات موجود برای کسب درک بهتر آنها استفاده شود.
هر دو تعریف نظریه حسابداری که در بالا ارائه شد ، استفاده از نظریه به عنوان راهنمای عملیات حسابداری را پی ریزی میک نند. اما حقیقت این است که مسایل حسابداری در طول زمان به طور ثابتی هموراه در حال رشد بوده اند. از آنجاییکه حسابداری به عنوان یک هنر عملی در حال رشد بوده است، همچنین مجموعه اصول حسابداری را هم بررسی و ارزیابی کرده است. ارزیابی نظری حسابداری، از موارد اصلی جدید است، با این حال توصعه عملی آن از پنج هزار سال پیش تا کنون وجود داشته است. هم روش های عملی و هم روش های تئوریکی در بدنه اصلی اطلاعات گنجانده شده اند کههم اکنون همه آنها به عنوان تئوری حسابداری معروف هستند. روش آنها متفاوت است اما هدف انها یکسان است: توسعه سیستماتیک عملیات حسابداری.
حسابدارها تحت روش های عملی گاهی به روش آزمون و خطا به عنوان اصلاح عمیات حسابداری تکیه کرده اند در حالیکه روش نظری به ساختار ومفهومی و نظری برای توسعه معنا دار الگوی عملیات حسابداری تکیه کرده است. اما هردو روش عملی و تئوریک حسابداری، مشتاق ارائه برخی روش های عمومی و درگیری با وقایع دنیای واقعی جهان تجارت هستند.
عکس 3.1 نشان دهنده هندسی توسعه نظریه حسابداری و عملیات حسابداری است.
توسعه عملیات حسابداری که روش حل مسایل را به کار می گیرد در طرف راست تصویر نشان داده شده است. از آنجاییکه مسایل خاصی درارتباط با وقایع فردی تجاری رخ داده است ، راه حل های خاصی برای حل این مسایل خاص مورد نیاز است. " تاریخچه عملیات حسابداری شامل مساله، ...، ارزیابی فرایند،... ، توسعه فرایندهای جدید یا تقریبا قدیم با ایجاد مسایل مختلف حسابداری است."
به عبارت دیگر، روشی که در توسعه عملیات حسابداری به کار برده شده است به عنوان " حسابداری عملیاتی است که حسابدار انجام می دهد" تعریف شود.
توسعه نظریه حسابداری که به طور مستمری همراه با توسعه عملیات حسابداری همراه بوده است، در قسمت سمت چپ تصویر نشان داده شده است. اولین مرحله در توسعه نظریه حسابداری ، چکیده ای از دنیای واقعی تجاری برایایجاد برخی فرضیه ها در مورد آنها است. با استفاده از این فرضیه ها و با استفاده از نتیجه گیری منطقی می توان نظریه حسابداری را بنا کرد. این فرایند پیشنهاد می کند که "حسابداری نتیجه مجموعه اعمال حسابدار است. "
نظریه ها ی توصیفی و هنجاری: از ظاهر امر پیداست که نظریه حسابداری را می توان از عملیات حسابداری استخراج کرد ( یعنی روش عملی) یا اینکه می توان آن را از روش منطقی با استفاده از روش استنتاج به دست آورد. تفات ها در تفاوت اهداف نیست بلکه تفاوت از اتخاذ روش های مختلف ناشی می شود. " واگرایی عقاید، روش ها و ارزش های بین عملیات حسابداری و تحقیقات حسابداری منجر به استفاده از دو روش شده است، یکی روش توصیفی و دیگری روش هنجاری.
روش توصیفی: روش توصیفی، یک پدیده را به صورتی که هست توصیف می کند، بدون اینکه در مورد ارزشهای آن داوری کند. برای مثال اگر شما از بالای برج جدید شهرداری پرید، روش توصیفی به شما خواهد گفت در چه زمانی به زمین خواهید افتاد اما در مورد صحیح یا غلط بودن کار شما چیزی نخواهد گفت.
روش معمولی یا عملی حسابداری معمولا دارای ویژگی های توصیفی است. این روش های توصیفی معمولا با شخصیت حسابدار و آنچه که انجام می دهند در ارتباط است. این روش به عملیات حسابداری به عنوان پایه و اساس تشکیل دهنده نظریه حسابداری می نگرد. بنابراین با توجه به روش توصیفی در نگاه اول از تجربه نشات گرفته است. مثالهای اصلی در رابطه با نظره های توضیحی حسابداری، تحقیق پاول گرادی، فهرست اصول عمومی و مقبول حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری، ساندرس، هاتفیلد و مورس، تشریح اصول حسابداری، استیفان گیل من، مفهوم سود در حسابداری، ای، سی، لیتل تون؛ سازمان نظریه حسابداری، و یو جیری، مبنای مقیاس حسابداری را نام برد.
نظریه های هنجاری: اساسی ترین جنبه نظریه هنجاری وجود داوری ارزشی است. نظریه های هنجاری، آنچه را که باید باشد تشریح می کند و نه آنچه که هست. این نظریه به حسابداران گزارش انچه که باید گزارش شود را تحمیل می کند نه آنچه که صرفا دیگری از آنها گزارش آن را خواسته است. الی ترین نمونه های نظریه های هنجاری تحقیق جی، بی، کانینگ، اقتصاد حسابداری، دابلیو، ای، پاتون، نظریه حسابداری، هنری سونی، حسابداری ثابت، کرس؛ ام؛ سی، نیل، واقعیت های حسابداری، ادواردز و بل ، نظریه و مقیاس سود تجاری، و اثر اسپروس و مونتیز ، مجموعه تجربی اصول کلی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری
ریشه نظریه حسابداری: توسعه نظریه حسابداری تحت تاثیر تغییرات تکنولوژیک بوده است و در موارد بسیاری اطلاعات را بالا برده است. قوانین اصلی که ، این توسعه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است عبارتند از:
نظریه تصمیم
نظریه مقیاس، و
نظریه اطلاعات
عقیده کلی بر این است که این سه مفهوم مبنای نظریه حسابداری را تشکیل می دهد.
1-نظریه تصمیم: مبنای این نظریه این است که تصمیم گیری نه یک فرایند حسی بلکه ارزیابی هوشمندانه جایگزین های احتمالی است که به بهترین نتایج منجر شده و یا اهداف را روشن تر می کند. این یک تسلسل منطقی است که شامل مراحل زیر است:
درک مساله ای که نیاز به تصمیم گیری دارد
تعریف تمام راه حل های ممکن و جایگزین
گردآوری تمام اطلاعات مربوطبه راه حل های موجود
ارزیابی و درجه بندی شایستگی راه حل های جایگزین
ارزیابی بهترین راه حل های جایگزین از طریق انتخاب موردی که بالاترین درجه را کسب کرده است و
قدردانی از تصمیم از طریق روش های بازخورد اطلاعات
نظریه تصمیم هم هنجاری و هم تشریحی است.این نظریه به عنوان یک فرایند توضیحی باید چگونگی اتخاذ تصمیمات را بررسی کندو به عنوان یک فرایند هنجاری تصمیماتی که باید اتخاذ شود را تعیین می کند.
اهمیت نظریه تصمیم به عنوان به عنوان ساختار مرکزی نظریه حسابدرای ، از اهداف FASB و کیفیت های اطلاعات حسابداری و گزارش کمیته ارتباط حقیقی که شدیدا از مفید بودن اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری ها دفاع می کند معلوم می شود. اما پیش از آن در سال 1966، تشریح اساس نظریه حسابدرای توسط پیش بینی های AAA در مرود نقش اطلاعات حسابداری برای مفید بودن در اتخاذ این تصمیمات برای مدیران ، سرمایه گذاران و بستانکاران معلوم شد.
حسابداری با نظریه تصمیم ، نمی تواند به عنوان قانونی با هیچ تعامل عملی با عوامل عملی تجاری دیگر در نظر گرفته شود. در حقیقت، کارکردهای حسابداری با بررسی های مدیریتی ارتباط کامل دارند برای اینکه این مساله به عنوان یک سیستم اطلاعاتی، اطلاعات مهم و معنا داری در مورد شرکت هم در رابطه با استفاده مدیریت داخلی و گزارش کارکردخارجی ارائه می دهد.
2-نظریه مقیاس: رابطه روشنی بین نظریه تصمیم و مقیاس وجود دارد. هدف این ارتباط، تعمیم بررسی ها از طریق نویسندگان بزرگ مثل چمبیرز، جیری و ماتاسیچ است. همچنین ، حسابدرای به عنوان مقیاس اندازه گیری که با " قانون کمی و طرح ریزی چرخه درآمد و توده ثروت " با وقایع صریح پولی ارتباط دارد تعریف شده است.
بنابراین گرچه واژه مقیاس معمولا برای ارزیابی اعدادرویداد ها و یا موارد طبق قواعد و در ارتباط با مقیاس حسابداری، مقیاس هایس مالی برای رویدادهای اقتصادی اعمال می کند که ما آن را ارزیابی حیابداری می نامیم.
ویژگی نظریه مقیاس، هنجاری است. بنابراین حسابداری به عنوان قانونیی برای اندازه گیری، نیازمند شرایط خاصی مثل موارد زیر است:
رویدادها و مواردی که باید اندازه گیری شود:این مساله از اهمیت حیاتی برخوردار است چرا که " رابطه شناخته شده بین نظریه حسابداری و مقیاس تحقیق روشن در مورد اهداف حسابداری را ممکن میک ند." این نشان می دهد که شناسایی صحیح حسابداری، تشریح روشن و دقیق هدف، روند، محدودیت ها و مبنای نظری حسابداری را ممکن میک ند.
مقیاس یا محدوده ای که باید مودرد استفاده قرار گیرد: یکی از موارد اساسی نظریه مقیاس با توجه به اختصاص اعداد به وقایع یا اهداف خاص ، این است که آنها باید به یک سیستم عددی ارتباطی خاص ارتباط داشته باشند. برای مثال اگر ما از 3 فوت برای نشان دادن طول یک مورد استفاده کنیم، باید از همان مقیاس برای موارد دیگر استفاده کنیم تا بتوانیم از آن در جمع و تفریق بهره ببریم.
3-نظریه اطلاعات: ماهیت غالب حسابداری بر سیستم انتقال اطلاعات مبتنی است. به طور دقیق تر، حسابداری، اجرای نظریه عمومی اطلاعات در مورد اعمال موثر اقتصادی است. اهمیت نظریه اطلاعات در مورد حسابداری براین حقیقت استوار است که این روش قسمتی از فرایند تصمیم گیری که از بی ثباتی می کاهد و بنابراین روشی برای اصلاح کیفیت تصمیم ارائه می کند. به طور خاص نظریه اطلاعات می تواند در حل مسایل مهمی مثل موارد زیربه حسابداری کمک کند: اطلاعات چیست؟ ارتباط بین اطلاعات و داده ها چیست؟ اطلاعات حسابداری چه باید باشد و سیستمی که اطلاعات از طریق ان منتقل می شود باید چگونه باشد؟
با این حال اصطلاح اطلاعات، از نظر مفهوم فرعی روان شناسی و یا نگرش فردی که در این اصطلاح اعمال می شود، آسان نیست. اما در حسابداری به عنوان یک روش اندازه گیری همانند یک سیستم انتقال اطلاعات، ما می توانیم اطلاعات را به عنوان داده ای که بر دانش دریافت کننده می افزاید، از عدم ثبات می کاهد، و پیامی را برای تاثیر بر رفتار کاربر در فرایند تصمیم گیری وی مخابره می کند، تعریف می کنیم. به طور خلاصه، وقتی که دریافت کننده اطلاعات نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد، گفته می شود که او حامل اطلاعات است. بنابراین، داده ، جدای از اطلاعات است. با این حال، حسابداری به بدفورد داده ها، فقط وقتی تبدیل به اطلاعات حسابداری می شود که اندازه گیری شود و محدود به معیارهای ارتباط داشتن، اثباتپذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش باشد. ممکن است اصطلاحات ارتباط داشتن، اثبات پذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش بودن به عنوان خواصی که برای اطلاعات حسابداری محدودیت های درونی ایجاد میکنند بشناسیم. اطلاعات در این نظریه، به عنوان منبع و مجموعه ای برای فراوری و انتقال موارد باارزش شناخته می شوند. با افزایش میزان اطلاعات این روند تسریع می شود. بنابراین هماهنگ کردن روند تولید اطلاعات با موارد اقتصادی مرتبط ( یعنی هزینه ها) با آن بسیار مهم است. فقط این معیار می تواند به ما در بررسی سطح بصری منبع اطلاعاتی از طریق اندازه گیری هزینه های منبع اطلاعاتی در ارتباط با منافع ان برای کاربران مفید باشد.
روش های شکل گیری نظریه حسابداری: ریچارد متیسیچ در مقدمه فصل فصل اول شاهکار خود " حسابداری و روش های بررسی" این نظریه را ارائه می دهد" حسابداری مدرن روشی برای تفکر است، مظهر تفکر و ارزیابی ما، و ابزاری است که برای هدایت بحث های اقتصادی ما وجود دارد.ان روش در طول صد ساله اخیر به بیشترین حد ممکن گسترده شده است و رشد تکنیکی آن و همچنین رشد هوشی آن قابل توقف نیست.
چنین رشد هوشی حسابداری در روش های مختلفی که تلاش می کنند قوانین تئوری را در قوانین عملی بکنجانند، کاملا اشکار است. اکثریت این روش ها، که از نظریه های بی اهمیت گرفته تا بسیار پیچیده را دربرمی گیرد، به روش های سنتی معروفند که شامل موارد زیر هستند:
روش غیر نظری ( غیررسمی) :
1-عملی
2-غیر استبدادی
روش نظری ( رسمی)
1-قیاسی
2-استقرایی یا قیاسی
3-اخلاقی
4-جامعه شناسی
5-ریاضی (بدیهی)
6-اقتصادی
روش انتخابی یا ترکیبی و روش های جدید شامل:
1-روش وقایع
2-روش رفتاری ،و
3-روش پیش بینی
روش عملی: روش عملی که روش پراگماتیک هم نامیده می شود اما این روش به طور کامل از روش های عملی مکتب پراگماتیک منطقی بهره نمی برد. اما از آنجاییکه این روش باعث می شود که این نظریه بتواند براساس ذرک ارتباط بین وقایع تجاری، محدودیت سیستم اندازه گیری و نیازهای کاربران سیستم اطلاعات، از ابزار عملی بهره ببرد ، بخش مهمی از این نظریه را تشکیل می دهد.
روش عملی اساسا یک روش برای حل مسائل است. در اصل این روش، همانطور که از بیشتر اصول حسابداری می توان فهمید، هدف محور است، برای اینکه همواره به دنبال یافتن روشی عملی برای حل مسایل است.
روش متمرکز: به علت روش شناسی تئوریک و اصلی این روش که بر اساس ابزار عملی تحت لوای بدنه قوانین مقبول است، این روش را برخی با روش عملی یکی پنداشته اند. نقش روش متمرکز، تبعیض قائل شدن بین نظریه های شناخته شده اما متناقض است، ( که در زمان خاص در مرحله اطلاعات آورده شده است). روشی که در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد باید برای استفاده از عاملین این روش کارآمد باشد. نمونه ای که روش متمرکز را به خوبی تمثیل میک ند ars شماره 72 است ( ابداع اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری های تجاری) در AICPA که بیش از تالیف اصول حسابداری جدید در زمینه حسابداری در ایالات متحده آمریکا، به بررسی اصول جدید می پردازد.
روش قیاسی: روش قیاسی به علت فرضیه مبنایی ان که می گوید " حسابداری چیزی است که حسابدار انجام می دهد بنابراین حسابداری می تواند از لابلای اعمال حسابدار به ظهور برسد" پایین ترین نظریه به لحاظ ماهوی است. این نظریه به مشاهدات به دست آمده متکی است تا بتواند نتیجه گیری کند. در اینجا برخلاف روش قیاسی روش ما " آغاز از یک مساله خاص و عمومی کردن آن است." به عبارت دیگر برخی مشاهدات خاص در مورد معاملات اقتصادی به دست خواهد امد. به عبارت دیگر اگر رفتاری به طور مکرر در معاملات انجام شود، عمومی سازی و اصول ممکن است به وجود آیند (شکل زیر را ببینید).
مسائل مسائل
قیاس
فرایندها
عمومی سازی
اصول
عکس 3، روش قیاسی برای شکل گیری اصول
روش قیاسی دارای سیر قهقرایی است یعنی اینکه برای اینکه در مورد مسائل روز به راه حلی برسد در مورد مسائل گذشته مطالعه می کند. در این معنا، این یک روش پراگماتیک یا عملی است، همچنانکه بسیاری از اصول حسابداری که امروزه در عموم پذیرفته شده اند همچنین هستند. آنها از محیط ، اهداف و اصول اساسی حسابداری اقتصادی نشات گرفته نشده اند، با این حال روش قیاسی ، ابزاری و ضروری است. اما مشکل این روش این است که ممکن است هر راه حلی که برای مسایل کنونی پیدا می شود ممکن است در گذشته وجود نداشته باشد. علاوه بر این محیط حسابداری که اعمال پیشین بر اساس ان بنا شده اند، ممکن است به علت تغییر عوامل اجتماعی- اقتصادی تغییر کند. در این صورت استفاده از این نظریه به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
روش استقرایی یا قیاسی: روش استقرایی برای توسعه نظریه حسابداری با ایجاد هدف حسابداری شروع می شود. طبق این روش عملیات و تکنیک های حسابداری، به هدف حسابداری که از محیط حسابداری نشات گرفته اند، متصل هستند .بعد از ایجاداهداف، فرضیه ها، تعاریف و غیره خاص ( برای مثال مفاهیم و اصول موضوعی) باید تشریح شوند. ارائه روش ها و اصول خاص حسابداری، آخرین پله روش استقرایی خواهد بود به صورتی که در شکل زیر می بینیم
تقاضا
اصول
معیارها
عملیات
عملیات سازه ها
فرایندها قواعد
روش ها جهات
اجتماع
عکس 3-3 روش استقرایی برای شکل گیری نظریه حسابداری
همانطور که در عکس مشاهده می کنیم، در یک نظریه که از روش استقرایی حاصل شده است، فرایندها و تکنیک های حسابداری به صورتی به اصول، تقاضاها و اهداف مرتبط هستند که اگر انها صحیح باشند روش ها و تکنیک ها نیز باید صحت داشته باشند.
بنابراین اعتبار روش استقرایی، به شناسایی صحیح اهداف حسابداری در ارتباط با محیط حسابداری ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر تعاریف و تکنیک ها اشتباه باشند به همان میزان نتایج به دست امده نیز اشتباه خواهند بود. شناخته شده ترین نونه های نظریه حسابداری استقرایی، تحقیق موریس مونیتز (مبنای تحقیق حسابداری) و رابرت اسپرس و موریس مونیتز ( مجموعه تجربی اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری) هستند. نویسندگان دیگری که از روش شناسی استقرایی بهره برده اند شامل کانینگ، سونی، امف سی ، نییل، الکساندر، ادوارد و بل هستند.
روش اخلاقی: روش اخلاقی یک اساس ثابت برای حسابداری ایجاد نمی کند اما نشان دهنده تغییرات پارادیگماتیک در اهداف حسابداری است که در اییالات متحده آمریکا و هر جای دیگر دنیا در حال رخ دادن است. در طول دوره پس از جنگ جهانی دوم، فرسایش ارزش ها ی اخلاقی لزوم توجه به روش اخلاقی در اصول حسابداری را ایجاد کرد. در، ار، اسکات؛ اس سی یو جی دبیلیو، پاتیلو ، اف، جی ، ایمکی و دیگران ارزشهای اخلاقی را به عنوان اساس تئوری حسابداری می دانستند و معتقد بودند که عدالت، انصاف، و صداقت پارامترهای گزارش حسابداری هستند. ایمیک اظهار داشت که :"حسابداری حضور دارد تا جامعه را از طریق ضبط و تفسیر و در غیر این صورت استفاده موثر از داده های مالی و اقتصادی، حفظ کند." بنابراین با توجه به نظر او، حسابداری باید بر اساس سه معیار زیر باشد:
عملیات حسابداری باید برای تمام موارد به طور یکسان وقت صرف کند
اطلاعات حسابداری باید صادقانه باشند
حسابداری باید منعکس کننده گزارش بی طرف و غیر متعصبانه واقعیت های اقتصای باشد.
روش جامعه شناسی: مرکز جاذبه روش جامعه شناسی برای نظریه حسابداری، در این نظر نهفته است که " حسابداری مسئولیت ارتقاء نقطه نظرات داخلی شرکت خصوصی و ارائه اطلاعاتی که نقش شرکت خصوصی را در جانعه به تصویر می کشدبه عهده دارد. " مبنای این نظریه با این استدلال تقویت شده است که تجارت یکی از زیر سیستم های جامعه وسیع تری می باشد، نهایت قابلیت استفاده از حسابداری به نحوه خدمت گذاری مطلوب آن به جامعه و نحوه ارائه خدمات آن به افراد جامعه بستگی دارد.
بنابراین روش جامعه شناسی نسبت به ایجاد نظریه حسابداری نیازمند ارزیابی تکنیک ها و سیاست های حسابداری برای بررسی تاثیر انها برای جامعه است.ابعاد پیشنهادی ان شامل ابداع ارزش اجتماعی، و ارزیابی منافع جامعه است که از فعالیت های شرکت های خصوصی ، گزارش داده های اجتماع محور برای بررسی نقش نسبی شرکت در جامعه نشات می گیرد. به طور خلاصه طبق این روش، تکنیک های حسابداری باید در جهت توسعه اطلاعات برای تصمیماتی که استفاده موثر از منابع، حفاظت از محیط و کاربرد مساوی دست آوردهای تجاری به عنوان یک روش موثر برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی به کار رود.
باور عمومی بر این است که روش جامعه شناسی برای شکل گیری نظریه حسابداری ، پیش اهنگ ارزیابی اجتماعی یا اجتماعی- اقتصادی است، که یک قاعده فرعی حسابداری مهم است که در دهه 1960 ظهور کرد. هدف اصلی حسابداری اجتماعی- اقتصادی، ارزیابی تاثیر فعالیت های اقتصادی شرکت های خصوصی در کل جامعه با ایجاد مقیاس هایی برای اندازه گیری، ابداع و افشاء هزینه های نهایی اجتماعی است که در لیست سنتی فعالیت های حسابداری ضمیمه نشده است. از آنجایی که روش های حسابداری سنتی برای روش اجتماعی – اقتصادی حسابداری ناکافی هستندف روش های نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید ابداع می شوند. پیشنهاد شده است برای اینکه حسابداریبتواند مسایل جدید را حل کند دارای تکنیک های قابل انعطافی باشد و اینکه باید شامل مقیاس های غیر پولی باشد که در حال حاضر در چهارچوب حسابداری سنتی قرار نمی گیرد.
روشریاضی ( بدیهی) : روش ریاضی برای شکل گیری نظریه حسابداری، شکل گیری بدیهی مفاهیم ان را برای کسب ساختار منطقی حسابداری، به حداکثر می رساند. در این روش سمبل های ریاضی ، برای عقاید و مفاهیم خاص داده می شوند. چهار چوب ، به شکل مدلهای ریاضی که از ماتریکس جبری در یک منطق سمبولیک استفاده می کند، ارائه می شود" به این شکل که بخش منطقی نظریه می تواند به طور جداگانه از بخش اصلی نظریه به طور خلاصه دراورده شده و بررسی شود. به عبارت دیگر روش ریاضی یا بدیهی، روش تغییر یافته روش استقرایی است که تکنیک هایی رابرای خلاصه کردن پیشنهادات اساسی حسابداری در یک زبان خلاصه شده ارائه می دهد ( عبارات، مفاهیم و پدیده های قابل مشاهده) که می توادن در عملیات ریاضی ضمیمه شود و به طور مستقل به کار رود.
نمونه کاربرد این روش بدیهی، در تحقیقات ماتیسیچ، چمبیرز، و تا حدی در تحقیق ایجیری یافت می شود.
روش اقتصادی: از آنجایی که روش اخلاقی بر مفهوم عدالت و روش جامعه شناسی بر مفهوم رفاه اجتماعی تمرکز می کند، در شکل گیری نظریه حسابداری، روش اقتصادی، بر رفاه اقتصادی طرفین زیان دیده که از تکنیک های پیشنهادی اقتصادی ناشی می شوند ، تمرکز می کند. با این حال این بررسی ها، توجه کمی به شکل گیری نظریه حسابداری طبق روش های سنتی که بالا اشاره شد معطوف می کنند. در حقیقت تکنیک های حسابدرای در کشورهای مختلف در موردتاثیرات اقتصادی بی طرف باقی مانده است، گرچه ر سوئد تلاش بر این است که بین روش های حسابداری و دیگر اهداف اقتصاد خرد توازن برقرار شود.
با این حال از دهه 1970، توجه فزاینده ای به بررسی های اقتصادی در حین شکل گیری معیارهای حسابداری مبذول شده است.
راپاپورت، بوکلی ، هورگرن و FASB ، با پیشنهاد کردن معیارهای حسابداری مالی، در مورد تاثیرات اجتماعی واقتصادی مطالعه کردند . به نظر می رسد که انتخاب یک تکنیک خاص حسا بداری، نمی تواند بی طرف باشد، اما باید واقعیت اقتصادی و نتایج اقتصادی تکنیک پیشنهادی حسابداری را هم بررسی کند.
درحقیقت نتایج حسابداری، یک مطالعه فراگیر است که به علت اهمیت تکنیک های حسابداری بدون مراجعه به یک روش خاص حسابداری پیشنهاد شده است. برای مثال استفاده گسترده از روش lifo از ارزشیابی ابتداعی توسط شرکت های آمریکایی در سالهای دهه 1940 ، از هیچ تحقیق نظری منتج نشد بلکه به عنوان راهنمایی بود که در نتیجه اثرات مختلف اقتصادی روش FIFO در دست آوردهای مالی شرکت در شرایط اولیه تورم به دست آمد.
با این حال یک روش رسمی حسابداری؛ استدلال های اصلی نظری را برای اصلاحات خاص حسابداری بای حسابداری تورم و کاهش هزینه های جایگزینی که در طول سالهای0 197 پیشنهاد شدا رائه کرد.
روش انتخابی یا ترکیبی: از آنجاییکه هدف در روش خالص استقرایی ارائه توضیح پایه ای نظریه حسابداری بر اساس مجموعه ترکیبی، اصول فرضی، مفهومی و عملی برای ایجاد یک چهارچوب کلی به عنوان تحقیقات عملی و تئوری حسابداری است ، روش استقرایی با ابزار عملی خود براساس روابط قابل مشاهده در بین روابط جداشده اقتصادی به عنوان مبنای اساس نظریه معرفی شده است. هردو این روش ها دارای مزایا و مضراتی هستند. بنابراین آر، کی استوریف یک روش عملی برای شکل گیری نظریه حسابداری بسیاری از مسایل حسابداری را حل کرده است. از سوی دیگر، استفاده گسترده از روش مفهومی به همان اندازه موثر بوده است. علاوه بر این این روش از نقطه نظر ثبات داخلی بسیار بهتر از روش عملی است و احتمالا هیچ تاثیر خوب یا بدی در نظریه حسابدرای نداشته است. از نظریه استوری استفاده می شود که روش انتخابی برای شکل گیری نظریه حسابداری مفید است. نظریه اتنقالی هیچ ارتباطی با زوش های دیگر ندارد، بلکه نتیجه تلاشهای فوق العاده زیاد افراد، متخصصین، و عوامل دیگر( AICPA, AAA و بنگاه های مشابه ان) برای ازبین بردن نقص های روش های دیگر ایجاد شده است. چنین روشی علی الخصوص در غیاب یک نظریه جهانی حسابداری مفید است.
روش وقایع: روش وقایع برای شکل گیری نظریه حسابدرای نخست توسط جورج استورتر به عنوان جایگزینی برای روش ارزش گذاری حسابداری که توسط اکثریت اعضاء کمیته AAA تایید شده بود که ان را به عنوان " تشریح پایه تئوری حسابداری" در سال 1966 نامیده بودند، پیشنهاد شد.
استدلال اصلی که برای حمایت از روش وقایع استفاده شده است این است که به علت استفاده گسترده و کاربران علاقمند به استفاده از نظریه حسابداری، حسابداران نباید نظریه های حسابداری را مستقیما در گروه های انتخابی به کار برند. اطلاعات حسابدرای بر مبنای روش ارزش گذاری، می تواند نقش بسیار کمی در درک ابزار کاربری داشته باشد، چرا که هدف کاربر ترکیبی از ارزش های اجتماعی و فردی است که قابلیت شناسایی در اظهارات مالی را ندارد.
بنابراین محتوای این روش می گوید که رویدادی که به عنوان واقه دقیق،پدیده یا معامله تعریف شده است، تفسیر معنایی بهتری نسبت به مقیاس ارزشی دارد، و نیاز انواع مختلف کاربران به اطلاعات می تواند با ارائه اطلاعات در مورد وقایع بدون نیاز به ترکیب ارزش های عمومی ( یعنی ارزش) به اطلاعاتی که در مورد این واقعه جمع آوری شده است، برآورده شود.
عمل حمع آوری و ضمیمه کردن ارزشی برای وقایع برای کاربران با توجه به عملیات انجامی آنها کاربرد بهتری دارد.
با توجه به این استدلال روش وقایع پیشنهاد می کند که داده های حسابداری را با توجه به توضیحات مالی تعمیم دهیم.
با این حال محدودیت روش واقعه موارد زیر هستند:
این روش فرض میک ند که کاربران به حد نیاز قانع شده اند و اطلاعات کافی برای طبقه بندی داده های ترکیبی حسابداری را برای استفاده شخصی دارند.
روش وقایع به طور صریح نمی گوید که داده ها باید برای تشریح موارد مالی انتخاب شوند.
اطلاعات کاملی که یک فرد در طول زمان می تواند به دست آورد محدود است، ممکن است تعمیم اطلاعات باعث ایجاد بار اضافی برای کاربر شود.
روش رفتاری: اگر بخواهیم در نتیجه استنباط از اطلاعات نظریه، هدف حسابداری را به عنوان محصولی که اطلاعات را با یک پروسه خاص به کاربر می رساند تعریف کنیم، باید عکس العمل اقتصادی و روان شناسی کاربر را درقبال اطلاعات حسابداری که در شرایط یا تحت ترکیبات خاص ارائه می شود را نیز برسی کنیم. این وابستگی روان شناسی اطلاعات حسابداری، که در روش های سنتی محلی از اعراب ندارد، در مورد اطلاعات نظریه روان شناسی به عنوان روش رفتاری شناخته شده است. روش رفتاری، با شواهد مستقیمی از عکس العمل کاربر در رابطه با گزارشات حسابداری به عنوان مبنای تشکیل دستوری جنبه های رفتاری مسائل و تکنیک های خاص حسابداری مثل 1- کفایت گزارش 2- مفید بودن اظهارات مالی 3- نگرش ها در رابطه با مجموعه گزارشات حسابداری 4- داوری های موردی 5- اثرات تصمیم مبنای ارزش گذاری جایگزین های حسابداری می باشد. اساسا روش رفتاری توصیفی است تا هنجاری، و کاربرد معمولی تغییرات رفتاری کاربر را در نظر نمی گیرد. و فقط رفتار کاربر را توصیف می کند.
روش رفتاری در حسابداری تقریبا یک روش جدیدی است و در حال سپری کردن دوران نوزادی خود است، اما برخی از تحقیقات اصلی و مهم در این رابطه ( ماننده تحقیقات دوک من، گیبینز، سورینگا و هورن گرین) که رفتار کاربر را وقتی که روشهای جایگزینی برای حسابداری برای او ارائه می شود، به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار دادند ، به طور دقیقی تاثیرات اطلاعات جدید کاربر را در مورد ارائه جایگزین های جدید مورد بررسی قرار داده اند.
روش پیش بینی: مقیای های حسابداری طبق روش های سنتی حسابدرای، معمولا برای روش های غیرپیش بینی به کار می روند، برای مثال قابلیت محاسبه و گزارش مباشرت. با این حال در روش پیش بینی، مقیاس های حسابداری فقط به عنوان یک عمل پست مدرن به حساب نمی ایند. در حقیقت اطلاعات حسابداری، در تصمیم گیری به کونه ای تنظیم شده است که می تواند وقایع یا موارد آینده را پیش بینی کند. توانایی پیش بینی اطلاعات حسابداری، توسط SFAC شماره 2 FASB به عنوان یک معیار صریح کیفی اطلاعات حسابداری به کار می رود. اما بسیار پیش از ان در سال 1968، بیور، کینیلیس و ووس، استفاده از روش پیش بینی را در ارتباط با مسائل سخت ارزیابی مقیاس های سخت حسابداری پیشنهاد کرده اند. بر طبق نظر آنها، وقتی که با انتخاب بین جایگزین های مقیاسی روبرو می شویم، "مقیاسی که بیشترین قدرت پیش بینی را دارد برای اهداف خاص بهترین روش است." روش پیش بینی مستقیما بهتوانایی پیش بینی داده های مالی ارتباط دارد و هدف آن ارائه اطلاعات مفید برای ایجاد ارتباط بین داده های مالی تجمیعی با عمل تصمیمی گیری است.
ارتباز بین نظریه حسابداری و عملیات حسابداری: نظریه حسابداری و عملیات حسابدرای از اول موارد تعمیم یافته ای نیستند، بلکه انها متعلق به وقایع معاملاتی دنیای واقعی یکسان هستند. بنابراین نتایجی که از نظریه حسابداری به دست می اید، باید با نتایجی که از مطالعات حسابداریبه دست می اید یکسان باشد. نظریه برای توسعه معنادار حسابداری اهمیت دارد برای اینکه عملیات باید بر مبنای منطق باشد. از سوی دیگر، حسابداری یک ابزار کاربردی برای حل مسایل اقتصادی است که هرروز رخ می دهد. برای همین یک نظریه اگر در طول زمان مسایل اقتصادی را به نحو احسن حل کند گفته می شود که یک نظریه خوب است.
همچنین یک عمل خوب، باید همواره بر طبق نظریه باشد، و همزمان ، نظریه باید بر معنای باورهای عمومی بوده و به دنیای واقعی و کنونی تجاری مرتبطباشد. در این معنا، باید تئوری و عمل نسبت به هم به مثابه یک آزمایش و تعادل عمل کنند.
اما متاسفانه عملیات کنونی حسابداری، بر مبنای این چنین شرایط ایده آلی نیستند. پیش از این دیدیم که نظریه حسابداری و عملیات حسابداری بر اساس روش شناسی متفاوتی بنا شده اند. نظریه حسابداری بر مبنای روش استقرای منطقی استوار است، عملیات حسابداری بر مبنای روش دلیل قیاسی بنا شده است که شامل انجام مشاهدات و نتیجه گیری ازطریق مشاهدات محدود است. این روش به رفتار حسابدار بیش از روش معاملات دنیای واقعی تاکید می کند. از آنجاییکه عملیات حسابداریبا روش عملی معروف می شود، این مساله نمی تواند از تعصب عملی حسابداران جدا فرض شود. از سوی دیگر یک نظریه خوب، سعی خواهد کرد که این تعصبات را ازبین ببرد. همچنین ثبات عامل دیگری است که عملیات حسابداری را از نظریه حسابداری متمایز میک ند. ثبات به عنوان آماری برای خوب بودن یک نظریه است و همچنین توسط عملیات عمومی حسابداری نیز پذیرفته شده هستند. نظریه ثبات در تحقیق کانیگ نیز آمده است که بیان می کند:" حسابداران فاقد یک سیستم کامل و فلسفی فکری در مورد درآمد هستند ، حتی شواهدی که ثابت کند انها برای وجود چنین سیستمی هم احساس نیاز کرده اند وجود ندارد. حتی اقدامات آنها نیز به قدری ناقص است که اصلا فردی نمی تواند به این نتیجه برسد که آنها برای انجام چنین کاری شروع به اقدام کرده اند."
نمونه هایی از ثبات در عملیات حسابداری: نمنه کلاسیک عملیات حسابداری بی ثبات، در ارزش گذاری سرمایه گذاران دیده می شود. اصول حسابداری که در عموم مورد قبول هستند، از جمله ارزش گذاری ابتداعی از نظر هزینه و قیمت بازاری بسیار کم است گرچه توجیهات نظری کمی در این مورد وجود دارد (از نقطه نظر هدف). عملیات از نطقه نظر حسابداران به امید ایجاد یک قسمتی برای طلبکاران به عنوان ابداع یک وضعیت تشریح که نشان دهنده تورم ارزش اموال است عمیقا در عملیات حسابداری رسوخ کرده است. نه تنها این مورد بلکه معنای هزینه دلالت های ضمنی متفاوتی مثل LIFO , FIFO دارد. در نتیجه حسابداران مختلفی ممکن است روش های مختلفی را برای اثبات درآمدهای مختلف و اعداد ابتداعی به کار ببرند. روش های دیگر غیرثابت حسابداری، روش های مختلف کاهش، اطلاع از چگونگی پیشرفت و تدقیق می باشند.
اسپیلر با عقیده اشاعه این اعمال می گوید: این اعمال منطقی نیستند، حتی به لحاظ داخلی هم ثبات ندارند. بنابراین دستوراتی که در حین عملیات حسابداری به دست می آیند معمولا برای تمام اعمال حسابداری قابل اعامل نیستند.لذا اسپیلر این نوع روش ایجاد را یک ایجاد ضعیف می داند که مبنا یا دلیل تمایزی برای ان قابل تصور نیست."
تغییر نظریه حسابداری: prof. G.D roy به این نتیجه رسید که آخرین قسمت های نظریه های حسابداری که مهمترین قسمت های آنها هستند گفته نشده اند. ما در مرود فیزیک، شیمی و علوم پزشکی نیز نتیجه ها را نشنیده ایم. در تمام بخش های علمی پیشرفت های مداومی صورت می گیرد. گرچه ریشه حسابداری هنر عاملان آن است اما هرچه که باشد کمی از عوامل علمی رادر خود دارد. اما ایا تمام علوم دیگر نیز در آغاز مثل یک کودک نوپا نبودند؟ آیا علم شیمی هم در آغاز صرفا مجموعه ای از خسیال پردازی های کیمیاگری نبود و یا بیولوژی مجموعه ای از اطلاعات غلط نبود؟ اما امروزه دیگر کسی انها را به عنوان علوم بی معنی نمی شناسد. همین هم در مورد حسابداری گفته می شود. محدوده و روش های حسابداری هم تغییر می کنندو می تواند به حدی تغییر کند تا در اینده تعمیم یابد. این تغییرات توسط متخصصانی مثل گیدلار، بدفورد و آندر داون انجام شده اند. گیدلارو بدفورد د در قسمت مقدمه کتاب خود، ذکر کرده اند که " حسابداری در دوره ای است که سریعا منتقل می شود، محیط ان در طول این دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده است، و تغییرات ان سریعا خود را برای آینده آماده می کنند."
راز این تغییرات سریع این است که متخصصین این رشته آرزو دارند که هر چه زودتر رشته تخصصی خود را در بین رشته های پر اب و رنگ علمی جای دهند که نه تنها موارد و مسایل خاص اقتصادی را دربرمی گیرد بلکه رفتار اجتماعی گروه های بشری را در رابطه با این تغییرات را هم پوشش دهد. این روش ترکیبی حسابداری نمی تواند تغییرات بزرگی را که در تکنیک های اندازه گیری حسابدرای در حال رخ دادن است ، علم رفتاری و پیشرفت های تکنولوژی کامپیوتری را نادیده بگیرد .ذکر این نکته لازم است که حسابدرای پیش ازاین نیز برای محاسبه برخی موارد مثل شبیه سازی کامپیوتری، بررسی های اماری، و دیگر روش های اندازه گیری که اساسا متعلق به این رشته نبودند به کار رفته است.
گسترش قوانین اقتصادی هم تا حد زیادی بر حسابداری تاثیر داشته است. با تعریف مفهوم بیگانگی در ادبیات اقتصادی، توسط پروف ، ای ، سی، ، پی گو در سال 1960، حسابداران بیشتر مشتاق شدند که این مفهوم را در قوانین خود به عنوا ن بعد جدیدی از حسابداری اجتماعی- اقتصادی بگنجانند یعنی، شناسایی و اندازه گیری موارد غیراقتصادی خارجی، یا هزینه های اجتماعی، و مفاهیمی که در رابطه با حسابداری ایجاد می شود. احتمال می رود که در اینده حسابداری بخش اعظمی از هزینه های اجتماعی را برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی، محاسبه کند که پیگو معتقد بود این راه حل برای حل تعارض بین تولیدات خصوصی و عمومی بسیار مفید است. دست آوردها بیان می کنند که در آینده حسابداری شکل علمی تری به خود خواهد گرفت. حتی ممکن است حسابداری با قواعد دیگری برایایجاد قواعد علم جدیدی ظهور کند.
چرخه تغییراتی که در افق حسابدرای ایجاد می شود، بدون شک ساختار جدیدی برای علم حسابداری در آینده ایجاد خواهد کرد. ماهیت پویای نظریه حسابداری در اینده شامل محدوده وسیع تری برای حسابداری برای اندازه گیری و انتقال اطلاعات گذشته، حال و عملیات پیش بینی در مورد تمام انواع به منظور اصلاح متدهای کنترل و تصمیمی گیری در تمام مراحل، به دست خواهد داد.
مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری: مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری به بهترین نحو توسط مونتیز که می گوید نظریه حسابداری " حسابداری نمی تواند بیش از علم فیزیک که پلی برای مسایل می سازد نمی تواند مسایل را حل کند اما می تواند برای مسایل چهارچوبی ارائه دهد" تبیین شده است.
همچنینی ممکن است مشاهده کنیم که قسمت اعظمی از عملیات حسابداری به داوری در ارتباط با شرایط خاص مربوط است. بنابراین نظریه ای که از پیش اهداف یا موارد را تعیین می کند ممکن است ازمحدودیت هایی که در نتیجه تغییرات تجاری به دست می آید رنج ببرد.
اما به نظر می رسد دلایل بر له و علیه این نظریه وجود داشته باشد. با این حال ممکن است یکی از خطرات ساده سازی بیش از حد این باشد که نظریه مبنای عملیات را تشکیل می دهد ، نظریه ها برای تشریح و معنا دادن به اعمال ایجاد می شوند. عمل بدون مبنای نظری مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته شود. اگر ما حسابدرای را بدون مبنایی بیش از فرضیه های دلخواهی داشته باشیم در این صورت چه کسی می خواهد جرات کند و به آن تکیه کند.
در زیر برخی از مزایای معروف این نظریه را آورده ایم"
1-شناسایی محدوده مساله: تئوری حسابداری، محدوده مساله را از طریق شناسایی روشن وقایعی که باید بررسی شود محدود می کند. این به انتخاب جنبه های مرتبط پدیده کمک می کندآقای علی اکبر امیری قسمت اول
فصل3
روش های نظریه حسابداری
مقدمه
وقتی که دانش جویان حسابداری پس از فارغ التحصلی یا بعد ازاتمام دروس خود وارد بازار کار می شوند ، اعتقاد دارند که برای هر مساله ای که در حسابداری رخ می دهد ؛ چاره ای وجود دارد. نه؛ این باور با واقعیت موجود تفاوت بسیاری دارد برای اینکه بعد از اینکه در مورد موارد حسابداری اطلاعات زیادی کسب می کنیم باز هم می فهمیم که موارد بسیاری وجود دارد که برای آنها راه حلی وجود ندارد. برای اینکه فردی بتواند در دنیای واقعی تجارت، یک دانش جوی حقیقی حسابداری باشد، باید بر موارد حرفه ای و عملی حسابداری هم واقف باشد. به همین دلیل است که نظریه حسابداری پیشنهاد می شود. تئوری حسابداری در مورد نظریه هایی که مورد قبول عموم است ، موارد کنونی و مسایلی که در این زمینه ایجاد می شود، اطلاعاتی ارائه میکند . در این فصل، دانش جویان با تئوری حسابداری و موارد آن مثل " تئوری ، مراحل ایجاد تئوری، نیاز تئوری حسابداری" اشنا می شوند.
معنای نظریه
درک عمومی ما در مورد این نظریه به دو مفهوم تقسیم شده است. درک ما از این نظریه چیزی است که با واقعیت تفاوت بسیاری دارد.در نتیجه ما می گوییم این فقط در تئوری وجود دارد یا امکان دارد در حیطه نظریه و نه در عمل رخ دهد.درک دیگری که در مورد این نظریه وجود دارد ، رابطه علت – تاثیری است که پشت هر عمل یا اتفاقی وجود دارد. برای مثال اگر فردی از ساختمان جدید شهرداری بپرد ، او بدون توجه به وزن بدنش در زمان معینی بر روی زمین می افتد. اگر او از این اتفاق جان سالم به در ببرد ولی دوباره بخواهد این تجربه خود را در جای دیگری که به مرکز زمین نزدیک تر است ولی دارای همان ارتفاع است تکرار کند از اینکه بسیار زودتر از بار پیش زمین افتاده است ، متعجب خواهد شد ( ما امیدواریم که این بار نیز جان سالم به در ببرد) . اگر ذهن او جستجو کر باشد در این مورد که رابطه این اتفاق علت- تاثیری چیست، بررسی خواهد کرد. او ممکن است با اجرای روش علمی به قانون جاذبه دست یابد ( همانطور که نیوتون این کار را انجام داد.). در این صورت او نه تنها علت فرود زودتر خود را بلکه هر گاه بار دیگر بخواهد از همان ارتفاع بپرد خواهد توانست زمان دقیق فرود خود را محاسبه کند. درک دوم ما در مورد این نظریه، اجرای روش علمی برای تشریح برخی پدیده ها است. می توان روش علمی را به عنوان روشی برای تعرف دانست که فرضیه هایی را در مورد چگونگی جهان واقعی، اتفاقات قابل مشاهده و ارتباط انها را ارائه و تست می کند. هدف روش علمی، تشریح، است، روش علمی از طریق ارائه فرضیه ها، تلاش می کند که بدنه سیستمتیک نظریه را ارائه دهد. بنابراین ممکن است تئوری به عنوان "مجموعه به هم چسبیده ای از فرضیات، اصول مفهومی و عملی که چهارچوب کلی مرجع مطالعه موردی را ایجاد میک ند" تعریف شود.
تعریف نظریه
در زمینه علم شامل علوم اجتماعی، ممکن است فرد با دسته ای از عقاید در مورد نظریه برخورد کند که ریشه یونانی دارند ، " تئوریا" که به معنی " دیدگاه یا نظر" است. تعریف عمومی که کرلینگر ارائه شده است، نظریه را به عنوان " مجموعه ای سازه های مرتبط ، تعارف و گزاره هایی که یک دیدگاه سیستماتیک در مورد رویداد با تخصیص روابط بین متغیرها ، با هدف تشریح و پیش بینی رویدادها ارائه می دهد" تعریف می کند.
دیدگاه آرنولد روز، شبیه به استدلال فوق است. او نظریه را به عنوان " یک واحد یکپارچه تعاریف، فرضیات و پیشنهادات عمومی در مورد موضوع مورد بحث تعریف می کند که از طریق ان مجموعه کامل و جامعی از (اصول) خاص و قابل تست می تواند به طور کلی استنباط شود." دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که نظریه را به عنوان " مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم در یک سطح تقریبا بالای عمومیت" تعریف می کنند.
فرایند ایجاد نظریه
بر اساس تعریف وبستر که سومین لغت نامه جهان است، ارائه کننده چهار چوب کلی مرجع برای زمینه تحقیقی است." با این حال نظریه درک کاملی در مورد یک مساله خاص ارائه نمی کند. علوم اجتماعی با وقایع مجزا ارتباط ندارد اما با اجتماعی از وقایع مرتبط است. فرایند تشکیل یک نظریه از طریق طی مراحل زیر حاصل می شود:
مشاهده: در مورد روش ایجاد یک نظریه، بحث های مختلفی وجود دارد. اما ایجاد بسیاری از نظریه ها هم مانند وقایع طبیعی با مشاهده وقایع رخ می دهد. همه ما از مطالعات نیوتن در مورد جاذبه زمین اگاه هستیم. او این پدیده را مشاهده کرد که هر چیزی که پرتاب می شود، به زمین می افتد. همین او را برای تحقیق در این زمینه برانگیخت تا اینکه نهایتا به نتیجه دست یافت.
تعریف مساله: تعریف دقیق یک مساله هدف را مشخص خواهد کرد و یا روشی را می توان از طریق ان تحقیق را انجام داد را نشان می دهد. اگر تعریف یک مساله غلط باشد یا دقیق نباشد، در این صورت ، اخذ نتایخ درست بسیار مشکل خواهد بود. ممکی است دیده باشیم که هدف حسابداری با دقت تعریف نشده است . در نتیجه تا کنون هیچ نظریه جامعی در مورد حسابداری ارئه نشده است.
تدوین فرضیه ها:" علم روشی برای رسیدن به جهان تجربی است.یعنی جهانی که به تعارف بشری حساس است." و ما آن را فرضیه می نامیم. این فرضیه اولیه ای است که برای تشریح وقایع مورداستفاده قرار می گیرد. این مرحله قبل از جمع آوری وقایع ، شواهد یا واقعیت های تجربی شکل می گیرد.
امتحان یا ازمایش فرضیه ها: فرضیه ای که در مورد احتمال اساسی تشکیل شده است باید برای سازه های احتمالی تست گردد. انتخاب روش مناسب برای امتحان صحت فرضیه ضرورت دارد.
تایید:مرحله نهایی تشکیل یک نظریه ، ایجاد آن از طریق تایید ان است. اگر بعد از امتحان و تست مکرر، وقایع مشاهده شده نتایج مطلوب را به دست داد در این صورت گفته می شود که فرضیه ها تایید شدند و ثبات منطقی فرضیه ها برای تشکیل نظری تایید شده است. نظریه های علمی انتظارات یا پیش بینی های خاصی در مورد وقایع ایجاد می کند و وقتی این انتظارات رخ می دهد گفته می شود که این فرضیه ها تایید کننده این نظریه هستند. وقتی نتایج غیررقابل پیش بینی رخ می دهد، در این صورت گفته می شود در فرضیه ها ناهنجاری هایی وجود داشته که باید نظریه تغییر کند و یا یک نظریه جدید ارائه گردد. هدف نظریه جدید یا نظریه تغییر یافته ، ایجاد انتظارات جدید است و یا ایجاد انتظارات جدید برای وقایع معمولی پیشین است."
ویژگی های یک نظریه خوب
یک نظریه خوب باید دارای ویژگی های زیر باشد:
باید وقایع را پیش بینی یا تشریح کند یعنی، باید تجربی باشد
نظریه ها باید قابلیت امتحان تجربی را داشته باشند. نظریه هایی که قابلیت ازمایش تجربی ندارند از مقبولیت جهانی بی بهره اند. در نتیجه باید نظریه های غیرقابل تکذیب یا بهتر جایگزین آنها شود.
نظری ها باید به لحاظ داخلی و خارجی پایدار باشند. وقتی که خواص بررسی نظریه، یکسان بودن نتایج را در هر زمینه قابل تصور تایید می کند ، این نظریه به لحاظ داخلی ثبات دارد.
ثبات خارجی در صورتی است که نظریه در تطابق با قوانین دیگر باشد.
نظریه باید به حدی کامل باشد که بتواند تمام موارد مربوط به وقایع طبیعی نظریه مورد بحث را پوشش دهد.
نظریه باید در ارائه خطوط راهنما برای تحقیق در مورد موارد تجربی کمک کننده باشد.
نظریه حسابداری و ماهیت ان
نظریه حسابداری، بدنه تشکیل شده اطلاعاتی است که با دستور، دلایل، ارتباطات، اهداف و روش های موجود در عملیات حسابداری ارتباط دارد.
با این حال هندریکسون برای تعریف نظریه حسابداری از تعریف لغت نامه وبستر سومین لغت نامه جهان استفاده کرد. بنابراین طبق نظر هندریکسون " نظریه حسابداری می تواند به عنوان توجیه منطقی به شکل مجموعه ای از اصول اصلی را که از طریق ان : 1-چهار چوب کلی مرجع که از طریق ان می توان عملیات حسابداری راارزیابی کرد و 2- راهنمای ارائه هر نوع عملیات و فرایند جدید. به علاوه او اظهار میک ند که ممکن است نظریه حسابداری برای تشریح عملیات موجود برای کسب درک بهتر آنها استفاده شود.
هر دو تعریف نظریه حسابداری که در بالا ارائه شد ، استفاده از نظریه به عنوان راهنمای عملیات حسابداری را پی ریزی میک نند. اما حقیقت این است که مسایل حسابداری در طول زمان به طور ثابتی هموراه در حال رشد بوده اند. از آنجاییکه حسابداری به عنوان یک هنر عملی در حال رشد بوده است، همچنین مجموعه اصول حسابداری را هم بررسی و ارزیابی کرده است. ارزیابی نظری حسابداری، از موارد اصلی جدید است، با این حال توصعه عملی آن از پنج هزار سال پیش تا کنون وجود داشته است. هم روش های عملی و هم روش های تئوریکی در بدنه اصلی اطلاعات گنجانده شده اند کههم اکنون همه آنها به عنوان تئوری حسابداری معروف هستند. روش آنها متفاوت است اما هدف انها یکسان است: توسعه سیستماتیک عملیات حسابداری.
حسابدارها تحت روش های عملی گاهی به روش آزمون و خطا به عنوان اصلاح عمیات حسابداری تکیه کرده اند در حالیکه روش نظری به ساختار ومفهومی و نظری برای توسعه معنا دار الگوی عملیات حسابداری تکیه کرده است. اما هردو روش عملی و تئوریک حسابداری، مشتاق ارائه برخی روش های عمومی و درگیری با وقایع دنیای واقعی جهان تجارت هستند.
عکس 3.1 نشان دهنده هندسی توسعه نظریه حسابداری و عملیات حسابداری است.
توسعه عملیات حسابداری که روش حل مسایل را به کار می گیرد در طرف راست تصویر نشان داده شده است. از آنجاییکه مسایل خاصی درارتباط با وقایع فردی تجاری رخ داده است ، راه حل های خاصی برای حل این مسایل خاص مورد نیاز است. " تاریخچه عملیات حسابداری شامل مساله، ...، ارزیابی فرایند،... ، توسعه فرایندهای جدید یا تقریبا قدیم با ایجاد مسایل مختلف حسابداری است."
به عبارت دیگر، روشی که در توسعه عملیات حسابداری به کار برده شده است به عنوان " حسابداری عملیاتی است که حسابدار انجام می دهد" تعریف شود.
توسعه نظریه حسابداری که به طور مستمری همراه با توسعه عملیات حسابداری همراه بوده است، در قسمت سمت چپ تصویر نشان داده شده است. اولین مرحله در توسعه نظریه حسابداری ، چکیده ای از دنیای واقعی تجاری برایایجاد برخی فرضیه ها در مورد آنها است. با استفاده از این فرضیه ها و با استفاده از نتیجه گیری منطقی می توان نظریه حسابداری را بنا کرد. این فرایند پیشنهاد می کند که "حسابداری نتیجه مجموعه اعمال حسابدار است. "
نظریه ها ی توصیفی و هنجاری: از ظاهر امر پیداست که نظریه حسابداری را می توان از عملیات حسابداری استخراج کرد ( یعنی روش عملی) یا اینکه می توان آن را از روش منطقی با استفاده از روش استنتاج به دست آورد. تفات ها در تفاوت اهداف نیست بلکه تفاوت از اتخاذ روش های مختلف ناشی می شود. " واگرایی عقاید، روش ها و ارزش های بین عملیات حسابداری و تحقیقات حسابداری منجر به استفاده از دو روش شده است، یکی روش توصیفی و دیگری روش هنجاری.
روش توصیفی: روش توصیفی، یک پدیده را به صورتی که هست توصیف می کند، بدون اینکه در مورد ارزشهای آن داوری کند. برای مثال اگر شما از بالای برج جدید شهرداری پرید، روش توصیفی به شما خواهد گفت در چه زمانی به زمین خواهید افتاد اما در مورد صحیح یا غلط بودن کار شما چیزی نخواهد گفت.
روش معمولی یا عملی حسابداری معمولا دارای ویژگی های توصیفی است. این روش های توصیفی معمولا با شخصیت حسابدار و آنچه که انجام می دهند در ارتباط است. این روش به عملیات حسابداری به عنوان پایه و اساس تشکیل دهنده نظریه حسابداری می نگرد. بنابراین با توجه به روش توصیفی در نگاه اول از تجربه نشات گرفته است. مثالهای اصلی در رابطه با نظره های توضیحی حسابداری، تحقیق پاول گرادی، فهرست اصول عمومی و مقبول حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری، ساندرس، هاتفیلد و مورس، تشریح اصول حسابداری، استیفان گیل من، مفهوم سود در حسابداری، ای، سی، لیتل تون؛ سازمان نظریه حسابداری، و یو جیری، مبنای مقیاس حسابداری را نام برد.
نظریه های هنجاری: اساسی ترین جنبه نظریه هنجاری وجود داوری ارزشی است. نظریه های هنجاری، آنچه را که باید باشد تشریح می کند و نه آنچه که هست. این نظریه به حسابداران گزارش انچه که باید گزارش شود را تحمیل می کند نه آنچه که صرفا دیگری از آنها گزارش آن را خواسته است. الی ترین نمونه های نظریه های هنجاری تحقیق جی، بی، کانینگ، اقتصاد حسابداری، دابلیو، ای، پاتون، نظریه حسابداری، هنری سونی، حسابداری ثابت، کرس؛ ام؛ سی، نیل، واقعیت های حسابداری، ادواردز و بل ، نظریه و مقیاس سود تجاری، و اثر اسپروس و مونتیز ، مجموعه تجربی اصول کلی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری
ریشه نظریه حسابداری: توسعه نظریه حسابداری تحت تاثیر تغییرات تکنولوژیک بوده است و در موارد بسیاری اطلاعات را بالا برده است. قوانین اصلی که ، این توسعه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است عبارتند از:
نظریه تصمیم
نظریه مقیاس، و
نظریه اطلاعات
عقیده کلی بر این است که این سه مفهوم مبنای نظریه حسابداری را تشکیل می دهد.
1-نظریه تصمیم: مبنای این نظریه این است که تصمیم گیری نه یک فرایند حسی بلکه ارزیابی هوشمندانه جایگزین های احتمالی است که به بهترین نتایج منجر شده و یا اهداف را روشن تر می کند. این یک تسلسل منطقی است که شامل مراحل زیر است:
درک مساله ای که نیاز به تصمیم گیری دارد
تعریف تمام راه حل های ممکن و جایگزین
گردآوری تمام اطلاعات مربوطبه راه حل های موجود
ارزیابی و درجه بندی شایستگی راه حل های جایگزین
ارزیابی بهترین راه حل های جایگزین از طریق انتخاب موردی که بالاترین درجه را کسب کرده است و
قدردانی از تصمیم از طریق روش های بازخورد اطلاعات
نظریه تصمیم هم هنجاری و هم تشریحی است.این نظریه به عنوان یک فرایند توضیحی باید چگونگی اتخاذ تصمیمات را بررسی کندو به عنوان یک فرایند هنجاری تصمیماتی که باید اتخاذ شود را تعیین می کند.
اهمیت نظریه تصمیم به عنوان به عنوان ساختار مرکزی نظریه حسابدرای ، از اهداف FASB و کیفیت های اطلاعات حسابداری و گزارش کمیته ارتباط حقیقی که شدیدا از مفید بودن اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری ها دفاع می کند معلوم می شود. اما پیش از آن در سال 1966، تشریح اساس نظریه حسابدرای توسط پیش بینی های AAA در مرود نقش اطلاعات حسابداری برای مفید بودن در اتخاذ این تصمیمات برای مدیران ، سرمایه گذاران و بستانکاران معلوم شد.
حسابداری با نظریه تصمیم ، نمی تواند به عنوان قانونی با هیچ تعامل عملی با عوامل عملی تجاری دیگر در نظر گرفته شود. در حقیقت، کارکردهای حسابداری با بررسی های مدیریتی ارتباط کامل دارند برای اینکه این مساله به عنوان یک سیستم اطلاعاتی، اطلاعات مهم و معنا داری در مورد شرکت هم در رابطه با استفاده مدیریت داخلی و گزارش کارکردخارجی ارائه می دهد.
2-نظریه مقیاس: رابطه روشنی بین نظریه تصمیم و مقیاس وجود دارد. هدف این ارتباط، تعمیم بررسی ها از طریق نویسندگان بزرگ مثل چمبیرز، جیری و ماتاسیچ است. همچنین ، حسابدرای به عنوان مقیاس اندازه گیری که با " قانون کمی و طرح ریزی چرخه درآمد و توده ثروت " با وقایع صریح پولی ارتباط دارد تعریف شده است.
بنابراین گرچه واژه مقیاس معمولا برای ارزیابی اعدادرویداد ها و یا موارد طبق قواعد و در ارتباط با مقیاس حسابداری، مقیاس هایس مالی برای رویدادهای اقتصادی اعمال می کند که ما آن را ارزیابی حیابداری می نامیم.
ویژگی نظریه مقیاس، هنجاری است. بنابراین حسابداری به عنوان قانونیی برای اندازه گیری، نیازمند شرایط خاصی مثل موارد زیر است:
رویدادها و مواردی که باید اندازه گیری شود:این مساله از اهمیت حیاتی برخوردار است چرا که " رابطه شناخته شده بین نظریه حسابداری و مقیاس تحقیق روشن در مورد اهداف حسابداری را ممکن میک ند." این نشان می دهد که شناسایی صحیح حسابداری، تشریح روشن و دقیق هدف، روند، محدودیت ها و مبنای نظری حسابداری را ممکن میک ند.
مقیاس یا محدوده ای که باید مودرد استفاده قرار گیرد: یکی از موارد اساسی نظریه مقیاس با توجه به اختصاص اعداد به وقایع یا اهداف خاص ، این است که آنها باید به یک سیستم عددی ارتباطی خاص ارتباط داشته باشند. برای مثال اگر ما از 3 فوت برای نشان دادن طول یک مورد استفاده کنیم، باید از همان مقیاس برای موارد دیگر استفاده کنیم تا بتوانیم از آن در جمع و تفریق بهره ببریم.
3-نظریه اطلاعات: ماهیت غالب حسابداری بر سیستم انتقال اطلاعات مبتنی است. به طور دقیق تر، حسابداری، اجرای نظریه عمومی اطلاعات در مورد اعمال موثر اقتصادی است. اهمیت نظریه اطلاعات در مورد حسابداری براین حقیقت استوار است که این روش قسمتی از فرایند تصمیم گیری که از بی ثباتی می کاهد و بنابراین روشی برای اصلاح کیفیت تصمیم ارائه می کند. به طور خاص نظریه اطلاعات می تواند در حل مسایل مهمی مثل موارد زیربه حسابداری کمک کند: اطلاعات چیست؟ ارتباط بین اطلاعات و داده ها چیست؟ اطلاعات حسابداری چه باید باشد و سیستمی که اطلاعات از طریق ان منتقل می شود باید چگونه باشد؟
با این حال اصطلاح اطلاعات، از نظر مفهوم فرعی روان شناسی و یا نگرش فردی که در این اصطلاح اعمال می شود، آسان نیست. اما در حسابداری به عنوان یک روش اندازه گیری همانند یک سیستم انتقال اطلاعات، ما می توانیم اطلاعات را به عنوان داده ای که بر دانش دریافت کننده می افزاید، از عدم ثبات می کاهد، و پیامی را برای تاثیر بر رفتار کاربر در فرایند تصمیم گیری وی مخابره می کند، تعریف می کنیم. به طور خلاصه، وقتی که دریافت کننده اطلاعات نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد، گفته می شود که او حامل اطلاعات است. بنابراین، داده ، جدای از اطلاعات است. با این حال، حسابداری به بدفورد داده ها، فقط وقتی تبدیل به اطلاعات حسابداری می شود که اندازه گیری شود و محدود به معیارهای ارتباط داشتن، اثباتپذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش باشد. ممکن است اصطلاحات ارتباط داشتن، اثبات پذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش بودن به عنوان خواصی که برای اطلاعات حسابداری محدودیت های درونی ایجاد میکنند بشناسیم. اطلاعات در این نظریه، به عنوان منبع و مجموعه ای برای فراوری و انتقال موارد باارزش شناخته می شوند. با افزایش میزان اطلاعات این روند تسریع می شود. بنابراین هماهنگ کردن روند تولید اطلاعات با موارد اقتصادی مرتبط ( یعنی هزینه ها) با آن بسیار مهم است. فقط این معیار می تواند به ما در بررسی سطح بصری منبع اطلاعاتی از طریق اندازه گیری هزینه های منبع اطلاعاتی در ارتباط با منافع ان برای کاربران مفید باشد.
روش های شکل گیری نظریه حسابداری: ریچارد متیسیچ در مقدمه فصل فصل اول شاهکار خود " حسابداری و روش های بررسی" این نظریه را ارائه می دهد" حسابداری مدرن روشی برای تفکر است، مظهر تفکر و ارزیابی ما، و ابزاری است که برای هدایت بحث های اقتصادی ما وجود دارد.ان روش در طول صد ساله اخیر به بیشترین حد ممکن گسترده شده است و رشد تکنیکی آن و همچنین رشد هوشی آن قابل توقف نیست.
چنین رشد هوشی حسابداری در روش های مختلفی که تلاش می کنند قوانین تئوری را در قوانین عملی بکنجانند، کاملا اشکار است. اکثریت این روش ها، که از نظریه های بی اهمیت گرفته تا بسیار پیچیده را دربرمی گیرد، به روش های سنتی معروفند که شامل موارد زیر هستند:
روش غیر نظری ( غیررسمی) :
1-عملی
2-غیر استبدادی
روش نظری ( رسمی)
1-قیاسی
2-استقرایی یا قیاسی
3-اخلاقی
4-جامعه شناسی
5-ریاضی (بدیهی)
6-اقتصادی
روش انتخابی یا ترکیبی و روش های جدید شامل:
1-روش وقایع
2-روش رفتاری ،و
3-روش پیش بینی
روش عملی: روش عملی که روش پراگماتیک هم نامیده می شود اما این روش به طور کامل از روش های عملی مکتب پراگماتیک منطقی بهره نمی برد. اما از آنجاییکه این روش باعث می شود که این نظریه بتواند براساس ذرک ارتباط بین وقایع تجاری، محدودیت سیستم اندازه گیری و نیازهای کاربران سیستم اطلاعات، از ابزار عملی بهره ببرد ، بخش مهمی از این نظریه را تشکیل می دهد.
روش عملی اساسا یک روش برای حل مسائل است. در اصل این روش، همانطور که از بیشتر اصول حسابداری می توان فهمید، هدف محور است، برای اینکه همواره به دنبال یافتن روشی عملی برای حل مسایل است.
روش متمرکز: به علت روش شناسی تئوریک و اصلی این روش که بر اساس ابزار عملی تحت لوای بدنه قوانین مقبول است، این روش را برخی با روش عملی یکی پنداشته اند. نقش روش متمرکز، تبعیض قائل شدن بین نظریه های شناخته شده اما متناقض است، ( که در زمان خاص در مرحله اطلاعات آورده شده است). روشی که در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد باید برای استفاده از عاملین این روش کارآمد باشد. نمونه ای که روش متمرکز را به خوبی تمثیل میک ند ars شماره 72 است ( ابداع اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری های تجاری) در AICPA که بیش از تالیف اصول حسابداری جدید در زمینه حسابداری در ایالات متحده آمریکا، به بررسی اصول جدید می پردازد.
روش قیاسی: روش قیاسی به علت فرضیه مبنایی ان که می گوید " حسابداری چیزی است که حسابدار انجام می دهد بنابراین حسابداری می تواند از لابلای اعمال حسابدار به ظهور برسد" پایین ترین نظریه به لحاظ ماهوی است. این نظریه به مشاهدات به دست آمده متکی است تا بتواند نتیجه گیری کند. در اینجا برخلاف روش قیاسی روش ما " آغاز از یک مساله خاص و عمومی کردن آن است." به عبارت دیگر برخی مشاهدات خاص در مورد معاملات اقتصادی به دست خواهد امد. به عبارت دیگر اگر رفتاری به طور مکرر در معاملات انجام شود، عمومی سازی و اصول ممکن است به وجود آیند (شکل زیر را ببینید).
مسائل مسائل
قیاس
فرایندها
عمومی سازی
اصول
عکس 3، روش قیاسی برای شکل گیری اصول
روش قیاسی دارای سیر قهقرایی است یعنی اینکه برای اینکه در مورد مسائل روز به راه حلی برسد در مورد مسائل گذشته مطالعه می کند. در این معنا، این یک روش پراگماتیک یا عملی است، همچنانکه بسیاری از اصول حسابداری که امروزه در عموم پذیرفته شده اند همچنین هستند. آنها از محیط ، اهداف و اصول اساسی حسابداری اقتصادی نشات گرفته نشده اند، با این حال روش قیاسی ، ابزاری و ضروری است. اما مشکل این روش این است که ممکن است هر راه حلی که برای مسایل کنونی پیدا می شود ممکن است در گذشته وجود نداشته باشد. علاوه بر این محیط حسابداری که اعمال پیشین بر اساس ان بنا شده اند، ممکن است به علت تغییر عوامل اجتماعی- اقتصادی تغییر کند. در این صورت استفاده از این نظریه به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
روش استقرایی یا قیاسی: روش استقرایی برای توسعه نظریه حسابداری با ایجاد هدف حسابداری شروع می شود. طبق این روش عملیات و تکنیک های حسابداری، به هدف حسابداری که از محیط حسابداری نشات گرفته اند، متصل هستند .بعد از ایجاداهداف، فرضیه ها، تعاریف و غیره خاص ( برای مثال مفاهیم و اصول موضوعی) باید تشریح شوند. ارائه روش ها و اصول خاص حسابداری، آخرین پله روش استقرایی خواهد بود به صورتی که در شکل زیر می بینیم
تقاضا
اصول
معیارها
عملیات
عملیات سازه ها
فرایندها قواعد
روش ها جهات
اجتماع
عکس 3-3 روش استقرایی برای شکل گیری نظریه حسابداری
همانطور که در عکس مشاهده می کنیم، در یک نظریه که از روش استقرایی حاصل شده است، فرایندها و تکنیک های حسابداری به صورتی به اصول، تقاضاها و اهداف مرتبط هستند که اگر انها صحیح باشند روش ها و تکنیک ها نیز باید صحت داشته باشند.
بنابراین اعتبار روش استقرایی، به شناسایی صحیح اهداف حسابداری در ارتباط با محیط حسابداری ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر تعاریف و تکنیک ها اشتباه باشند به همان میزان نتایج به دست امده نیز اشتباه خواهند بود. شناخته شده ترین نونه های نظریه حسابداری استقرایی، تحقیق موریس مونیتز (مبنای تحقیق حسابداری) و رابرت اسپرس و موریس مونیتز ( مجموعه تجربی اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری) هستند. نویسندگان دیگری که از روش شناسی استقرایی بهره برده اند شامل کانینگ، سونی، امف سی ، نییل، الکساندر، ادوارد و بل هستند.
روش اخلاقی: روش اخلاقی یک اساس ثابت برای حسابداری ایجاد نمی کند اما نشان دهنده تغییرات پارادیگماتیک در اهداف حسابداری است که در اییالات متحده آمریکا و هر جای دیگر دنیا در حال رخ دادن است. در طول دوره پس از جنگ جهانی دوم، فرسایش ارزش ها ی اخلاقی لزوم توجه به روش اخلاقی در اصول حسابداری را ایجاد کرد. در، ار، اسکات؛ اس سی یو جی دبیلیو، پاتیلو ، اف، جی ، ایمکی و دیگران ارزشهای اخلاقی را به عنوان اساس تئوری حسابداری می دانستند و معتقد بودند که عدالت، انصاف، و صداقت پارامترهای گزارش حسابداری هستند. ایمیک اظهار داشت که :"حسابداری حضور دارد تا جامعه را از طریق ضبط و تفسیر و در غیر این صورت استفاده موثر از داده های مالی و اقتصادی، حفظ کند." بنابراین با توجه به نظر او، حسابداری باید بر اساس سه معیار زیر باشد:
عملیات حسابداری باید برای تمام موارد به طور یکسان وقت صرف کند
اطلاعات حسابداری باید صادقانه باشند
حسابداری باید منعکس کننده گزارش بی طرف و غیر متعصبانه واقعیت های اقتصای باشد.
روش جامعه شناسی: مرکز جاذبه روش جامعه شناسی برای نظریه حسابداری، در این نظر نهفته است که " حسابداری مسئولیت ارتقاء نقطه نظرات داخلی شرکت خصوصی و ارائه اطلاعاتی که نقش شرکت خصوصی را در جانعه به تصویر می کشدبه عهده دارد. " مبنای این نظریه با این استدلال تقویت شده است که تجارت یکی از زیر سیستم های جامعه وسیع تری می باشد، نهایت قابلیت استفاده از حسابداری به نحوه خدمت گذاری مطلوب آن به جامعه و نحوه ارائه خدمات آن به افراد جامعه بستگی دارد.
بنابراین روش جامعه شناسی نسبت به ایجاد نظریه حسابداری نیازمند ارزیابی تکنیک ها و سیاست های حسابداری برای بررسی تاثیر انها برای جامعه است.ابعاد پیشنهادی ان شامل ابداع ارزش اجتماعی، و ارزیابی منافع جامعه است که از فعالیت های شرکت های خصوصی ، گزارش داده های اجتماع محور برای بررسی نقش نسبی شرکت در جامعه نشات می گیرد. به طور خلاصه طبق این روش، تکنیک های حسابداری باید در جهت توسعه اطلاعات برای تصمیماتی که استفاده موثر از منابع، حفاظت از محیط و کاربرد مساوی دست آوردهای تجاری به عنوان یک روش موثر برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی به کار رود.
باور عمومی بر این است که روش جامعه شناسی برای شکل گیری نظریه حسابداری ، پیش اهنگ ارزیابی اجتماعی یا اجتماعی- اقتصادی است، که یک قاعده فرعی حسابداری مهم است که در دهه 1960 ظهور کرد. هدف اصلی حسابداری اجتماعی- اقتصادی، ارزیابی تاثیر فعالیت های اقتصادی شرکت های خصوصی در کل جامعه با ایجاد مقیاس هایی برای اندازه گیری، ابداع و افشاء هزینه های نهایی اجتماعی است که در لیست سنتی فعالیت های حسابداری ضمیمه نشده است. از آنجایی که روش های حسابداری سنتی برای روش اجتماعی – اقتصادی حسابداری ناکافی هستندف روش های نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید ابداع می شوند. پیشنهاد شده است برای اینکه حسابداریبتواند مسایل جدید را حل کند دارای تکنیک های قابل انعطافی باشد و اینکه باید شامل مقیاس های غیر پولی باشد که در حال حاضر در چهارچوب حسابداری سنتی قرار نمی گیرد.
روشریاضی ( بدیهی) : روش ریاضی برای شکل گیری نظریه حسابداری، شکل گیری بدیهی مفاهیم ان را برای کسب ساختار منطقی حسابداری، به حداکثر می رساند. در این روش سمبل های ریاضی ، برای عقاید و مفاهیم خاص داده می شوند. چهار چوب ، به شکل مدلهای ریاضی که از ماتریکس جبری در یک منطق سمبولیک استفاده می کند، ارائه می شود" به این شکل که بخش منطقی نظریه می تواند به طور جداگانه از بخش اصلی نظریه به طور خلاصه دراورده شده و بررسی شود. به عبارت دیگر روش ریاضی یا بدیهی، روش تغییر یافته روش استقرایی است که تکنیک هایی رابرای خلاصه کردن پیشنهادات اساسی حسابداری در یک زبان خلاصه شده ارائه می دهد ( عبارات، مفاهیم و پدیده های قابل مشاهده) که می توادن در عملیات ریاضی ضمیمه شود و به طور مستقل به کار رود.
نمونه کاربرد این روش بدیهی، در تحقیقات ماتیسیچ، چمبیرز، و تا حدی در تحقیق ایجیری یافت می شود.
روش اقتصادی: از آنجایی که روش اخلاقی بر مفهوم عدالت و روش جامعه شناسی بر مفهوم رفاه اجتماعی تمرکز می کند، در شکل گیری نظریه حسابداری، روش اقتصادی، بر رفاه اقتصادی طرفین زیان دیده که از تکنیک های پیشنهادی اقتصادی ناشی می شوند ، تمرکز می کند. با این حال این بررسی ها، توجه کمی به شکل گیری نظریه حسابداری طبق روش های سنتی که بالا اشاره شد معطوف می کنند. در حقیقت تکنیک های حسابدرای در کشورهای مختلف در موردتاثیرات اقتصادی بی طرف باقی مانده است، گرچه ر سوئد تلاش بر این است که بین روش های حسابداری و دیگر اهداف اقتصاد خرد توازن برقرار شود.
با این حال از دهه 1970، توجه فزاینده ای به بررسی های اقتصادی در حین شکل گیری معیارهای حسابداری مبذول شده است.
راپاپورت، بوکلی ، هورگرن و FASB ، با پیشنهاد کردن معیارهای حسابداری مالی، در مورد تاثیرات اجتماعی واقتصادی مطالعه کردند . به نظر می رسد که انتخاب یک تکنیک خاص حسا بداری، نمی تواند بی طرف باشد، اما باید واقعیت اقتصادی و نتایج اقتصادی تکنیک پیشنهادی حسابداری را هم بررسی کند.
درحقیقت نتایج حسابداری، یک مطالعه فراگیر است که به علت اهمیت تکنیک های حسابداری بدون مراجعه به یک روش خاص حسابداری پیشنهاد شده است. برای مثال استفاده گسترده از روش lifo از ارزشیابی ابتداعی توسط شرکت های آمریکایی در سالهای دهه 1940 ، از هیچ تحقیق نظری منتج نشد بلکه به عنوان راهنمایی بود که در نتیجه اثرات مختلف اقتصادی روش FIFO در دست آوردهای مالی شرکت در شرایط اولیه تورم به دست آمد.
با این حال یک روش رسمی حسابداری؛ استدلال های اصلی نظری را برای اصلاحات خاص حسابداری بای حسابداری تورم و کاهش هزینه های جایگزینی که در طول سالهای0 197 پیشنهاد شدا رائه کرد.
روش انتخابی یا ترکیبی: از آنجاییکه هدف در روش خالص استقرایی ارائه توضیح پایه ای نظریه حسابداری بر اساس مجموعه ترکیبی، اصول فرضی، مفهومی و عملی برای ایجاد یک چهارچوب کلی به عنوان تحقیقات عملی و تئوری حسابداری است ، روش استقرایی با ابزار عملی خود براساس روابط قابل مشاهده در بین روابط جداشده اقتصادی به عنوان مبنای اساس نظریه معرفی شده است. هردو این روش ها دارای مزایا و مضراتی هستند. بنابراین آر، کی استوریف یک روش عملی برای شکل گیری نظریه حسابداری بسیاری از مسایل حسابداری را حل کرده است. از سوی دیگر، استفاده گسترده از روش مفهومی به همان اندازه موثر بوده است. علاوه بر این این روش از نقطه نظر ثبات داخلی بسیار بهتر از روش عملی است و احتمالا هیچ تاثیر خوب یا بدی در نظریه حسابدرای نداشته است. از نظریه استوری استفاده می شود که روش انتخابی برای شکل گیری نظریه حسابداری مفید است. نظریه اتنقالی هیچ ارتباطی با زوش های دیگر ندارد، بلکه نتیجه تلاشهای فوق العاده زیاد افراد، متخصصین، و عوامل دیگر( AICPA, AAA و بنگاه های مشابه ان) برای ازبین بردن نقص های روش های دیگر ایجاد شده است. چنین روشی علی الخصوص در غیاب یک نظریه جهانی حسابداری مفید است.
روش وقایع: روش وقایع برای شکل گیری نظریه حسابدرای نخست توسط جورج استورتر به عنوان جایگزینی برای روش ارزش گذاری حسابداری که توسط اکثریت اعضاء کمیته AAA تایید شده بود که ان را به عنوان " تشریح پایه تئوری حسابداری" در سال 1966 نامیده بودند، پیشنهاد شد.
استدلال اصلی که برای حمایت از روش وقایع استفاده شده است این است که به علت استفاده گسترده و کاربران علاقمند به استفاده از نظریه حسابداری، حسابداران نباید نظریه های حسابداری را مستقیما در گروه های انتخابی به کار برند. اطلاعات حسابدرای بر مبنای روش ارزش گذاری، می تواند نقش بسیار کمی در درک ابزار کاربری داشته باشد، چرا که هدف کاربر ترکیبی از ارزش های اجتماعی و فردی است که قابلیت شناسایی در اظهارات مالی را ندارد.
بنابراین محتوای این روش می گوید که رویدادی که به عنوان واقه دقیق،پدیده یا معامله تعریف شده است، تفسیر معنایی بهتری نسبت به مقیاس ارزشی دارد، و نیاز انواع مختلف کاربران به اطلاعات می تواند با ارائه اطلاعات در مورد وقایع بدون نیاز به ترکیب ارزش های عمومی ( یعنی ارزش) به اطلاعاتی که در مورد این واقعه جمع آوری شده است، برآورده شود.
عمل حمع آوری و ضمیمه کردن ارزشی برای وقایع برای کاربران با توجه به عملیات انجامی آنها کاربرد بهتری دارد.
با توجه به این استدلال روش وقایع پیشنهاد می کند که داده های حسابداری را با توجه به توضیحات مالی تعمیم دهیم.
با این حال محدودیت روش واقعه موارد زیر هستند:
این روش فرض میک ند که کاربران به حد نیاز قانع شده اند و اطلاعات کافی برای طبقه بندی داده های ترکیبی حسابداری را برای استفاده شخصی دارند.
روش وقایع به طور صریح نمی گوید که داده ها باید برای تشریح موارد مالی انتخاب شوند.
اطلاعات کاملی که یک فرد در طول زمان می تواند به دست آورد محدود است، ممکن است تعمیم اطلاعات باعث ایجاد بار اضافی برای کاربر شود.
روش رفتاری: اگر بخواهیم در نتیجه استنباط از اطلاعات نظریه، هدف حسابداری را به عنوان محصولی که اطلاعات را با یک پروسه خاص به کاربر می رساند تعریف کنیم، باید عکس العمل اقتصادی و روان شناسی کاربر را درقبال اطلاعات حسابداری که در شرایط یا تحت ترکیبات خاص ارائه می شود را نیز برسی کنیم. این وابستگی روان شناسی اطلاعات حسابداری، که در روش های سنتی محلی از اعراب ندارد، در مورد اطلاعات نظریه روان شناسی به عنوان روش رفتاری شناخته شده است. روش رفتاری، با شواهد مستقیمی از عکس العمل کاربر در رابطه با گزارشات حسابداری به عنوان مبنای تشکیل دستوری جنبه های رفتاری مسائل و تکنیک های خاص حسابداری مثل 1- کفایت گزارش 2- مفید بودن اظهارات مالی 3- نگرش ها در رابطه با مجموعه گزارشات حسابداری 4- داوری های موردی 5- اثرات تصمیم مبنای ارزش گذاری جایگزین های حسابداری می باشد. اساسا روش رفتاری توصیفی است تا هنجاری، و کاربرد معمولی تغییرات رفتاری کاربر را در نظر نمی گیرد. و فقط رفتار کاربر را توصیف می کند.
روش رفتاری در حسابداری تقریبا یک روش جدیدی است و در حال سپری کردن دوران نوزادی خود است، اما برخی از تحقیقات اصلی و مهم در این رابطه ( ماننده تحقیقات دوک من، گیبینز، سورینگا و هورن گرین) که رفتار کاربر را وقتی که روشهای جایگزینی برای حسابداری برای او ارائه می شود، به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار دادند ، به طور دقیقی تاثیرات اطلاعات جدید کاربر را در مورد ارائه جایگزین های جدید مورد بررسی قرار داده اند.
روش پیش بینی: مقیای های حسابداری طبق روش های سنتی حسابدرای، معمولا برای روش های غیرپیش بینی به کار می روند، برای مثال قابلیت محاسبه و گزارش مباشرت. با این حال در روش پیش بینی، مقیاس های حسابداری فقط به عنوان یک عمل پست مدرن به حساب نمی ایند. در حقیقت اطلاعات حسابداری، در تصمیم گیری به کونه ای تنظیم شده است که می تواند وقایع یا موارد آینده را پیش بینی کند. توانایی پیش بینی اطلاعات حسابداری، توسط SFAC شماره 2 FASB به عنوان یک معیار صریح کیفی اطلاعات حسابداری به کار می رود. اما بسیار پیش از ان در سال 1968، بیور، کینیلیس و ووس، استفاده از روش پیش بینی را در ارتباط با مسائل سخت ارزیابی مقیاس های سخت حسابداری پیشنهاد کرده اند. بر طبق نظر آنها، وقتی که با انتخاب بین جایگزین های مقیاسی روبرو می شویم، "مقیاسی که بیشترین قدرت پیش بینی را دارد برای اهداف خاص بهترین روش است." روش پیش بینی مستقیما بهتوانایی پیش بینی داده های مالی ارتباط دارد و هدف آن ارائه اطلاعات مفید برای ایجاد ارتباط بین داده های مالی تجمیعی با عمل تصمیمی گیری است.
ارتباز بین نظریه حسابداری و عملیات حسابداری: نظریه حسابداری و عملیات حسابدرای از اول موارد تعمیم یافته ای نیستند، بلکه انها متعلق به وقایع معاملاتی دنیای واقعی یکسان هستند. بنابراین نتایجی که از نظریه حسابداری به دست می اید، باید با نتایجی که از مطالعات حسابداریبه دست می اید یکسان باشد. نظریه برای توسعه معنادار حسابداری اهمیت دارد برای اینکه عملیات باید بر مبنای منطق باشد. از سوی دیگر، حسابداری یک ابزار کاربردی برای حل مسایل اقتصادی است که هرروز رخ می دهد. برای همین یک نظریه اگر در طول زمان مسایل اقتصادی را به نحو احسن حل کند گفته می شود که یک نظریه خوب است.
همچنین یک عمل خوب، باید همواره بر طبق نظریه باشد، و همزمان ، نظریه باید بر معنای باورهای عمومی بوده و به دنیای واقعی و کنونی تجاری مرتبطباشد. در این معنا، باید تئوری و عمل نسبت به هم به مثابه یک آزمایش و تعادل عمل کنند.
اما متاسفانه عملیات کنونی حسابداری، بر مبنای این چنین شرایط ایده آلی نیستند. پیش از این دیدیم که نظریه حسابداری و عملیات حسابداری بر اساس روش شناسی متفاوتی بنا شده اند. نظریه حسابداری بر مبنای روش استقرای منطقی استوار است، عملیات حسابداری بر مبنای روش دلیل قیاسی بنا شده است که شامل انجام مشاهدات و نتیجه گیری ازطریق مشاهدات محدود است. این روش به رفتار حسابدار بیش از روش معاملات دنیای واقعی تاکید می کند. از آنجاییکه عملیات حسابداریبا روش عملی معروف می شود، این مساله نمی تواند از تعصب عملی حسابداران جدا فرض شود. از سوی دیگر یک نظریه خوب، سعی خواهد کرد که این تعصبات را ازبین ببرد. همچنین ثبات عامل دیگری است که عملیات حسابداری را از نظریه حسابداری متمایز میک ند. ثبات به عنوان آماری برای خوب بودن یک نظریه است و همچنین توسط عملیات عمومی حسابداری نیز پذیرفته شده هستند. نظریه ثبات در تحقیق کانیگ نیز آمده است که بیان می کند:" حسابداران فاقد یک سیستم کامل و فلسفی فکری در مورد درآمد هستند ، حتی شواهدی که ثابت کند انها برای وجود چنین سیستمی هم احساس نیاز کرده اند وجود ندارد. حتی اقدامات آنها نیز به قدری ناقص است که اصلا فردی نمی تواند به این نتیجه برسد که آنها برای انجام چنین کاری شروع به اقدام کرده اند."
نمونه هایی از ثبات در عملیات حسابداری: نمنه کلاسیک عملیات حسابداری بی ثبات، در ارزش گذاری سرمایه گذاران دیده می شود. اصول حسابداری که در عموم مورد قبول هستند، از جمله ارزش گذاری ابتداعی از نظر هزینه و قیمت بازاری بسیار کم است گرچه توجیهات نظری کمی در این مورد وجود دارد (از نقطه نظر هدف). عملیات از نطقه نظر حسابداران به امید ایجاد یک قسمتی برای طلبکاران به عنوان ابداع یک وضعیت تشریح که نشان دهنده تورم ارزش اموال است عمیقا در عملیات حسابداری رسوخ کرده است. نه تنها این مورد بلکه معنای هزینه دلالت های ضمنی متفاوتی مثل LIFO , FIFO دارد. در نتیجه حسابداران مختلفی ممکن است روش های مختلفی را برای اثبات درآمدهای مختلف و اعداد ابتداعی به کار ببرند. روش های دیگر غیرثابت حسابداری، روش های مختلف کاهش، اطلاع از چگونگی پیشرفت و تدقیق می باشند.
اسپیلر با عقیده اشاعه این اعمال می گوید: این اعمال منطقی نیستند، حتی به لحاظ داخلی هم ثبات ندارند. بنابراین دستوراتی که در حین عملیات حسابداری به دست می آیند معمولا برای تمام اعمال حسابداری قابل اعامل نیستند.لذا اسپیلر این نوع روش ایجاد را یک ایجاد ضعیف می داند که مبنا یا دلیل تمایزی برای ان قابل تصور نیست."
تغییر نظریه حسابداری: prof. G.D roy به این نتیجه رسید که آخرین قسمت های نظریه های حسابداری که مهمترین قسمت های آنها هستند گفته نشده اند. ما در مرود فیزیک، شیمی و علوم پزشکی نیز نتیجه ها را نشنیده ایم. در تمام بخش های علمی پیشرفت های مداومی صورت می گیرد. گرچه ریشه حسابداری هنر عاملان آن است اما هرچه که باشد کمی از عوامل علمی رادر خود دارد. اما ایا تمام علوم دیگر نیز در آغاز مثل یک کودک نوپا نبودند؟ آیا علم شیمی هم در آغاز صرفا مجموعه ای از خسیال پردازی های کیمیاگری نبود و یا بیولوژی مجموعه ای از اطلاعات غلط نبود؟ اما امروزه دیگر کسی انها را به عنوان علوم بی معنی نمی شناسد. همین هم در مورد حسابداری گفته می شود. محدوده و روش های حسابداری هم تغییر می کنندو می تواند به حدی تغییر کند تا در اینده تعمیم یابد. این تغییرات توسط متخصصانی مثل گیدلار، بدفورد و آندر داون انجام شده اند. گیدلارو بدفورد د در قسمت مقدمه کتاب خود، ذکر کرده اند که " حسابداری در دوره ای است که سریعا منتقل می شود، محیط ان در طول این دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده است، و تغییرات ان سریعا خود را برای آینده آماده می کنند."
راز این تغییرات سریع این است که متخصصین این رشته آرزو دارند که هر چه زودتر رشته تخصصی خود را در بین رشته های پر اب و رنگ علمی جای دهند که نه تنها موارد و مسایل خاص اقتصادی را دربرمی گیرد بلکه رفتار اجتماعی گروه های بشری را در رابطه با این تغییرات را هم پوشش دهد. این روش ترکیبی حسابداری نمی تواند تغییرات بزرگی را که در تکنیک های اندازه گیری حسابدرای در حال رخ دادن است ، علم رفتاری و پیشرفت های تکنولوژی کامپیوتری را نادیده بگیرد .ذکر این نکته لازم است که حسابدرای پیش ازاین نیز برای محاسبه برخی موارد مثل شبیه سازی کامپیوتری، بررسی های اماری، و دیگر روش های اندازه گیری که اساسا متعلق به این رشته نبودند به کار رفته است.
گسترش قوانین اقتصادی هم تا حد زیادی بر حسابداری تاثیر داشته است. با تعریف مفهوم بیگانگی در ادبیات اقتصادی، توسط پروف ، ای ، سی، ، پی گو در سال 1960، حسابداران بیشتر مشتاق شدند که این مفهوم را در قوانین خود به عنوا ن بعد جدیدی از حسابداری اجتماعی- اقتصادی بگنجانند یعنی، شناسایی و اندازه گیری موارد غیراقتصادی خارجی، یا هزینه های اجتماعی، و مفاهیمی که در رابطه با حسابداری ایجاد می شود. احتمال می رود که در اینده حسابداری بخش اعظمی از هزینه های اجتماعی را برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی، محاسبه کند که پیگو معتقد بود این راه حل برای حل تعارض بین تولیدات خصوصی و عمومی بسیار مفید است. دست آوردها بیان می کنند که در آینده حسابداری شکل علمی تری به خود خواهد گرفت. حتی ممکن است حسابداری با قواعد دیگری برایایجاد قواعد علم جدیدی ظهور کند.
چرخه تغییراتی که در افق حسابدرای ایجاد می شود، بدون شک ساختار جدیدی برای علم حسابداری در آینده ایجاد خواهد کرد. ماهیت پویای نظریه حسابداری در اینده شامل محدوده وسیع تری برای حسابداری برای اندازه گیری و انتقال اطلاعات گذشته، حال و عملیات پیش بینی در مورد تمام انواع به منظور اصلاح متدهای کنترل و تصمیمی گیری در تمام مراحل، به دست خواهد داد.
مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری: مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری به بهترین نحو توسط مونتیز که می گوید نظریه حسابداری " حسابداری نمی تواند بیش از علم فیزیک که پلی برای مسایل می سازد نمی تواند مسایل را حل کند اما می تواند برای مسایل چهارچوبی ارائه دهد" تبیین شده است.
همچنینی ممکن است مشاهده کنیم که قسمت اعظمی از عملیات حسابداری به داوری در ارتباط با شرایط خاص مربوط است. بنابراین نظریه ای که از پیش اهداف یا موارد را تعیین می کند ممکن است ازمحدودیت هایی که در نتیجه تغییرات تجاری به دست می آید رنج ببرد.
اما به نظر می رسد دلایل بر له و علیه این نظریه وجود داشته باشد. با این حال ممکن است یکی از خطرات ساده سازی بیش از حد این باشد که نظریه مبنای عملیات را تشکیل می دهد ، نظریه ها برای تشریح و معنا دادن به اعمال ایجاد می شوند. عمل بدون مبنای نظری مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته شود. اگر ما حسابدرای را بدون مبنایی بیش از فرضیه های دلخواهی داشته باشیم در این صورت چه کسی می خواهد جرات کند و به آن تکیه کند.
در زیر برخی از مزایای معروف این نظریه را آورده ایم"
1-شناسایی محدوده مساله: تئوری حسابداری، محدوده مساله را از طریق شناسایی روشن وقایعی که باید بررسی شود محدود می کند. این به انتخاب جنبه های مرتبط پدیده کمک می کندآقای علی اکبر امیری قسمت اول
فصل3
روش های نظریه حسابداری
مقدمه
وقتی که دانش جویان حسابداری پس از فارغ التحصلی یا بعد ازاتمام دروس خود وارد بازار کار می شوند ، اعتقاد دارند که برای هر مساله ای که در حسابداری رخ می دهد ؛ چاره ای وجود دارد. نه؛ این باور با واقعیت موجود تفاوت بسیاری دارد برای اینکه بعد از اینکه در مورد موارد حسابداری اطلاعات زیادی کسب می کنیم باز هم می فهمیم که موارد بسیاری وجود دارد که برای آنها راه حلی وجود ندارد. برای اینکه فردی بتواند در دنیای واقعی تجارت، یک دانش جوی حقیقی حسابداری باشد، باید بر موارد حرفه ای و عملی حسابداری هم واقف باشد. به همین دلیل است که نظریه حسابداری پیشنهاد می شود. تئوری حسابداری در مورد نظریه هایی که مورد قبول عموم است ، موارد کنونی و مسایلی که در این زمینه ایجاد می شود، اطلاعاتی ارائه میکند . در این فصل، دانش جویان با تئوری حسابداری و موارد آن مثل " تئوری ، مراحل ایجاد تئوری، نیاز تئوری حسابداری" اشنا می شوند.
معنای نظریه
درک عمومی ما در مورد این نظریه به دو مفهوم تقسیم شده است. درک ما از این نظریه چیزی است که با واقعیت تفاوت بسیاری دارد.در نتیجه ما می گوییم این فقط در تئوری وجود دارد یا امکان دارد در حیطه نظریه و نه در عمل رخ دهد.درک دیگری که در مورد این نظریه وجود دارد ، رابطه علت – تاثیری است که پشت هر عمل یا اتفاقی وجود دارد. برای مثال اگر فردی از ساختمان جدید شهرداری بپرد ، او بدون توجه به وزن بدنش در زمان معینی بر روی زمین می افتد. اگر او از این اتفاق جان سالم به در ببرد ولی دوباره بخواهد این تجربه خود را در جای دیگری که به مرکز زمین نزدیک تر است ولی دارای همان ارتفاع است تکرار کند از اینکه بسیار زودتر از بار پیش زمین افتاده است ، متعجب خواهد شد ( ما امیدواریم که این بار نیز جان سالم به در ببرد) . اگر ذهن او جستجو کر باشد در این مورد که رابطه این اتفاق علت- تاثیری چیست، بررسی خواهد کرد. او ممکن است با اجرای روش علمی به قانون جاذبه دست یابد ( همانطور که نیوتون این کار را انجام داد.). در این صورت او نه تنها علت فرود زودتر خود را بلکه هر گاه بار دیگر بخواهد از همان ارتفاع بپرد خواهد توانست زمان دقیق فرود خود را محاسبه کند. درک دوم ما در مورد این نظریه، اجرای روش علمی برای تشریح برخی پدیده ها است. می توان روش علمی را به عنوان روشی برای تعرف دانست که فرضیه هایی را در مورد چگونگی جهان واقعی، اتفاقات قابل مشاهده و ارتباط انها را ارائه و تست می کند. هدف روش علمی، تشریح، است، روش علمی از طریق ارائه فرضیه ها، تلاش می کند که بدنه سیستمتیک نظریه را ارائه دهد. بنابراین ممکن است تئوری به عنوان "مجموعه به هم چسبیده ای از فرضیات، اصول مفهومی و عملی که چهارچوب کلی مرجع مطالعه موردی را ایجاد میک ند" تعریف شود.
تعریف نظریه
در زمینه علم شامل علوم اجتماعی، ممکن است فرد با دسته ای از عقاید در مورد نظریه برخورد کند که ریشه یونانی دارند ، " تئوریا" که به معنی " دیدگاه یا نظر" است. تعریف عمومی که کرلینگر ارائه شده است، نظریه را به عنوان " مجموعه ای سازه های مرتبط ، تعارف و گزاره هایی که یک دیدگاه سیستماتیک در مورد رویداد با تخصیص روابط بین متغیرها ، با هدف تشریح و پیش بینی رویدادها ارائه می دهد" تعریف می کند.
دیدگاه آرنولد روز، شبیه به استدلال فوق است. او نظریه را به عنوان " یک واحد یکپارچه تعاریف، فرضیات و پیشنهادات عمومی در مورد موضوع مورد بحث تعریف می کند که از طریق ان مجموعه کامل و جامعی از (اصول) خاص و قابل تست می تواند به طور کلی استنباط شود." دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که نظریه را به عنوان " مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم در یک سطح تقریبا بالای عمومیت" تعریف می کنند.
فرایند ایجاد نظریه
بر اساس تعریف وبستر که سومین لغت نامه جهان است، ارائه کننده چهار چوب کلی مرجع برای زمینه تحقیقی است." با این حال نظریه درک کاملی در مورد یک مساله خاص ارائه نمی کند. علوم اجتماعی با وقایع مجزا ارتباط ندارد اما با اجتماعی از وقایع مرتبط است. فرایند تشکیل یک نظریه از طریق طی مراحل زیر حاصل می شود:
مشاهده: در مورد روش ایجاد یک نظریه، بحث های مختلفی وجود دارد. اما ایجاد بسیاری از نظریه ها هم مانند وقایع طبیعی با مشاهده وقایع رخ می دهد. همه ما از مطالعات نیوتن در مورد جاذبه زمین اگاه هستیم. او این پدیده را مشاهده کرد که هر چیزی که پرتاب می شود، به زمین می افتد. همین او را برای تحقیق در این زمینه برانگیخت تا اینکه نهایتا به نتیجه دست یافت.
تعریف مساله: تعریف دقیق یک مساله هدف را مشخص خواهد کرد و یا روشی را می توان از طریق ان تحقیق را انجام داد را نشان می دهد. اگر تعریف یک مساله غلط باشد یا دقیق نباشد، در این صورت ، اخذ نتایخ درست بسیار مشکل خواهد بود. ممکی است دیده باشیم که هدف حسابداری با دقت تعریف نشده است . در نتیجه تا کنون هیچ نظریه جامعی در مورد حسابداری ارئه نشده است.
تدوین فرضیه ها:" علم روشی برای رسیدن به جهان تجربی است.یعنی جهانی که به تعارف بشری حساس است." و ما آن را فرضیه می نامیم. این فرضیه اولیه ای است که برای تشریح وقایع مورداستفاده قرار می گیرد. این مرحله قبل از جمع آوری وقایع ، شواهد یا واقعیت های تجربی شکل می گیرد.
امتحان یا ازمایش فرضیه ها: فرضیه ای که در مورد احتمال اساسی تشکیل شده است باید برای سازه های احتمالی تست گردد. انتخاب روش مناسب برای امتحان صحت فرضیه ضرورت دارد.
تایید:مرحله نهایی تشکیل یک نظریه ، ایجاد آن از طریق تایید ان است. اگر بعد از امتحان و تست مکرر، وقایع مشاهده شده نتایج مطلوب را به دست داد در این صورت گفته می شود که فرضیه ها تایید شدند و ثبات منطقی فرضیه ها برای تشکیل نظری تایید شده است. نظریه های علمی انتظارات یا پیش بینی های خاصی در مورد وقایع ایجاد می کند و وقتی این انتظارات رخ می دهد گفته می شود که این فرضیه ها تایید کننده این نظریه هستند. وقتی نتایج غیررقابل پیش بینی رخ می دهد، در این صورت گفته می شود در فرضیه ها ناهنجاری هایی وجود داشته که باید نظریه تغییر کند و یا یک نظریه جدید ارائه گردد. هدف نظریه جدید یا نظریه تغییر یافته ، ایجاد انتظارات جدید است و یا ایجاد انتظارات جدید برای وقایع معمولی پیشین است."
ویژگی های یک نظریه خوب
یک نظریه خوب باید دارای ویژگی های زیر باشد:
باید وقایع را پیش بینی یا تشریح کند یعنی، باید تجربی باشد
نظریه ها باید قابلیت امتحان تجربی را داشته باشند. نظریه هایی که قابلیت ازمایش تجربی ندارند از مقبولیت جهانی بی بهره اند. در نتیجه باید نظریه های غیرقابل تکذیب یا بهتر جایگزین آنها شود.
نظری ها باید به لحاظ داخلی و خارجی پایدار باشند. وقتی که خواص بررسی نظریه، یکسان بودن نتایج را در هر زمینه قابل تصور تایید می کند ، این نظریه به لحاظ داخلی ثبات دارد.
ثبات خارجی در صورتی است که نظریه در تطابق با قوانین دیگر باشد.
نظریه باید به حدی کامل باشد که بتواند تمام موارد مربوط به وقایع طبیعی نظریه مورد بحث را پوشش دهد.
نظریه باید در ارائه خطوط راهنما برای تحقیق در مورد موارد تجربی کمک کننده باشد.
نظریه حسابداری و ماهیت ان
نظریه حسابداری، بدنه تشکیل شده اطلاعاتی است که با دستور، دلایل، ارتباطات، اهداف و روش های موجود در عملیات حسابداری ارتباط دارد.
با این حال هندریکسون برای تعریف نظریه حسابداری از تعریف لغت نامه وبستر سومین لغت نامه جهان استفاده کرد. بنابراین طبق نظر هندریکسون " نظریه حسابداری می تواند به عنوان توجیه منطقی به شکل مجموعه ای از اصول اصلی را که از طریق ان : 1-چهار چوب کلی مرجع که از طریق ان می توان عملیات حسابداری راارزیابی کرد و 2- راهنمای ارائه هر نوع عملیات و فرایند جدید. به علاوه او اظهار میک ند که ممکن است نظریه حسابداری برای تشریح عملیات موجود برای کسب درک بهتر آنها استفاده شود.
هر دو تعریف نظریه حسابداری که در بالا ارائه شد ، استفاده از نظریه به عنوان راهنمای عملیات حسابداری را پی ریزی میک نند. اما حقیقت این است که مسایل حسابداری در طول زمان به طور ثابتی هموراه در حال رشد بوده اند. از آنجاییکه حسابداری به عنوان یک هنر عملی در حال رشد بوده است، همچنین مجموعه اصول حسابداری را هم بررسی و ارزیابی کرده است. ارزیابی نظری حسابداری، از موارد اصلی جدید است، با این حال توصعه عملی آن از پنج هزار سال پیش تا کنون وجود داشته است. هم روش های عملی و هم روش های تئوریکی در بدنه اصلی اطلاعات گنجانده شده اند کههم اکنون همه آنها به عنوان تئوری حسابداری معروف هستند. روش آنها متفاوت است اما هدف انها یکسان است: توسعه سیستماتیک عملیات حسابداری.
حسابدارها تحت روش های عملی گاهی به روش آزمون و خطا به عنوان اصلاح عمیات حسابداری تکیه کرده اند در حالیکه روش نظری به ساختار ومفهومی و نظری برای توسعه معنا دار الگوی عملیات حسابداری تکیه کرده است. اما هردو روش عملی و تئوریک حسابداری، مشتاق ارائه برخی روش های عمومی و درگیری با وقایع دنیای واقعی جهان تجارت هستند.
عکس 3.1 نشان دهنده هندسی توسعه نظریه حسابداری و عملیات حسابداری است.
توسعه عملیات حسابداری که روش حل مسایل را به کار می گیرد در طرف راست تصویر نشان داده شده است. از آنجاییکه مسایل خاصی درارتباط با وقایع فردی تجاری رخ داده است ، راه حل های خاصی برای حل این مسایل خاص مورد نیاز است. " تاریخچه عملیات حسابداری شامل مساله، ...، ارزیابی فرایند،... ، توسعه فرایندهای جدید یا تقریبا قدیم با ایجاد مسایل مختلف حسابداری است."
به عبارت دیگر، روشی که در توسعه عملیات حسابداری به کار برده شده است به عنوان " حسابداری عملیاتی است که حسابدار انجام می دهد" تعریف شود.
توسعه نظریه حسابداری که به طور مستمری همراه با توسعه عملیات حسابداری همراه بوده است، در قسمت سمت چپ تصویر نشان داده شده است. اولین مرحله در توسعه نظریه حسابداری ، چکیده ای از دنیای واقعی تجاری برایایجاد برخی فرضیه ها در مورد آنها است. با استفاده از این فرضیه ها و با استفاده از نتیجه گیری منطقی می توان نظریه حسابداری را بنا کرد. این فرایند پیشنهاد می کند که "حسابداری نتیجه مجموعه اعمال حسابدار است. "
نظریه ها ی توصیفی و هنجاری: از ظاهر امر پیداست که نظریه حسابداری را می توان از عملیات حسابداری استخراج کرد ( یعنی روش عملی) یا اینکه می توان آن را از روش منطقی با استفاده از روش استنتاج به دست آورد. تفات ها در تفاوت اهداف نیست بلکه تفاوت از اتخاذ روش های مختلف ناشی می شود. " واگرایی عقاید، روش ها و ارزش های بین عملیات حسابداری و تحقیقات حسابداری منجر به استفاده از دو روش شده است، یکی روش توصیفی و دیگری روش هنجاری.
روش توصیفی: روش توصیفی، یک پدیده را به صورتی که هست توصیف می کند، بدون اینکه در مورد ارزشهای آن داوری کند. برای مثال اگر شما از بالای برج جدید شهرداری پرید، روش توصیفی به شما خواهد گفت در چه زمانی به زمین خواهید افتاد اما در مورد صحیح یا غلط بودن کار شما چیزی نخواهد گفت.
روش معمولی یا عملی حسابداری معمولا دارای ویژگی های توصیفی است. این روش های توصیفی معمولا با شخصیت حسابدار و آنچه که انجام می دهند در ارتباط است. این روش به عملیات حسابداری به عنوان پایه و اساس تشکیل دهنده نظریه حسابداری می نگرد. بنابراین با توجه به روش توصیفی در نگاه اول از تجربه نشات گرفته است. مثالهای اصلی در رابطه با نظره های توضیحی حسابداری، تحقیق پاول گرادی، فهرست اصول عمومی و مقبول حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری، ساندرس، هاتفیلد و مورس، تشریح اصول حسابداری، استیفان گیل من، مفهوم سود در حسابداری، ای، سی، لیتل تون؛ سازمان نظریه حسابداری، و یو جیری، مبنای مقیاس حسابداری را نام برد.
نظریه های هنجاری: اساسی ترین جنبه نظریه هنجاری وجود داوری ارزشی است. نظریه های هنجاری، آنچه را که باید باشد تشریح می کند و نه آنچه که هست. این نظریه به حسابداران گزارش انچه که باید گزارش شود را تحمیل می کند نه آنچه که صرفا دیگری از آنها گزارش آن را خواسته است. الی ترین نمونه های نظریه های هنجاری تحقیق جی، بی، کانینگ، اقتصاد حسابداری، دابلیو، ای، پاتون، نظریه حسابداری، هنری سونی، حسابداری ثابت، کرس؛ ام؛ سی، نیل، واقعیت های حسابداری، ادواردز و بل ، نظریه و مقیاس سود تجاری، و اثر اسپروس و مونتیز ، مجموعه تجربی اصول کلی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری
ریشه نظریه حسابداری: توسعه نظریه حسابداری تحت تاثیر تغییرات تکنولوژیک بوده است و در موارد بسیاری اطلاعات را بالا برده است. قوانین اصلی که ، این توسعه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است عبارتند از:
نظریه تصمیم
نظریه مقیاس، و
نظریه اطلاعات
عقیده کلی بر این است که این سه مفهوم مبنای نظریه حسابداری را تشکیل می دهد.
1-نظریه تصمیم: مبنای این نظریه این است که تصمیم گیری نه یک فرایند حسی بلکه ارزیابی هوشمندانه جایگزین های احتمالی است که به بهترین نتایج منجر شده و یا اهداف را روشن تر می کند. این یک تسلسل منطقی است که شامل مراحل زیر است:
درک مساله ای که نیاز به تصمیم گیری دارد
تعریف تمام راه حل های ممکن و جایگزین
گردآوری تمام اطلاعات مربوطبه راه حل های موجود
ارزیابی و درجه بندی شایستگی راه حل های جایگزین
ارزیابی بهترین راه حل های جایگزین از طریق انتخاب موردی که بالاترین درجه را کسب کرده است و
قدردانی از تصمیم از طریق روش های بازخورد اطلاعات
نظریه تصمیم هم هنجاری و هم تشریحی است.این نظریه به عنوان یک فرایند توضیحی باید چگونگی اتخاذ تصمیمات را بررسی کندو به عنوان یک فرایند هنجاری تصمیماتی که باید اتخاذ شود را تعیین می کند.
اهمیت نظریه تصمیم به عنوان به عنوان ساختار مرکزی نظریه حسابدرای ، از اهداف FASB و کیفیت های اطلاعات حسابداری و گزارش کمیته ارتباط حقیقی که شدیدا از مفید بودن اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری ها دفاع می کند معلوم می شود. اما پیش از آن در سال 1966، تشریح اساس نظریه حسابدرای توسط پیش بینی های AAA در مرود نقش اطلاعات حسابداری برای مفید بودن در اتخاذ این تصمیمات برای مدیران ، سرمایه گذاران و بستانکاران معلوم شد.
حسابداری با نظریه تصمیم ، نمی تواند به عنوان قانونی با هیچ تعامل عملی با عوامل عملی تجاری دیگر در نظر گرفته شود. در حقیقت، کارکردهای حسابداری با بررسی های مدیریتی ارتباط کامل دارند برای اینکه این مساله به عنوان یک سیستم اطلاعاتی، اطلاعات مهم و معنا داری در مورد شرکت هم در رابطه با استفاده مدیریت داخلی و گزارش کارکردخارجی ارائه می دهد.
2-نظریه مقیاس: رابطه روشنی بین نظریه تصمیم و مقیاس وجود دارد. هدف این ارتباط، تعمیم بررسی ها از طریق نویسندگان بزرگ مثل چمبیرز، جیری و ماتاسیچ است. همچنین ، حسابدرای به عنوان مقیاس اندازه گیری که با " قانون کمی و طرح ریزی چرخه درآمد و توده ثروت " با وقایع صریح پولی ارتباط دارد تعریف شده است.
بنابراین گرچه واژه مقیاس معمولا برای ارزیابی اعدادرویداد ها و یا موارد طبق قواعد و در ارتباط با مقیاس حسابداری، مقیاس هایس مالی برای رویدادهای اقتصادی اعمال می کند که ما آن را ارزیابی حیابداری می نامیم.
ویژگی نظریه مقیاس، هنجاری است. بنابراین حسابداری به عنوان قانونیی برای اندازه گیری، نیازمند شرایط خاصی مثل موارد زیر است:
رویدادها و مواردی که باید اندازه گیری شود:این مساله از اهمیت حیاتی برخوردار است چرا که " رابطه شناخته شده بین نظریه حسابداری و مقیاس تحقیق روشن در مورد اهداف حسابداری را ممکن میک ند." این نشان می دهد که شناسایی صحیح حسابداری، تشریح روشن و دقیق هدف، روند، محدودیت ها و مبنای نظری حسابداری را ممکن میک ند.
مقیاس یا محدوده ای که باید مودرد استفاده قرار گیرد: یکی از موارد اساسی نظریه مقیاس با توجه به اختصاص اعداد به وقایع یا اهداف خاص ، این است که آنها باید به یک سیستم عددی ارتباطی خاص ارتباط داشته باشند. برای مثال اگر ما از 3 فوت برای نشان دادن طول یک مورد استفاده کنیم، باید از همان مقیاس برای موارد دیگر استفاده کنیم تا بتوانیم از آن در جمع و تفریق بهره ببریم.
3-نظریه اطلاعات: ماهیت غالب حسابداری بر سیستم انتقال اطلاعات مبتنی است. به طور دقیق تر، حسابداری، اجرای نظریه عمومی اطلاعات در مورد اعمال موثر اقتصادی است. اهمیت نظریه اطلاعات در مورد حسابداری براین حقیقت استوار است که این روش قسمتی از فرایند تصمیم گیری که از بی ثباتی می کاهد و بنابراین روشی برای اصلاح کیفیت تصمیم ارائه می کند. به طور خاص نظریه اطلاعات می تواند در حل مسایل مهمی مثل موارد زیربه حسابداری کمک کند: اطلاعات چیست؟ ارتباط بین اطلاعات و داده ها چیست؟ اطلاعات حسابداری چه باید باشد و سیستمی که اطلاعات از طریق ان منتقل می شود باید چگونه باشد؟
با این حال اصطلاح اطلاعات، از نظر مفهوم فرعی روان شناسی و یا نگرش فردی که در این اصطلاح اعمال می شود، آسان نیست. اما در حسابداری به عنوان یک روش اندازه گیری همانند یک سیستم انتقال اطلاعات، ما می توانیم اطلاعات را به عنوان داده ای که بر دانش دریافت کننده می افزاید، از عدم ثبات می کاهد، و پیامی را برای تاثیر بر رفتار کاربر در فرایند تصمیم گیری وی مخابره می کند، تعریف می کنیم. به طور خلاصه، وقتی که دریافت کننده اطلاعات نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد، گفته می شود که او حامل اطلاعات است. بنابراین، داده ، جدای از اطلاعات است. با این حال، حسابداری به بدفورد داده ها، فقط وقتی تبدیل به اطلاعات حسابداری می شود که اندازه گیری شود و محدود به معیارهای ارتباط داشتن، اثباتپذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش باشد. ممکن است اصطلاحات ارتباط داشتن، اثبات پذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش بودن به عنوان خواصی که برای اطلاعات حسابداری محدودیت های درونی ایجاد میکنند بشناسیم. اطلاعات در این نظریه، به عنوان منبع و مجموعه ای برای فراوری و انتقال موارد باارزش شناخته می شوند. با افزایش میزان اطلاعات این روند تسریع می شود. بنابراین هماهنگ کردن روند تولید اطلاعات با موارد اقتصادی مرتبط ( یعنی هزینه ها) با آن بسیار مهم است. فقط این معیار می تواند به ما در بررسی سطح بصری منبع اطلاعاتی از طریق اندازه گیری هزینه های منبع اطلاعاتی در ارتباط با منافع ان برای کاربران مفید باشد.
روش های شکل گیری نظریه حسابداری: ریچارد متیسیچ در مقدمه فصل فصل اول شاهکار خود " حسابداری و روش های بررسی" این نظریه را ارائه می دهد" حسابداری مدرن روشی برای تفکر است، مظهر تفکر و ارزیابی ما، و ابزاری است که برای هدایت بحث های اقتصادی ما وجود دارد.ان روش در طول صد ساله اخیر به بیشترین حد ممکن گسترده شده است و رشد تکنیکی آن و همچنین رشد هوشی آن قابل توقف نیست.
چنین رشد هوشی حسابداری در روش های مختلفی که تلاش می کنند قوانین تئوری را در قوانین عملی بکنجانند، کاملا اشکار است. اکثریت این روش ها، که از نظریه های بی اهمیت گرفته تا بسیار پیچیده را دربرمی گیرد، به روش های سنتی معروفند که شامل موارد زیر هستند:
روش غیر نظری ( غیررسمی) :
1-عملی
2-غیر استبدادی
روش نظری ( رسمی)
1-قیاسی
2-استقرایی یا قیاسی
3-اخلاقی
4-جامعه شناسی
5-ریاضی (بدیهی)
6-اقتصادی
روش انتخابی یا ترکیبی و روش های جدید شامل:
1-روش وقایع
2-روش رفتاری ،و
3-روش پیش بینی
روش عملی: روش عملی که روش پراگماتیک هم نامیده می شود اما این روش به طور کامل از روش های عملی مکتب پراگماتیک منطقی بهره نمی برد. اما از آنجاییکه این روش باعث می شود که این نظریه بتواند براساس ذرک ارتباط بین وقایع تجاری، محدودیت سیستم اندازه گیری و نیازهای کاربران سیستم اطلاعات، از ابزار عملی بهره ببرد ، بخش مهمی از این نظریه را تشکیل می دهد.
روش عملی اساسا یک روش برای حل مسائل است. در اصل این روش، همانطور که از بیشتر اصول حسابداری می توان فهمید، هدف محور است، برای اینکه همواره به دنبال یافتن روشی عملی برای حل مسایل است.
روش متمرکز: به علت روش شناسی تئوریک و اصلی این روش که بر اساس ابزار عملی تحت لوای بدنه قوانین مقبول است، این روش را برخی با روش عملی یکی پنداشته اند. نقش روش متمرکز، تبعیض قائل شدن بین نظریه های شناخته شده اما متناقض است، ( که در زمان خاص در مرحله اطلاعات آورده شده است). روشی که در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد باید برای استفاده از عاملین این روش کارآمد باشد. نمونه ای که روش متمرکز را به خوبی تمثیل میک ند ars شماره 72 است ( ابداع اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری های تجاری) در AICPA که بیش از تالیف اصول حسابداری جدید در زمینه حسابداری در ایالات متحده آمریکا، به بررسی اصول جدید می پردازد.
روش قیاسی: روش قیاسی به علت فرضیه مبنایی ان که می گوید " حسابداری چیزی است که حسابدار انجام می دهد بنابراین حسابداری می تواند از لابلای اعمال حسابدار به ظهور برسد" پایین ترین نظریه به لحاظ ماهوی است. این نظریه به مشاهدات به دست آمده متکی است تا بتواند نتیجه گیری کند. در اینجا برخلاف روش قیاسی روش ما " آغاز از یک مساله خاص و عمومی کردن آن است." به عبارت دیگر برخی مشاهدات خاص در مورد معاملات اقتصادی به دست خواهد امد. به عبارت دیگر اگر رفتاری به طور مکرر در معاملات انجام شود، عمومی سازی و اصول ممکن است به وجود آیند (شکل زیر را ببینید).
مسائل مسائل
قیاس
فرایندها
عمومی سازی
اصول
عکس 3، روش قیاسی برای شکل گیری اصول
روش قیاسی دارای سیر قهقرایی است یعنی اینکه برای اینکه در مورد مسائل روز به راه حلی برسد در مورد مسائل گذشته مطالعه می کند. در این معنا، این یک روش پراگماتیک یا عملی است، همچنانکه بسیاری از اصول حسابداری که امروزه در عموم پذیرفته شده اند همچنین هستند. آنها از محیط ، اهداف و اصول اساسی حسابداری اقتصادی نشات گرفته نشده اند، با این حال روش قیاسی ، ابزاری و ضروری است. اما مشکل این روش این است که ممکن است هر راه حلی که برای مسایل کنونی پیدا می شود ممکن است در گذشته وجود نداشته باشد. علاوه بر این محیط حسابداری که اعمال پیشین بر اساس ان بنا شده اند، ممکن است به علت تغییر عوامل اجتماعی- اقتصادی تغییر کند. در این صورت استفاده از این نظریه به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
روش استقرایی یا قیاسی: روش استقرایی برای توسعه نظریه حسابداری با ایجاد هدف حسابداری شروع می شود. طبق این روش عملیات و تکنیک های حسابداری، به هدف حسابداری که از محیط حسابداری نشات گرفته اند، متصل هستند .بعد از ایجاداهداف، فرضیه ها، تعاریف و غیره خاص ( برای مثال مفاهیم و اصول موضوعی) باید تشریح شوند. ارائه روش ها و اصول خاص حسابداری، آخرین پله روش استقرایی خواهد بود به صورتی که در شکل زیر می بینیم
تقاضا
اصول
معیارها
عملیات
عملیات سازه ها
فرایندها قواعد
روش ها جهات
اجتماع
عکس 3-3 روش استقرایی برای شکل گیری نظریه حسابداری
همانطور که در عکس مشاهده می کنیم، در یک نظریه که از روش استقرایی حاصل شده است، فرایندها و تکنیک های حسابداری به صورتی به اصول، تقاضاها و اهداف مرتبط هستند که اگر انها صحیح باشند روش ها و تکنیک ها نیز باید صحت داشته باشند.
بنابراین اعتبار روش استقرایی، به شناسایی صحیح اهداف حسابداری در ارتباط با محیط حسابداری ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر تعاریف و تکنیک ها اشتباه باشند به همان میزان نتایج به دست امده نیز اشتباه خواهند بود. شناخته شده ترین نونه های نظریه حسابداری استقرایی، تحقیق موریس مونیتز (مبنای تحقیق حسابداری) و رابرت اسپرس و موریس مونیتز ( مجموعه تجربی اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری) هستند. نویسندگان دیگری که از روش شناسی استقرایی بهره برده اند شامل کانینگ، سونی، امف سی ، نییل، الکساندر، ادوارد و بل هستند.
روش اخلاقی: روش اخلاقی یک اساس ثابت برای حسابداری ایجاد نمی کند اما نشان دهنده تغییرات پارادیگماتیک در اهداف حسابداری است که در اییالات متحده آمریکا و هر جای دیگر دنیا در حال رخ دادن است. در طول دوره پس از جنگ جهانی دوم، فرسایش ارزش ها ی اخلاقی لزوم توجه به روش اخلاقی در اصول حسابداری را ایجاد کرد. در، ار، اسکات؛ اس سی یو جی دبیلیو، پاتیلو ، اف، جی ، ایمکی و دیگران ارزشهای اخلاقی را به عنوان اساس تئوری حسابداری می دانستند و معتقد بودند که عدالت، انصاف، و صداقت پارامترهای گزارش حسابداری هستند. ایمیک اظهار داشت که :"حسابداری حضور دارد تا جامعه را از طریق ضبط و تفسیر و در غیر این صورت استفاده موثر از داده های مالی و اقتصادی، حفظ کند." بنابراین با توجه به نظر او، حسابداری باید بر اساس سه معیار زیر باشد:
عملیات حسابداری باید برای تمام موارد به طور یکسان وقت صرف کند
اطلاعات حسابداری باید صادقانه باشند
حسابداری باید منعکس کننده گزارش بی طرف و غیر متعصبانه واقعیت های اقتصای باشد.
روش جامعه شناسی: مرکز جاذبه روش جامعه شناسی برای نظریه حسابداری، در این نظر نهفته است که " حسابداری مسئولیت ارتقاء نقطه نظرات داخلی شرکت خصوصی و ارائه اطلاعاتی که نقش شرکت خصوصی را در جانعه به تصویر می کشدبه عهده دارد. " مبنای این نظریه با این استدلال تقویت شده است که تجارت یکی از زیر سیستم های جامعه وسیع تری می باشد، نهایت قابلیت استفاده از حسابداری به نحوه خدمت گذاری مطلوب آن به جامعه و نحوه ارائه خدمات آن به افراد جامعه بستگی دارد.
بنابراین روش جامعه شناسی نسبت به ایجاد نظریه حسابداری نیازمند ارزیابی تکنیک ها و سیاست های حسابداری برای بررسی تاثیر انها برای جامعه است.ابعاد پیشنهادی ان شامل ابداع ارزش اجتماعی، و ارزیابی منافع جامعه است که از فعالیت های شرکت های خصوصی ، گزارش داده های اجتماع محور برای بررسی نقش نسبی شرکت در جامعه نشات می گیرد. به طور خلاصه طبق این روش، تکنیک های حسابداری باید در جهت توسعه اطلاعات برای تصمیماتی که استفاده موثر از منابع، حفاظت از محیط و کاربرد مساوی دست آوردهای تجاری به عنوان یک روش موثر برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی به کار رود.
باور عمومی بر این است که روش جامعه شناسی برای شکل گیری نظریه حسابداری ، پیش اهنگ ارزیابی اجتماعی یا اجتماعی- اقتصادی است، که یک قاعده فرعی حسابداری مهم است که در دهه 1960 ظهور کرد. هدف اصلی حسابداری اجتماعی- اقتصادی، ارزیابی تاثیر فعالیت های اقتصادی شرکت های خصوصی در کل جامعه با ایجاد مقیاس هایی برای اندازه گیری، ابداع و افشاء هزینه های نهایی اجتماعی است که در لیست سنتی فعالیت های حسابداری ضمیمه نشده است. از آنجایی که روش های حسابداری سنتی برای روش اجتماعی – اقتصادی حسابداری ناکافی هستندف روش های نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید ابداع می شوند. پیشنهاد شده است برای اینکه حسابداریبتواند مسایل جدید را حل کند دارای تکنیک های قابل انعطافی باشد و اینکه باید شامل مقیاس های غیر پولی باشد که در حال حاضر در چهارچوب حسابداری سنتی قرار نمی گیرد.
روشریاضی ( بدیهی) : روش ریاضی برای شکل گیری نظریه حسابداری، شکل گیری بدیهی مفاهیم ان را برای کسب ساختار منطقی حسابداری، به حداکثر می رساند. در این روش سمبل های ریاضی ، برای عقاید و مفاهیم خاص داده می شوند. چهار چوب ، به شکل مدلهای ریاضی که از ماتریکس جبری در یک منطق سمبولیک استفاده می کند، ارائه می شود" به این شکل که بخش منطقی نظریه می تواند به طور جداگانه از بخش اصلی نظریه به طور خلاصه دراورده شده و بررسی شود. به عبارت دیگر روش ریاضی یا بدیهی، روش تغییر یافته روش استقرایی است که تکنیک هایی رابرای خلاصه کردن پیشنهادات اساسی حسابداری در یک زبان خلاصه شده ارائه می دهد ( عبارات، مفاهیم و پدیده های قابل مشاهده) که می توادن در عملیات ریاضی ضمیمه شود و به طور مستقل به کار رود.
نمونه کاربرد این روش بدیهی، در تحقیقات ماتیسیچ، چمبیرز، و تا حدی در تحقیق ایجیری یافت می شود.
روش اقتصادی: از آنجایی که روش اخلاقی بر مفهوم عدالت و روش جامعه شناسی بر مفهوم رفاه اجتماعی تمرکز می کند، در شکل گیری نظریه حسابداری، روش اقتصادی، بر رفاه اقتصادی طرفین زیان دیده که از تکنیک های پیشنهادی اقتصادی ناشی می شوند ، تمرکز می کند. با این حال این بررسی ها، توجه کمی به شکل گیری نظریه حسابداری طبق روش های سنتی که بالا اشاره شد معطوف می کنند. در حقیقت تکنیک های حسابدرای در کشورهای مختلف در موردتاثیرات اقتصادی بی طرف باقی مانده است، گرچه ر سوئد تلاش بر این است که بین روش های حسابداری و دیگر اهداف اقتصاد خرد توازن برقرار شود.
با این حال از دهه 1970، توجه فزاینده ای به بررسی های اقتصادی در حین شکل گیری معیارهای حسابداری مبذول شده است.
راپاپورت، بوکلی ، هورگرن و FASB ، با پیشنهاد کردن معیارهای حسابداری مالی، در مورد تاثیرات اجتماعی واقتصادی مطالعه کردند . به نظر می رسد که انتخاب یک تکنیک خاص حسا بداری، نمی تواند بی طرف باشد، اما باید واقعیت اقتصادی و نتایج اقتصادی تکنیک پیشنهادی حسابداری را هم بررسی کند.
درحقیقت نتایج حسابداری، یک مطالعه فراگیر است که به علت اهمیت تکنیک های حسابداری بدون مراجعه به یک روش خاص حسابداری پیشنهاد شده است. برای مثال استفاده گسترده از روش lifo از ارزشیابی ابتداعی توسط شرکت های آمریکایی در سالهای دهه 1940 ، از هیچ تحقیق نظری منتج نشد بلکه به عنوان راهنمایی بود که در نتیجه اثرات مختلف اقتصادی روش FIFO در دست آوردهای مالی شرکت در شرایط اولیه تورم به دست آمد.
با این حال یک روش رسمی حسابداری؛ استدلال های اصلی نظری را برای اصلاحات خاص حسابداری بای حسابداری تورم و کاهش هزینه های جایگزینی که در طول سالهای0 197 پیشنهاد شدا رائه کرد.
روش انتخابی یا ترکیبی: از آنجاییکه هدف در روش خالص استقرایی ارائه توضیح پایه ای نظریه حسابداری بر اساس مجموعه ترکیبی، اصول فرضی، مفهومی و عملی برای ایجاد یک چهارچوب کلی به عنوان تحقیقات عملی و تئوری حسابداری است ، روش استقرایی با ابزار عملی خود براساس روابط قابل مشاهده در بین روابط جداشده اقتصادی به عنوان مبنای اساس نظریه معرفی شده است. هردو این روش ها دارای مزایا و مضراتی هستند. بنابراین آر، کی استوریف یک روش عملی برای شکل گیری نظریه حسابداری بسیاری از مسایل حسابداری را حل کرده است. از سوی دیگر، استفاده گسترده از روش مفهومی به همان اندازه موثر بوده است. علاوه بر این این روش از نقطه نظر ثبات داخلی بسیار بهتر از روش عملی است و احتمالا هیچ تاثیر خوب یا بدی در نظریه حسابدرای نداشته است. از نظریه استوری استفاده می شود که روش انتخابی برای شکل گیری نظریه حسابداری مفید است. نظریه اتنقالی هیچ ارتباطی با زوش های دیگر ندارد، بلکه نتیجه تلاشهای فوق العاده زیاد افراد، متخصصین، و عوامل دیگر( AICPA, AAA و بنگاه های مشابه ان) برای ازبین بردن نقص های روش های دیگر ایجاد شده است. چنین روشی علی الخصوص در غیاب یک نظریه جهانی حسابداری مفید است.
روش وقایع: روش وقایع برای شکل گیری نظریه حسابدرای نخست توسط جورج استورتر به عنوان جایگزینی برای روش ارزش گذاری حسابداری که توسط اکثریت اعضاء کمیته AAA تایید شده بود که ان را به عنوان " تشریح پایه تئوری حسابداری" در سال 1966 نامیده بودند، پیشنهاد شد.
استدلال اصلی که برای حمایت از روش وقایع استفاده شده است این است که به علت استفاده گسترده و کاربران علاقمند به استفاده از نظریه حسابداری، حسابداران نباید نظریه های حسابداری را مستقیما در گروه های انتخابی به کار برند. اطلاعات حسابدرای بر مبنای روش ارزش گذاری، می تواند نقش بسیار کمی در درک ابزار کاربری داشته باشد، چرا که هدف کاربر ترکیبی از ارزش های اجتماعی و فردی است که قابلیت شناسایی در اظهارات مالی را ندارد.
بنابراین محتوای این روش می گوید که رویدادی که به عنوان واقه دقیق،پدیده یا معامله تعریف شده است، تفسیر معنایی بهتری نسبت به مقیاس ارزشی دارد، و نیاز انواع مختلف کاربران به اطلاعات می تواند با ارائه اطلاعات در مورد وقایع بدون نیاز به ترکیب ارزش های عمومی ( یعنی ارزش) به اطلاعاتی که در مورد این واقعه جمع آوری شده است، برآورده شود.
عمل حمع آوری و ضمیمه کردن ارزشی برای وقایع برای کاربران با توجه به عملیات انجامی آنها کاربرد بهتری دارد.
با توجه به این استدلال روش وقایع پیشنهاد می کند که داده های حسابداری را با توجه به توضیحات مالی تعمیم دهیم.
با این حال محدودیت روش واقعه موارد زیر هستند:
این روش فرض میک ند که کاربران به حد نیاز قانع شده اند و اطلاعات کافی برای طبقه بندی داده های ترکیبی حسابداری را برای استفاده شخصی دارند.
روش وقایع به طور صریح نمی گوید که داده ها باید برای تشریح موارد مالی انتخاب شوند.
اطلاعات کاملی که یک فرد در طول زمان می تواند به دست آورد محدود است، ممکن است تعمیم اطلاعات باعث ایجاد بار اضافی برای کاربر شود.
روش رفتاری: اگر بخواهیم در نتیجه استنباط از اطلاعات نظریه، هدف حسابداری را به عنوان محصولی که اطلاعات را با یک پروسه خاص به کاربر می رساند تعریف کنیم، باید عکس العمل اقتصادی و روان شناسی کاربر را درقبال اطلاعات حسابداری که در شرایط یا تحت ترکیبات خاص ارائه می شود را نیز برسی کنیم. این وابستگی روان شناسی اطلاعات حسابداری، که در روش های سنتی محلی از اعراب ندارد، در مورد اطلاعات نظریه روان شناسی به عنوان روش رفتاری شناخته شده است. روش رفتاری، با شواهد مستقیمی از عکس العمل کاربر در رابطه با گزارشات حسابداری به عنوان مبنای تشکیل دستوری جنبه های رفتاری مسائل و تکنیک های خاص حسابداری مثل 1- کفایت گزارش 2- مفید بودن اظهارات مالی 3- نگرش ها در رابطه با مجموعه گزارشات حسابداری 4- داوری های موردی 5- اثرات تصمیم مبنای ارزش گذاری جایگزین های حسابداری می باشد. اساسا روش رفتاری توصیفی است تا هنجاری، و کاربرد معمولی تغییرات رفتاری کاربر را در نظر نمی گیرد. و فقط رفتار کاربر را توصیف می کند.
روش رفتاری در حسابداری تقریبا یک روش جدیدی است و در حال سپری کردن دوران نوزادی خود است، اما برخی از تحقیقات اصلی و مهم در این رابطه ( ماننده تحقیقات دوک من، گیبینز، سورینگا و هورن گرین) که رفتار کاربر را وقتی که روشهای جایگزینی برای حسابداری برای او ارائه می شود، به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار دادند ، به طور دقیقی تاثیرات اطلاعات جدید کاربر را در مورد ارائه جایگزین های جدید مورد بررسی قرار داده اند.
روش پیش بینی: مقیای های حسابداری طبق روش های سنتی حسابدرای، معمولا برای روش های غیرپیش بینی به کار می روند، برای مثال قابلیت محاسبه و گزارش مباشرت. با این حال در روش پیش بینی، مقیاس های حسابداری فقط به عنوان یک عمل پست مدرن به حساب نمی ایند. در حقیقت اطلاعات حسابداری، در تصمیم گیری به کونه ای تنظیم شده است که می تواند وقایع یا موارد آینده را پیش بینی کند. توانایی پیش بینی اطلاعات حسابداری، توسط SFAC شماره 2 FASB به عنوان یک معیار صریح کیفی اطلاعات حسابداری به کار می رود. اما بسیار پیش از ان در سال 1968، بیور، کینیلیس و ووس، استفاده از روش پیش بینی را در ارتباط با مسائل سخت ارزیابی مقیاس های سخت حسابداری پیشنهاد کرده اند. بر طبق نظر آنها، وقتی که با انتخاب بین جایگزین های مقیاسی روبرو می شویم، "مقیاسی که بیشترین قدرت پیش بینی را دارد برای اهداف خاص بهترین روش است." روش پیش بینی مستقیما بهتوانایی پیش بینی داده های مالی ارتباط دارد و هدف آن ارائه اطلاعات مفید برای ایجاد ارتباط بین داده های مالی تجمیعی با عمل تصمیمی گیری است.
ارتباز بین نظریه حسابداری و عملیات حسابداری: نظریه حسابداری و عملیات حسابدرای از اول موارد تعمیم یافته ای نیستند، بلکه انها متعلق به وقایع معاملاتی دنیای واقعی یکسان هستند. بنابراین نتایجی که از نظریه حسابداری به دست می اید، باید با نتایجی که از مطالعات حسابداریبه دست می اید یکسان باشد. نظریه برای توسعه معنادار حسابداری اهمیت دارد برای اینکه عملیات باید بر مبنای منطق باشد. از سوی دیگر، حسابداری یک ابزار کاربردی برای حل مسایل اقتصادی است که هرروز رخ می دهد. برای همین یک نظریه اگر در طول زمان مسایل اقتصادی را به نحو احسن حل کند گفته می شود که یک نظریه خوب است.
همچنین یک عمل خوب، باید همواره بر طبق نظریه باشد، و همزمان ، نظریه باید بر معنای باورهای عمومی بوده و به دنیای واقعی و کنونی تجاری مرتبطباشد. در این معنا، باید تئوری و عمل نسبت به هم به مثابه یک آزمایش و تعادل عمل کنند.
اما متاسفانه عملیات کنونی حسابداری، بر مبنای این چنین شرایط ایده آلی نیستند. پیش از این دیدیم که نظریه حسابداری و عملیات حسابداری بر اساس روش شناسی متفاوتی بنا شده اند. نظریه حسابداری بر مبنای روش استقرای منطقی استوار است، عملیات حسابداری بر مبنای روش دلیل قیاسی بنا شده است که شامل انجام مشاهدات و نتیجه گیری ازطریق مشاهدات محدود است. این روش به رفتار حسابدار بیش از روش معاملات دنیای واقعی تاکید می کند. از آنجاییکه عملیات حسابداریبا روش عملی معروف می شود، این مساله نمی تواند از تعصب عملی حسابداران جدا فرض شود. از سوی دیگر یک نظریه خوب، سعی خواهد کرد که این تعصبات را ازبین ببرد. همچنین ثبات عامل دیگری است که عملیات حسابداری را از نظریه حسابداری متمایز میک ند. ثبات به عنوان آماری برای خوب بودن یک نظریه است و همچنین توسط عملیات عمومی حسابداری نیز پذیرفته شده هستند. نظریه ثبات در تحقیق کانیگ نیز آمده است که بیان می کند:" حسابداران فاقد یک سیستم کامل و فلسفی فکری در مورد درآمد هستند ، حتی شواهدی که ثابت کند انها برای وجود چنین سیستمی هم احساس نیاز کرده اند وجود ندارد. حتی اقدامات آنها نیز به قدری ناقص است که اصلا فردی نمی تواند به این نتیجه برسد که آنها برای انجام چنین کاری شروع به اقدام کرده اند."
نمونه هایی از ثبات در عملیات حسابداری: نمنه کلاسیک عملیات حسابداری بی ثبات، در ارزش گذاری سرمایه گذاران دیده می شود. اصول حسابداری که در عموم مورد قبول هستند، از جمله ارزش گذاری ابتداعی از نظر هزینه و قیمت بازاری بسیار کم است گرچه توجیهات نظری کمی در این مورد وجود دارد (از نقطه نظر هدف). عملیات از نطقه نظر حسابداران به امید ایجاد یک قسمتی برای طلبکاران به عنوان ابداع یک وضعیت تشریح که نشان دهنده تورم ارزش اموال است عمیقا در عملیات حسابداری رسوخ کرده است. نه تنها این مورد بلکه معنای هزینه دلالت های ضمنی متفاوتی مثل LIFO , FIFO دارد. در نتیجه حسابداران مختلفی ممکن است روش های مختلفی را برای اثبات درآمدهای مختلف و اعداد ابتداعی به کار ببرند. روش های دیگر غیرثابت حسابداری، روش های مختلف کاهش، اطلاع از چگونگی پیشرفت و تدقیق می باشند.
اسپیلر با عقیده اشاعه این اعمال می گوید: این اعمال منطقی نیستند، حتی به لحاظ داخلی هم ثبات ندارند. بنابراین دستوراتی که در حین عملیات حسابداری به دست می آیند معمولا برای تمام اعمال حسابداری قابل اعامل نیستند.لذا اسپیلر این نوع روش ایجاد را یک ایجاد ضعیف می داند که مبنا یا دلیل تمایزی برای ان قابل تصور نیست."
تغییر نظریه حسابداری: prof. G.D roy به این نتیجه رسید که آخرین قسمت های نظریه های حسابداری که مهمترین قسمت های آنها هستند گفته نشده اند. ما در مرود فیزیک، شیمی و علوم پزشکی نیز نتیجه ها را نشنیده ایم. در تمام بخش های علمی پیشرفت های مداومی صورت می گیرد. گرچه ریشه حسابداری هنر عاملان آن است اما هرچه که باشد کمی از عوامل علمی رادر خود دارد. اما ایا تمام علوم دیگر نیز در آغاز مثل یک کودک نوپا نبودند؟ آیا علم شیمی هم در آغاز صرفا مجموعه ای از خسیال پردازی های کیمیاگری نبود و یا بیولوژی مجموعه ای از اطلاعات غلط نبود؟ اما امروزه دیگر کسی انها را به عنوان علوم بی معنی نمی شناسد. همین هم در مورد حسابداری گفته می شود. محدوده و روش های حسابداری هم تغییر می کنندو می تواند به حدی تغییر کند تا در اینده تعمیم یابد. این تغییرات توسط متخصصانی مثل گیدلار، بدفورد و آندر داون انجام شده اند. گیدلارو بدفورد د در قسمت مقدمه کتاب خود، ذکر کرده اند که " حسابداری در دوره ای است که سریعا منتقل می شود، محیط ان در طول این دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده است، و تغییرات ان سریعا خود را برای آینده آماده می کنند."
راز این تغییرات سریع این است که متخصصین این رشته آرزو دارند که هر چه زودتر رشته تخصصی خود را در بین رشته های پر اب و رنگ علمی جای دهند که نه تنها موارد و مسایل خاص اقتصادی را دربرمی گیرد بلکه رفتار اجتماعی گروه های بشری را در رابطه با این تغییرات را هم پوشش دهد. این روش ترکیبی حسابداری نمی تواند تغییرات بزرگی را که در تکنیک های اندازه گیری حسابدرای در حال رخ دادن است ، علم رفتاری و پیشرفت های تکنولوژی کامپیوتری را نادیده بگیرد .ذکر این نکته لازم است که حسابدرای پیش ازاین نیز برای محاسبه برخی موارد مثل شبیه سازی کامپیوتری، بررسی های اماری، و دیگر روش های اندازه گیری که اساسا متعلق به این رشته نبودند به کار رفته است.
گسترش قوانین اقتصادی هم تا حد زیادی بر حسابداری تاثیر داشته است. با تعریف مفهوم بیگانگی در ادبیات اقتصادی، توسط پروف ، ای ، سی، ، پی گو در سال 1960، حسابداران بیشتر مشتاق شدند که این مفهوم را در قوانین خود به عنوا ن بعد جدیدی از حسابداری اجتماعی- اقتصادی بگنجانند یعنی، شناسایی و اندازه گیری موارد غیراقتصادی خارجی، یا هزینه های اجتماعی، و مفاهیمی که در رابطه با حسابداری ایجاد می شود. احتمال می رود که در اینده حسابداری بخش اعظمی از هزینه های اجتماعی را برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی، محاسبه کند که پیگو معتقد بود این راه حل برای حل تعارض بین تولیدات خصوصی و عمومی بسیار مفید است. دست آوردها بیان می کنند که در آینده حسابداری شکل علمی تری به خود خواهد گرفت. حتی ممکن است حسابداری با قواعد دیگری برایایجاد قواعد علم جدیدی ظهور کند.
چرخه تغییراتی که در افق حسابدرای ایجاد می شود، بدون شک ساختار جدیدی برای علم حسابداری در آینده ایجاد خواهد کرد. ماهیت پویای نظریه حسابداری در اینده شامل محدوده وسیع تری برای حسابداری برای اندازه گیری و انتقال اطلاعات گذشته، حال و عملیات پیش بینی در مورد تمام انواع به منظور اصلاح متدهای کنترل و تصمیمی گیری در تمام مراحل، به دست خواهد داد.
مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری: مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری به بهترین نحو توسط مونتیز که می گوید نظریه حسابداری " حسابداری نمی تواند بیش از علم فیزیک که پلی برای مسایل می سازد نمی تواند مسایل را حل کند اما می تواند برای مسایل چهارچوبی ارائه دهد" تبیین شده است.
همچنینی ممکن است مشاهده کنیم که قسمت اعظمی از عملیات حسابداری به داوری در ارتباط با شرایط خاص مربوط است. بنابراین نظریه ای که از پیش اهداف یا موارد را تعیین می کند ممکن است ازمحدودیت هایی که در نتیجه تغییرات تجاری به دست می آید رنج ببرد.
اما به نظر می رسد دلایل بر له و علیه این نظریه وجود داشته باشد. با این حال ممکن است یکی از خطرات ساده سازی بیش از حد این باشد که نظریه مبنای عملیات را تشکیل می دهد ، نظریه ها برای تشریح و معنا دادن به اعمال ایجاد می شوند. عمل بدون مبنای نظری مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته شود. اگر ما حسابدرای را بدون مبنایی بیش از فرضیه های دلخواهی داشته باشیم در این صورت چه کسی می خواهد جرات کند و به آن تکیه کند.
در زیر برخی از مزایای معروف این نظریه را آورده ایم"
1-شناسایی محدوده مساله: تئوری حسابداری، محدوده مساله را از طریق شناسایی روشن وقایعی که باید بررسی شود محدود می کند. این به انتخاب جنبه های مرتبط پدیده کمک می کندآقای علی اکبر امیری قسمت اول
فصل3
روش های نظریه حسابداری
مقدمه
وقتی که دانش جویان حسابداری پس از فارغ التحصلی یا بعد ازاتمام دروس خود وارد بازار کار می شوند ، اعتقاد دارند که برای هر مساله ای که در حسابداری رخ می دهد ؛ چاره ای وجود دارد. نه؛ این باور با واقعیت موجود تفاوت بسیاری دارد برای اینکه بعد از اینکه در مورد موارد حسابداری اطلاعات زیادی کسب می کنیم باز هم می فهمیم که موارد بسیاری وجود دارد که برای آنها راه حلی وجود ندارد. برای اینکه فردی بتواند در دنیای واقعی تجارت، یک دانش جوی حقیقی حسابداری باشد، باید بر موارد حرفه ای و عملی حسابداری هم واقف باشد. به همین دلیل است که نظریه حسابداری پیشنهاد می شود. تئوری حسابداری در مورد نظریه هایی که مورد قبول عموم است ، موارد کنونی و مسایلی که در این زمینه ایجاد می شود، اطلاعاتی ارائه میکند . در این فصل، دانش جویان با تئوری حسابداری و موارد آن مثل " تئوری ، مراحل ایجاد تئوری، نیاز تئوری حسابداری" اشنا می شوند.
معنای نظریه
درک عمومی ما در مورد این نظریه به دو مفهوم تقسیم شده است. درک ما از این نظریه چیزی است که با واقعیت تفاوت بسیاری دارد.در نتیجه ما می گوییم این فقط در تئوری وجود دارد یا امکان دارد در حیطه نظریه و نه در عمل رخ دهد.درک دیگری که در مورد این نظریه وجود دارد ، رابطه علت – تاثیری است که پشت هر عمل یا اتفاقی وجود دارد. برای مثال اگر فردی از ساختمان جدید شهرداری بپرد ، او بدون توجه به وزن بدنش در زمان معینی بر روی زمین می افتد. اگر او از این اتفاق جان سالم به در ببرد ولی دوباره بخواهد این تجربه خود را در جای دیگری که به مرکز زمین نزدیک تر است ولی دارای همان ارتفاع است تکرار کند از اینکه بسیار زودتر از بار پیش زمین افتاده است ، متعجب خواهد شد ( ما امیدواریم که این بار نیز جان سالم به در ببرد) . اگر ذهن او جستجو کر باشد در این مورد که رابطه این اتفاق علت- تاثیری چیست، بررسی خواهد کرد. او ممکن است با اجرای روش علمی به قانون جاذبه دست یابد ( همانطور که نیوتون این کار را انجام داد.). در این صورت او نه تنها علت فرود زودتر خود را بلکه هر گاه بار دیگر بخواهد از همان ارتفاع بپرد خواهد توانست زمان دقیق فرود خود را محاسبه کند. درک دوم ما در مورد این نظریه، اجرای روش علمی برای تشریح برخی پدیده ها است. می توان روش علمی را به عنوان روشی برای تعرف دانست که فرضیه هایی را در مورد چگونگی جهان واقعی، اتفاقات قابل مشاهده و ارتباط انها را ارائه و تست می کند. هدف روش علمی، تشریح، است، روش علمی از طریق ارائه فرضیه ها، تلاش می کند که بدنه سیستمتیک نظریه را ارائه دهد. بنابراین ممکن است تئوری به عنوان "مجموعه به هم چسبیده ای از فرضیات، اصول مفهومی و عملی که چهارچوب کلی مرجع مطالعه موردی را ایجاد میک ند" تعریف شود.
تعریف نظریه
در زمینه علم شامل علوم اجتماعی، ممکن است فرد با دسته ای از عقاید در مورد نظریه برخورد کند که ریشه یونانی دارند ، " تئوریا" که به معنی " دیدگاه یا نظر" است. تعریف عمومی که کرلینگر ارائه شده است، نظریه را به عنوان " مجموعه ای سازه های مرتبط ، تعارف و گزاره هایی که یک دیدگاه سیستماتیک در مورد رویداد با تخصیص روابط بین متغیرها ، با هدف تشریح و پیش بینی رویدادها ارائه می دهد" تعریف می کند.
دیدگاه آرنولد روز، شبیه به استدلال فوق است. او نظریه را به عنوان " یک واحد یکپارچه تعاریف، فرضیات و پیشنهادات عمومی در مورد موضوع مورد بحث تعریف می کند که از طریق ان مجموعه کامل و جامعی از (اصول) خاص و قابل تست می تواند به طور کلی استنباط شود." دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که نظریه را به عنوان " مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم در یک سطح تقریبا بالای عمومیت" تعریف می کنند.
فرایند ایجاد نظریه
بر اساس تعریف وبستر که سومین لغت نامه جهان است، ارائه کننده چهار چوب کلی مرجع برای زمینه تحقیقی است." با این حال نظریه درک کاملی در مورد یک مساله خاص ارائه نمی کند. علوم اجتماعی با وقایع مجزا ارتباط ندارد اما با اجتماعی از وقایع مرتبط است. فرایند تشکیل یک نظریه از طریق طی مراحل زیر حاصل می شود:
مشاهده: در مورد روش ایجاد یک نظریه، بحث های مختلفی وجود دارد. اما ایجاد بسیاری از نظریه ها هم مانند وقایع طبیعی با مشاهده وقایع رخ می دهد. همه ما از مطالعات نیوتن در مورد جاذبه زمین اگاه هستیم. او این پدیده را مشاهده کرد که هر چیزی که پرتاب می شود، به زمین می افتد. همین او را برای تحقیق در این زمینه برانگیخت تا اینکه نهایتا به نتیجه دست یافت.
تعریف مساله: تعریف دقیق یک مساله هدف را مشخص خواهد کرد و یا روشی را می توان از طریق ان تحقیق را انجام داد را نشان می دهد. اگر تعریف یک مساله غلط باشد یا دقیق نباشد، در این صورت ، اخذ نتایخ درست بسیار مشکل خواهد بود. ممکی است دیده باشیم که هدف حسابداری با دقت تعریف نشده است . در نتیجه تا کنون هیچ نظریه جامعی در مورد حسابداری ارئه نشده است.
تدوین فرضیه ها:" علم روشی برای رسیدن به جهان تجربی است.یعنی جهانی که به تعارف بشری حساس است." و ما آن را فرضیه می نامیم. این فرضیه اولیه ای است که برای تشریح وقایع مورداستفاده قرار می گیرد. این مرحله قبل از جمع آوری وقایع ، شواهد یا واقعیت های تجربی شکل می گیرد.
امتحان یا ازمایش فرضیه ها: فرضیه ای که در مورد احتمال اساسی تشکیل شده است باید برای سازه های احتمالی تست گردد. انتخاب روش مناسب برای امتحان صحت فرضیه ضرورت دارد.
تایید:مرحله نهایی تشکیل یک نظریه ، ایجاد آن از طریق تایید ان است. اگر بعد از امتحان و تست مکرر، وقایع مشاهده شده نتایج مطلوب را به دست داد در این صورت گفته می شود که فرضیه ها تایید شدند و ثبات منطقی فرضیه ها برای تشکیل نظری تایید شده است. نظریه های علمی انتظارات یا پیش بینی های خاصی در مورد وقایع ایجاد می کند و وقتی این انتظارات رخ می دهد گفته می شود که این فرضیه ها تایید کننده این نظریه هستند. وقتی نتایج غیررقابل پیش بینی رخ می دهد، در این صورت گفته می شود در فرضیه ها ناهنجاری هایی وجود داشته که باید نظریه تغییر کند و یا یک نظریه جدید ارائه گردد. هدف نظریه جدید یا نظریه تغییر یافته ، ایجاد انتظارات جدید است و یا ایجاد انتظارات جدید برای وقایع معمولی پیشین است."
ویژگی های یک نظریه خوب
یک نظریه خوب باید دارای ویژگی های زیر باشد:
باید وقایع را پیش بینی یا تشریح کند یعنی، باید تجربی باشد
نظریه ها باید قابلیت امتحان تجربی را داشته باشند. نظریه هایی که قابلیت ازمایش تجربی ندارند از مقبولیت جهانی بی بهره اند. در نتیجه باید نظریه های غیرقابل تکذیب یا بهتر جایگزین آنها شود.
نظری ها باید به لحاظ داخلی و خارجی پایدار باشند. وقتی که خواص بررسی نظریه، یکسان بودن نتایج را در هر زمینه قابل تصور تایید می کند ، این نظریه به لحاظ داخلی ثبات دارد.
ثبات خارجی در صورتی است که نظریه در تطابق با قوانین دیگر باشد.
نظریه باید به حدی کامل باشد که بتواند تمام موارد مربوط به وقایع طبیعی نظریه مورد بحث را پوشش دهد.
نظریه باید در ارائه خطوط راهنما برای تحقیق در مورد موارد تجربی کمک کننده باشد.
نظریه حسابداری و ماهیت ان
نظریه حسابداری، بدنه تشکیل شده اطلاعاتی است که با دستور، دلایل، ارتباطات، اهداف و روش های موجود در عملیات حسابداری ارتباط دارد.
با این حال هندریکسون برای تعریف نظریه حسابداری از تعریف لغت نامه وبستر سومین لغت نامه جهان استفاده کرد. بنابراین طبق نظر هندریکسون " نظریه حسابداری می تواند به عنوان توجیه منطقی به شکل مجموعه ای از اصول اصلی را که از طریق ان : 1-چهار چوب کلی مرجع که از طریق ان می توان عملیات حسابداری راارزیابی کرد و 2- راهنمای ارائه هر نوع عملیات و فرایند جدید. به علاوه او اظهار میک ند که ممکن است نظریه حسابداری برای تشریح عملیات موجود برای کسب درک بهتر آنها استفاده شود.
هر دو تعریف نظریه حسابداری که در بالا ارائه شد ، استفاده از نظریه به عنوان راهنمای عملیات حسابداری را پی ریزی میک نند. اما حقیقت این است که مسایل حسابداری در طول زمان به طور ثابتی هموراه در حال رشد بوده اند. از آنجاییکه حسابداری به عنوان یک هنر عملی در حال رشد بوده است، همچنین مجموعه اصول حسابداری را هم بررسی و ارزیابی کرده است. ارزیابی نظری حسابداری، از موارد اصلی جدید است، با این حال توصعه عملی آن از پنج هزار سال پیش تا کنون وجود داشته است. هم روش های عملی و هم روش های تئوریکی در بدنه اصلی اطلاعات گنجانده شده اند کههم اکنون همه آنها به عنوان تئوری حسابداری معروف هستند. روش آنها متفاوت است اما هدف انها یکسان است: توسعه سیستماتیک عملیات حسابداری.
حسابدارها تحت روش های عملی گاهی به روش آزمون و خطا به عنوان اصلاح عمیات حسابداری تکیه کرده اند در حالیکه روش نظری به ساختار ومفهومی و نظری برای توسعه معنا دار الگوی عملیات حسابداری تکیه کرده است. اما هردو روش عملی و تئوریک حسابداری، مشتاق ارائه برخی روش های عمومی و درگیری با وقایع دنیای واقعی جهان تجارت هستند.
عکس 3.1 نشان دهنده هندسی توسعه نظریه حسابداری و عملیات حسابداری است.
توسعه عملیات حسابداری که روش حل مسایل را به کار می گیرد در طرف راست تصویر نشان داده شده است. از آنجاییکه مسایل خاصی درارتباط با وقایع فردی تجاری رخ داده است ، راه حل های خاصی برای حل این مسایل خاص مورد نیاز است. " تاریخچه عملیات حسابداری شامل مساله، ...، ارزیابی فرایند،... ، توسعه فرایندهای جدید یا تقریبا قدیم با ایجاد مسایل مختلف حسابداری است."
به عبارت دیگر، روشی که در توسعه عملیات حسابداری به کار برده شده است به عنوان " حسابداری عملیاتی است که حسابدار انجام می دهد" تعریف شود.
توسعه نظریه حسابداری که به طور مستمری همراه با توسعه عملیات حسابداری همراه بوده است، در قسمت سمت چپ تصویر نشان داده شده است. اولین مرحله در توسعه نظریه حسابداری ، چکیده ای از دنیای واقعی تجاری برایایجاد برخی فرضیه ها در مورد آنها است. با استفاده از این فرضیه ها و با استفاده از نتیجه گیری منطقی می توان نظریه حسابداری را بنا کرد. این فرایند پیشنهاد می کند که "حسابداری نتیجه مجموعه اعمال حسابدار است. "
نظریه ها ی توصیفی و هنجاری: از ظاهر امر پیداست که نظریه حسابداری را می توان از عملیات حسابداری استخراج کرد ( یعنی روش عملی) یا اینکه می توان آن را از روش منطقی با استفاده از روش استنتاج به دست آورد. تفات ها در تفاوت اهداف نیست بلکه تفاوت از اتخاذ روش های مختلف ناشی می شود. " واگرایی عقاید، روش ها و ارزش های بین عملیات حسابداری و تحقیقات حسابداری منجر به استفاده از دو روش شده است، یکی روش توصیفی و دیگری روش هنجاری.
روش توصیفی: روش توصیفی، یک پدیده را به صورتی که هست توصیف می کند، بدون اینکه در مورد ارزشهای آن داوری کند. برای مثال اگر شما از بالای برج جدید شهرداری پرید، روش توصیفی به شما خواهد گفت در چه زمانی به زمین خواهید افتاد اما در مورد صحیح یا غلط بودن کار شما چیزی نخواهد گفت.
روش معمولی یا عملی حسابداری معمولا دارای ویژگی های توصیفی است. این روش های توصیفی معمولا با شخصیت حسابدار و آنچه که انجام می دهند در ارتباط است. این روش به عملیات حسابداری به عنوان پایه و اساس تشکیل دهنده نظریه حسابداری می نگرد. بنابراین با توجه به روش توصیفی در نگاه اول از تجربه نشات گرفته است. مثالهای اصلی در رابطه با نظره های توضیحی حسابداری، تحقیق پاول گرادی، فهرست اصول عمومی و مقبول حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری، ساندرس، هاتفیلد و مورس، تشریح اصول حسابداری، استیفان گیل من، مفهوم سود در حسابداری، ای، سی، لیتل تون؛ سازمان نظریه حسابداری، و یو جیری، مبنای مقیاس حسابداری را نام برد.
نظریه های هنجاری: اساسی ترین جنبه نظریه هنجاری وجود داوری ارزشی است. نظریه های هنجاری، آنچه را که باید باشد تشریح می کند و نه آنچه که هست. این نظریه به حسابداران گزارش انچه که باید گزارش شود را تحمیل می کند نه آنچه که صرفا دیگری از آنها گزارش آن را خواسته است. الی ترین نمونه های نظریه های هنجاری تحقیق جی، بی، کانینگ، اقتصاد حسابداری، دابلیو، ای، پاتون، نظریه حسابداری، هنری سونی، حسابداری ثابت، کرس؛ ام؛ سی، نیل، واقعیت های حسابداری، ادواردز و بل ، نظریه و مقیاس سود تجاری، و اثر اسپروس و مونتیز ، مجموعه تجربی اصول کلی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری
ریشه نظریه حسابداری: توسعه نظریه حسابداری تحت تاثیر تغییرات تکنولوژیک بوده است و در موارد بسیاری اطلاعات را بالا برده است. قوانین اصلی که ، این توسعه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است عبارتند از:
نظریه تصمیم
نظریه مقیاس، و
نظریه اطلاعات
عقیده کلی بر این است که این سه مفهوم مبنای نظریه حسابداری را تشکیل می دهد.
1-نظریه تصمیم: مبنای این نظریه این است که تصمیم گیری نه یک فرایند حسی بلکه ارزیابی هوشمندانه جایگزین های احتمالی است که به بهترین نتایج منجر شده و یا اهداف را روشن تر می کند. این یک تسلسل منطقی است که شامل مراحل زیر است:
درک مساله ای که نیاز به تصمیم گیری دارد
تعریف تمام راه حل های ممکن و جایگزین
گردآوری تمام اطلاعات مربوطبه راه حل های موجود
ارزیابی و درجه بندی شایستگی راه حل های جایگزین
ارزیابی بهترین راه حل های جایگزین از طریق انتخاب موردی که بالاترین درجه را کسب کرده است و
قدردانی از تصمیم از طریق روش های بازخورد اطلاعات
نظریه تصمیم هم هنجاری و هم تشریحی است.این نظریه به عنوان یک فرایند توضیحی باید چگونگی اتخاذ تصمیمات را بررسی کندو به عنوان یک فرایند هنجاری تصمیماتی که باید اتخاذ شود را تعیین می کند.
اهمیت نظریه تصمیم به عنوان به عنوان ساختار مرکزی نظریه حسابدرای ، از اهداف FASB و کیفیت های اطلاعات حسابداری و گزارش کمیته ارتباط حقیقی که شدیدا از مفید بودن اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری ها دفاع می کند معلوم می شود. اما پیش از آن در سال 1966، تشریح اساس نظریه حسابدرای توسط پیش بینی های AAA در مرود نقش اطلاعات حسابداری برای مفید بودن در اتخاذ این تصمیمات برای مدیران ، سرمایه گذاران و بستانکاران معلوم شد.
حسابداری با نظریه تصمیم ، نمی تواند به عنوان قانونی با هیچ تعامل عملی با عوامل عملی تجاری دیگر در نظر گرفته شود. در حقیقت، کارکردهای حسابداری با بررسی های مدیریتی ارتباط کامل دارند برای اینکه این مساله به عنوان یک سیستم اطلاعاتی، اطلاعات مهم و معنا داری در مورد شرکت هم در رابطه با استفاده مدیریت داخلی و گزارش کارکردخارجی ارائه می دهد.
2-نظریه مقیاس: رابطه روشنی بین نظریه تصمیم و مقیاس وجود دارد. هدف این ارتباط، تعمیم بررسی ها از طریق نویسندگان بزرگ مثل چمبیرز، جیری و ماتاسیچ است. همچنین ، حسابدرای به عنوان مقیاس اندازه گیری که با " قانون کمی و طرح ریزی چرخه درآمد و توده ثروت " با وقایع صریح پولی ارتباط دارد تعریف شده است.
بنابراین گرچه واژه مقیاس معمولا برای ارزیابی اعدادرویداد ها و یا موارد طبق قواعد و در ارتباط با مقیاس حسابداری، مقیاس هایس مالی برای رویدادهای اقتصادی اعمال می کند که ما آن را ارزیابی حیابداری می نامیم.
ویژگی نظریه مقیاس، هنجاری است. بنابراین حسابداری به عنوان قانونیی برای اندازه گیری، نیازمند شرایط خاصی مثل موارد زیر است:
رویدادها و مواردی که باید اندازه گیری شود:این مساله از اهمیت حیاتی برخوردار است چرا که " رابطه شناخته شده بین نظریه حسابداری و مقیاس تحقیق روشن در مورد اهداف حسابداری را ممکن میک ند." این نشان می دهد که شناسایی صحیح حسابداری، تشریح روشن و دقیق هدف، روند، محدودیت ها و مبنای نظری حسابداری را ممکن میک ند.
مقیاس یا محدوده ای که باید مودرد استفاده قرار گیرد: یکی از موارد اساسی نظریه مقیاس با توجه به اختصاص اعداد به وقایع یا اهداف خاص ، این است که آنها باید به یک سیستم عددی ارتباطی خاص ارتباط داشته باشند. برای مثال اگر ما از 3 فوت برای نشان دادن طول یک مورد استفاده کنیم، باید از همان مقیاس برای موارد دیگر استفاده کنیم تا بتوانیم از آن در جمع و تفریق بهره ببریم.
3-نظریه اطلاعات: ماهیت غالب حسابداری بر سیستم انتقال اطلاعات مبتنی است. به طور دقیق تر، حسابداری، اجرای نظریه عمومی اطلاعات در مورد اعمال موثر اقتصادی است. اهمیت نظریه اطلاعات در مورد حسابداری براین حقیقت استوار است که این روش قسمتی از فرایند تصمیم گیری که از بی ثباتی می کاهد و بنابراین روشی برای اصلاح کیفیت تصمیم ارائه می کند. به طور خاص نظریه اطلاعات می تواند در حل مسایل مهمی مثل موارد زیربه حسابداری کمک کند: اطلاعات چیست؟ ارتباط بین اطلاعات و داده ها چیست؟ اطلاعات حسابداری چه باید باشد و سیستمی که اطلاعات از طریق ان منتقل می شود باید چگونه باشد؟
با این حال اصطلاح اطلاعات، از نظر مفهوم فرعی روان شناسی و یا نگرش فردی که در این اصطلاح اعمال می شود، آسان نیست. اما در حسابداری به عنوان یک روش اندازه گیری همانند یک سیستم انتقال اطلاعات، ما می توانیم اطلاعات را به عنوان داده ای که بر دانش دریافت کننده می افزاید، از عدم ثبات می کاهد، و پیامی را برای تاثیر بر رفتار کاربر در فرایند تصمیم گیری وی مخابره می کند، تعریف می کنیم. به طور خلاصه، وقتی که دریافت کننده اطلاعات نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد، گفته می شود که او حامل اطلاعات است. بنابراین، داده ، جدای از اطلاعات است. با این حال، حسابداری به بدفورد داده ها، فقط وقتی تبدیل به اطلاعات حسابداری می شود که اندازه گیری شود و محدود به معیارهای ارتباط داشتن، اثباتپذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش باشد. ممکن است اصطلاحات ارتباط داشتن، اثبات پذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش بودن به عنوان خواصی که برای اطلاعات حسابداری محدودیت های درونی ایجاد میکنند بشناسیم. اطلاعات در این نظریه، به عنوان منبع و مجموعه ای برای فراوری و انتقال موارد باارزش شناخته می شوند. با افزایش میزان اطلاعات این روند تسریع می شود. بنابراین هماهنگ کردن روند تولید اطلاعات با موارد اقتصادی مرتبط ( یعنی هزینه ها) با آن بسیار مهم است. فقط این معیار می تواند به ما در بررسی سطح بصری منبع اطلاعاتی از طریق اندازه گیری هزینه های منبع اطلاعاتی در ارتباط با منافع ان برای کاربران مفید باشد.
روش های شکل گیری نظریه حسابداری: ریچارد متیسیچ در مقدمه فصل فصل اول شاهکار خود " حسابداری و روش های بررسی" این نظریه را ارائه می دهد" حسابداری مدرن روشی برای تفکر است، مظهر تفکر و ارزیابی ما، و ابزاری است که برای هدایت بحث های اقتصادی ما وجود دارد.ان روش در طول صد ساله اخیر به بیشترین حد ممکن گسترده شده است و رشد تکنیکی آن و همچنین رشد هوشی آن قابل توقف نیست.
چنین رشد هوشی حسابداری در روش های مختلفی که تلاش می کنند قوانین تئوری را در قوانین عملی بکنجانند، کاملا اشکار است. اکثریت این روش ها، که از نظریه های بی اهمیت گرفته تا بسیار پیچیده را دربرمی گیرد، به روش های سنتی معروفند که شامل موارد زیر هستند:
روش غیر نظری ( غیررسمی) :
1-عملی
2-غیر استبدادی
روش نظری ( رسمی)
1-قیاسی
2-استقرایی یا قیاسی
3-اخلاقی
4-جامعه شناسی
5-ریاضی (بدیهی)
6-اقتصادی
روش انتخابی یا ترکیبی و روش های جدید شامل:
1-روش وقایع
2-روش رفتاری ،و
3-روش پیش بینی
روش عملی: روش عملی که روش پراگماتیک هم نامیده می شود اما این روش به طور کامل از روش های عملی مکتب پراگماتیک منطقی بهره نمی برد. اما از آنجاییکه این روش باعث می شود که این نظریه بتواند براساس ذرک ارتباط بین وقایع تجاری، محدودیت سیستم اندازه گیری و نیازهای کاربران سیستم اطلاعات، از ابزار عملی بهره ببرد ، بخش مهمی از این نظریه را تشکیل می دهد.
روش عملی اساسا یک روش برای حل مسائل است. در اصل این روش، همانطور که از بیشتر اصول حسابداری می توان فهمید، هدف محور است، برای اینکه همواره به دنبال یافتن روشی عملی برای حل مسایل است.
روش متمرکز: به علت روش شناسی تئوریک و اصلی این روش که بر اساس ابزار عملی تحت لوای بدنه قوانین مقبول است، این روش را برخی با روش عملی یکی پنداشته اند. نقش روش متمرکز، تبعیض قائل شدن بین نظریه های شناخته شده اما متناقض است، ( که در زمان خاص در مرحله اطلاعات آورده شده است). روشی که در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد باید برای استفاده از عاملین این روش کارآمد باشد. نمونه ای که روش متمرکز را به خوبی تمثیل میک ند ars شماره 72 است ( ابداع اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری های تجاری) در AICPA که بیش از تالیف اصول حسابداری جدید در زمینه حسابداری در ایالات متحده آمریکا، به بررسی اصول جدید می پردازد.
روش قیاسی: روش قیاسی به علت فرضیه مبنایی ان که می گوید " حسابداری چیزی است که حسابدار انجام می دهد بنابراین حسابداری می تواند از لابلای اعمال حسابدار به ظهور برسد" پایین ترین نظریه به لحاظ ماهوی است. این نظریه به مشاهدات به دست آمده متکی است تا بتواند نتیجه گیری کند. در اینجا برخلاف روش قیاسی روش ما " آغاز از یک مساله خاص و عمومی کردن آن است." به عبارت دیگر برخی مشاهدات خاص در مورد معاملات اقتصادی به دست خواهد امد. به عبارت دیگر اگر رفتاری به طور مکرر در معاملات انجام شود، عمومی سازی و اصول ممکن است به وجود آیند (شکل زیر را ببینید).
مسائل مسائل
قیاس
فرایندها
عمومی سازی
اصول
عکس 3، روش قیاسی برای شکل گیری اصول
روش قیاسی دارای سیر قهقرایی است یعنی اینکه برای اینکه در مورد مسائل روز به راه حلی برسد در مورد مسائل گذشته مطالعه می کند. در این معنا، این یک روش پراگماتیک یا عملی است، همچنانکه بسیاری از اصول حسابداری که امروزه در عموم پذیرفته شده اند همچنین هستند. آنها از محیط ، اهداف و اصول اساسی حسابداری اقتصادی نشات گرفته نشده اند، با این حال روش قیاسی ، ابزاری و ضروری است. اما مشکل این روش این است که ممکن است هر راه حلی که برای مسایل کنونی پیدا می شود ممکن است در گذشته وجود نداشته باشد. علاوه بر این محیط حسابداری که اعمال پیشین بر اساس ان بنا شده اند، ممکن است به علت تغییر عوامل اجتماعی- اقتصادی تغییر کند. در این صورت استفاده از این نظریه به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
روش استقرایی یا قیاسی: روش استقرایی برای توسعه نظریه حسابداری با ایجاد هدف حسابداری شروع می شود. طبق این روش عملیات و تکنیک های حسابداری، به هدف حسابداری که از محیط حسابداری نشات گرفته اند، متصل هستند .بعد از ایجاداهداف، فرضیه ها، تعاریف و غیره خاص ( برای مثال مفاهیم و اصول موضوعی) باید تشریح شوند. ارائه روش ها و اصول خاص حسابداری، آخرین پله روش استقرایی خواهد بود به صورتی که در شکل زیر می بینیم
تقاضا
اصول
معیارها
عملیات
عملیات سازه ها
فرایندها قواعد
روش ها جهات
اجتماع
عکس 3-3 روش استقرایی برای شکل گیری نظریه حسابداری
همانطور که در عکس مشاهده می کنیم، در یک نظریه که از روش استقرایی حاصل شده است، فرایندها و تکنیک های حسابداری به صورتی به اصول، تقاضاها و اهداف مرتبط هستند که اگر انها صحیح باشند روش ها و تکنیک ها نیز باید صحت داشته باشند.
بنابراین اعتبار روش استقرایی، به شناسایی صحیح اهداف حسابداری در ارتباط با محیط حسابداری ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر تعاریف و تکنیک ها اشتباه باشند به همان میزان نتایج به دست امده نیز اشتباه خواهند بود. شناخته شده ترین نونه های نظریه حسابداری استقرایی، تحقیق موریس مونیتز (مبنای تحقیق حسابداری) و رابرت اسپرس و موریس مونیتز ( مجموعه تجربی اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری) هستند. نویسندگان دیگری که از روش شناسی استقرایی بهره برده اند شامل کانینگ، سونی، امف سی ، نییل، الکساندر، ادوارد و بل هستند.
روش اخلاقی: روش اخلاقی یک اساس ثابت برای حسابداری ایجاد نمی کند اما نشان دهنده تغییرات پارادیگماتیک در اهداف حسابداری است که در اییالات متحده آمریکا و هر جای دیگر دنیا در حال رخ دادن است. در طول دوره پس از جنگ جهانی دوم، فرسایش ارزش ها ی اخلاقی لزوم توجه به روش اخلاقی در اصول حسابداری را ایجاد کرد. در، ار، اسکات؛ اس سی یو جی دبیلیو، پاتیلو ، اف، جی ، ایمکی و دیگران ارزشهای اخلاقی را به عنوان اساس تئوری حسابداری می دانستند و معتقد بودند که عدالت، انصاف، و صداقت پارامترهای گزارش حسابداری هستند. ایمیک اظهار داشت که :"حسابداری حضور دارد تا جامعه را از طریق ضبط و تفسیر و در غیر این صورت استفاده موثر از داده های مالی و اقتصادی، حفظ کند." بنابراین با توجه به نظر او، حسابداری باید بر اساس سه معیار زیر باشد:
عملیات حسابداری باید برای تمام موارد به طور یکسان وقت صرف کند
اطلاعات حسابداری باید صادقانه باشند
حسابداری باید منعکس کننده گزارش بی طرف و غیر متعصبانه واقعیت های اقتصای باشد.
روش جامعه شناسی: مرکز جاذبه روش جامعه شناسی برای نظریه حسابداری، در این نظر نهفته است که " حسابداری مسئولیت ارتقاء نقطه نظرات داخلی شرکت خصوصی و ارائه اطلاعاتی که نقش شرکت خصوصی را در جانعه به تصویر می کشدبه عهده دارد. " مبنای این نظریه با این استدلال تقویت شده است که تجارت یکی از زیر سیستم های جامعه وسیع تری می باشد، نهایت قابلیت استفاده از حسابداری به نحوه خدمت گذاری مطلوب آن به جامعه و نحوه ارائه خدمات آن به افراد جامعه بستگی دارد.
بنابراین روش جامعه شناسی نسبت به ایجاد نظریه حسابداری نیازمند ارزیابی تکنیک ها و سیاست های حسابداری برای بررسی تاثیر انها برای جامعه است.ابعاد پیشنهادی ان شامل ابداع ارزش اجتماعی، و ارزیابی منافع جامعه است که از فعالیت های شرکت های خصوصی ، گزارش داده های اجتماع محور برای بررسی نقش نسبی شرکت در جامعه نشات می گیرد. به طور خلاصه طبق این روش، تکنیک های حسابداری باید در جهت توسعه اطلاعات برای تصمیماتی که استفاده موثر از منابع، حفاظت از محیط و کاربرد مساوی دست آوردهای تجاری به عنوان یک روش موثر برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی به کار رود.
باور عمومی بر این است که روش جامعه شناسی برای شکل گیری نظریه حسابداری ، پیش اهنگ ارزیابی اجتماعی یا اجتماعی- اقتصادی است، که یک قاعده فرعی حسابداری مهم است که در دهه 1960 ظهور کرد. هدف اصلی حسابداری اجتماعی- اقتصادی، ارزیابی تاثیر فعالیت های اقتصادی شرکت های خصوصی در کل جامعه با ایجاد مقیاس هایی برای اندازه گیری، ابداع و افشاء هزینه های نهایی اجتماعی است که در لیست سنتی فعالیت های حسابداری ضمیمه نشده است. از آنجایی که روش های حسابداری سنتی برای روش اجتماعی – اقتصادی حسابداری ناکافی هستندف روش های نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید ابداع می شوند. پیشنهاد شده است برای اینکه حسابداریبتواند مسایل جدید را حل کند دارای تکنیک های قابل انعطافی باشد و اینکه باید شامل مقیاس های غیر پولی باشد که در حال حاضر در چهارچوب حسابداری سنتی قرار نمی گیرد.
روشریاضی ( بدیهی) : روش ریاضی برای شکل گیری نظریه حسابداری، شکل گیری بدیهی مفاهیم ان را برای کسب ساختار منطقی حسابداری، به حداکثر می رساند. در این روش سمبل های ریاضی ، برای عقاید و مفاهیم خاص داده می شوند. چهار چوب ، به شکل مدلهای ریاضی که از ماتریکس جبری در یک منطق سمبولیک استفاده می کند، ارائه می شود" به این شکل که بخش منطقی نظریه می تواند به طور جداگانه از بخش اصلی نظریه به طور خلاصه دراورده شده و بررسی شود. به عبارت دیگر روش ریاضی یا بدیهی، روش تغییر یافته روش استقرایی است که تکنیک هایی رابرای خلاصه کردن پیشنهادات اساسی حسابداری در یک زبان خلاصه شده ارائه می دهد ( عبارات، مفاهیم و پدیده های قابل مشاهده) که می توادن در عملیات ریاضی ضمیمه شود و به طور مستقل به کار رود.
نمونه کاربرد این روش بدیهی، در تحقیقات ماتیسیچ، چمبیرز، و تا حدی در تحقیق ایجیری یافت می شود.
روش اقتصادی: از آنجایی که روش اخلاقی بر مفهوم عدالت و روش جامعه شناسی بر مفهوم رفاه اجتماعی تمرکز می کند، در شکل گیری نظریه حسابداری، روش اقتصادی، بر رفاه اقتصادی طرفین زیان دیده که از تکنیک های پیشنهادی اقتصادی ناشی می شوند ، تمرکز می کند. با این حال این بررسی ها، توجه کمی به شکل گیری نظریه حسابداری طبق روش های سنتی که بالا اشاره شد معطوف می کنند. در حقیقت تکنیک های حسابدرای در کشورهای مختلف در موردتاثیرات اقتصادی بی طرف باقی مانده است، گرچه ر سوئد تلاش بر این است که بین روش های حسابداری و دیگر اهداف اقتصاد خرد توازن برقرار شود.
با این حال از دهه 1970، توجه فزاینده ای به بررسی های اقتصادی در حین شکل گیری معیارهای حسابداری مبذول شده است.
راپاپورت، بوکلی ، هورگرن و FASB ، با پیشنهاد کردن معیارهای حسابداری مالی، در مورد تاثیرات اجتماعی واقتصادی مطالعه کردند . به نظر می رسد که انتخاب یک تکنیک خاص حسا بداری، نمی تواند بی طرف باشد، اما باید واقعیت اقتصادی و نتایج اقتصادی تکنیک پیشنهادی حسابداری را هم بررسی کند.
درحقیقت نتایج حسابداری، یک مطالعه فراگیر است که به علت اهمیت تکنیک های حسابداری بدون مراجعه به یک روش خاص حسابداری پیشنهاد شده است. برای مثال استفاده گسترده از روش lifo از ارزشیابی ابتداعی توسط شرکت های آمریکایی در سالهای دهه 1940 ، از هیچ تحقیق نظری منتج نشد بلکه به عنوان راهنمایی بود که در نتیجه اثرات مختلف اقتصادی روش FIFO در دست آوردهای مالی شرکت در شرایط اولیه تورم به دست آمد.
با این حال یک روش رسمی حسابداری؛ استدلال های اصلی نظری را برای اصلاحات خاص حسابداری بای حسابداری تورم و کاهش هزینه های جایگزینی که در طول سالهای0 197 پیشنهاد شدا رائه کرد.
روش انتخابی یا ترکیبی: از آنجاییکه هدف در روش خالص استقرایی ارائه توضیح پایه ای نظریه حسابداری بر اساس مجموعه ترکیبی، اصول فرضی، مفهومی و عملی برای ایجاد یک چهارچوب کلی به عنوان تحقیقات عملی و تئوری حسابداری است ، روش استقرایی با ابزار عملی خود براساس روابط قابل مشاهده در بین روابط جداشده اقتصادی به عنوان مبنای اساس نظریه معرفی شده است. هردو این روش ها دارای مزایا و مضراتی هستند. بنابراین آر، کی استوریف یک روش عملی برای شکل گیری نظریه حسابداری بسیاری از مسایل حسابداری را حل کرده است. از سوی دیگر، استفاده گسترده از روش مفهومی به همان اندازه موثر بوده است. علاوه بر این این روش از نقطه نظر ثبات داخلی بسیار بهتر از روش عملی است و احتمالا هیچ تاثیر خوب یا بدی در نظریه حسابدرای نداشته است. از نظریه استوری استفاده می شود که روش انتخابی برای شکل گیری نظریه حسابداری مفید است. نظریه اتنقالی هیچ ارتباطی با زوش های دیگر ندارد، بلکه نتیجه تلاشهای فوق العاده زیاد افراد، متخصصین، و عوامل دیگر( AICPA, AAA و بنگاه های مشابه ان) برای ازبین بردن نقص های روش های دیگر ایجاد شده است. چنین روشی علی الخصوص در غیاب یک نظریه جهانی حسابداری مفید است.
روش وقایع: روش وقایع برای شکل گیری نظریه حسابدرای نخست توسط جورج استورتر به عنوان جایگزینی برای روش ارزش گذاری حسابداری که توسط اکثریت اعضاء کمیته AAA تایید شده بود که ان را به عنوان " تشریح پایه تئوری حسابداری" در سال 1966 نامیده بودند، پیشنهاد شد.
استدلال اصلی که برای حمایت از روش وقایع استفاده شده است این است که به علت استفاده گسترده و کاربران علاقمند به استفاده از نظریه حسابداری، حسابداران نباید نظریه های حسابداری را مستقیما در گروه های انتخابی به کار برند. اطلاعات حسابدرای بر مبنای روش ارزش گذاری، می تواند نقش بسیار کمی در درک ابزار کاربری داشته باشد، چرا که هدف کاربر ترکیبی از ارزش های اجتماعی و فردی است که قابلیت شناسایی در اظهارات مالی را ندارد.
بنابراین محتوای این روش می گوید که رویدادی که به عنوان واقه دقیق،پدیده یا معامله تعریف شده است، تفسیر معنایی بهتری نسبت به مقیاس ارزشی دارد، و نیاز انواع مختلف کاربران به اطلاعات می تواند با ارائه اطلاعات در مورد وقایع بدون نیاز به ترکیب ارزش های عمومی ( یعنی ارزش) به اطلاعاتی که در مورد این واقعه جمع آوری شده است، برآورده شود.
عمل حمع آوری و ضمیمه کردن ارزشی برای وقایع برای کاربران با توجه به عملیات انجامی آنها کاربرد بهتری دارد.
با توجه به این استدلال روش وقایع پیشنهاد می کند که داده های حسابداری را با توجه به توضیحات مالی تعمیم دهیم.
با این حال محدودیت روش واقعه موارد زیر هستند:
این روش فرض میک ند که کاربران به حد نیاز قانع شده اند و اطلاعات کافی برای طبقه بندی داده های ترکیبی حسابداری را برای استفاده شخصی دارند.
روش وقایع به طور صریح نمی گوید که داده ها باید برای تشریح موارد مالی انتخاب شوند.
اطلاعات کاملی که یک فرد در طول زمان می تواند به دست آورد محدود است، ممکن است تعمیم اطلاعات باعث ایجاد بار اضافی برای کاربر شود.
روش رفتاری: اگر بخواهیم در نتیجه استنباط از اطلاعات نظریه، هدف حسابداری را به عنوان محصولی که اطلاعات را با یک پروسه خاص به کاربر می رساند تعریف کنیم، باید عکس العمل اقتصادی و روان شناسی کاربر را درقبال اطلاعات حسابداری که در شرایط یا تحت ترکیبات خاص ارائه می شود را نیز برسی کنیم. این وابستگی روان شناسی اطلاعات حسابداری، که در روش های سنتی محلی از اعراب ندارد، در مورد اطلاعات نظریه روان شناسی به عنوان روش رفتاری شناخته شده است. روش رفتاری، با شواهد مستقیمی از عکس العمل کاربر در رابطه با گزارشات حسابداری به عنوان مبنای تشکیل دستوری جنبه های رفتاری مسائل و تکنیک های خاص حسابداری مثل 1- کفایت گزارش 2- مفید بودن اظهارات مالی 3- نگرش ها در رابطه با مجموعه گزارشات حسابداری 4- داوری های موردی 5- اثرات تصمیم مبنای ارزش گذاری جایگزین های حسابداری می باشد. اساسا روش رفتاری توصیفی است تا هنجاری، و کاربرد معمولی تغییرات رفتاری کاربر را در نظر نمی گیرد. و فقط رفتار کاربر را توصیف می کند.
روش رفتاری در حسابداری تقریبا یک روش جدیدی است و در حال سپری کردن دوران نوزادی خود است، اما برخی از تحقیقات اصلی و مهم در این رابطه ( ماننده تحقیقات دوک من، گیبینز، سورینگا و هورن گرین) که رفتار کاربر را وقتی که روشهای جایگزینی برای حسابداری برای او ارائه می شود، به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار دادند ، به طور دقیقی تاثیرات اطلاعات جدید کاربر را در مورد ارائه جایگزین های جدید مورد بررسی قرار داده اند.
روش پیش بینی: مقیای های حسابداری طبق روش های سنتی حسابدرای، معمولا برای روش های غیرپیش بینی به کار می روند، برای مثال قابلیت محاسبه و گزارش مباشرت. با این حال در روش پیش بینی، مقیاس های حسابداری فقط به عنوان یک عمل پست مدرن به حساب نمی ایند. در حقیقت اطلاعات حسابداری، در تصمیم گیری به کونه ای تنظیم شده است که می تواند وقایع یا موارد آینده را پیش بینی کند. توانایی پیش بینی اطلاعات حسابداری، توسط SFAC شماره 2 FASB به عنوان یک معیار صریح کیفی اطلاعات حسابداری به کار می رود. اما بسیار پیش از ان در سال 1968، بیور، کینیلیس و ووس، استفاده از روش پیش بینی را در ارتباط با مسائل سخت ارزیابی مقیاس های سخت حسابداری پیشنهاد کرده اند. بر طبق نظر آنها، وقتی که با انتخاب بین جایگزین های مقیاسی روبرو می شویم، "مقیاسی که بیشترین قدرت پیش بینی را دارد برای اهداف خاص بهترین روش است." روش پیش بینی مستقیما بهتوانایی پیش بینی داده های مالی ارتباط دارد و هدف آن ارائه اطلاعات مفید برای ایجاد ارتباط بین داده های مالی تجمیعی با عمل تصمیمی گیری است.
ارتباز بین نظریه حسابداری و عملیات حسابداری: نظریه حسابداری و عملیات حسابدرای از اول موارد تعمیم یافته ای نیستند، بلکه انها متعلق به وقایع معاملاتی دنیای واقعی یکسان هستند. بنابراین نتایجی که از نظریه حسابداری به دست می اید، باید با نتایجی که از مطالعات حسابداریبه دست می اید یکسان باشد. نظریه برای توسعه معنادار حسابداری اهمیت دارد برای اینکه عملیات باید بر مبنای منطق باشد. از سوی دیگر، حسابداری یک ابزار کاربردی برای حل مسایل اقتصادی است که هرروز رخ می دهد. برای همین یک نظریه اگر در طول زمان مسایل اقتصادی را به نحو احسن حل کند گفته می شود که یک نظریه خوب است.
همچنین یک عمل خوب، باید همواره بر طبق نظریه باشد، و همزمان ، نظریه باید بر معنای باورهای عمومی بوده و به دنیای واقعی و کنونی تجاری مرتبطباشد. در این معنا، باید تئوری و عمل نسبت به هم به مثابه یک آزمایش و تعادل عمل کنند.
اما متاسفانه عملیات کنونی حسابداری، بر مبنای این چنین شرایط ایده آلی نیستند. پیش از این دیدیم که نظریه حسابداری و عملیات حسابداری بر اساس روش شناسی متفاوتی بنا شده اند. نظریه حسابداری بر مبنای روش استقرای منطقی استوار است، عملیات حسابداری بر مبنای روش دلیل قیاسی بنا شده است که شامل انجام مشاهدات و نتیجه گیری ازطریق مشاهدات محدود است. این روش به رفتار حسابدار بیش از روش معاملات دنیای واقعی تاکید می کند. از آنجاییکه عملیات حسابداریبا روش عملی معروف می شود، این مساله نمی تواند از تعصب عملی حسابداران جدا فرض شود. از سوی دیگر یک نظریه خوب، سعی خواهد کرد که این تعصبات را ازبین ببرد. همچنین ثبات عامل دیگری است که عملیات حسابداری را از نظریه حسابداری متمایز میک ند. ثبات به عنوان آماری برای خوب بودن یک نظریه است و همچنین توسط عملیات عمومی حسابداری نیز پذیرفته شده هستند. نظریه ثبات در تحقیق کانیگ نیز آمده است که بیان می کند:" حسابداران فاقد یک سیستم کامل و فلسفی فکری در مورد درآمد هستند ، حتی شواهدی که ثابت کند انها برای وجود چنین سیستمی هم احساس نیاز کرده اند وجود ندارد. حتی اقدامات آنها نیز به قدری ناقص است که اصلا فردی نمی تواند به این نتیجه برسد که آنها برای انجام چنین کاری شروع به اقدام کرده اند."
نمونه هایی از ثبات در عملیات حسابداری: نمنه کلاسیک عملیات حسابداری بی ثبات، در ارزش گذاری سرمایه گذاران دیده می شود. اصول حسابداری که در عموم مورد قبول هستند، از جمله ارزش گذاری ابتداعی از نظر هزینه و قیمت بازاری بسیار کم است گرچه توجیهات نظری کمی در این مورد وجود دارد (از نقطه نظر هدف). عملیات از نطقه نظر حسابداران به امید ایجاد یک قسمتی برای طلبکاران به عنوان ابداع یک وضعیت تشریح که نشان دهنده تورم ارزش اموال است عمیقا در عملیات حسابداری رسوخ کرده است. نه تنها این مورد بلکه معنای هزینه دلالت های ضمنی متفاوتی مثل LIFO , FIFO دارد. در نتیجه حسابداران مختلفی ممکن است روش های مختلفی را برای اثبات درآمدهای مختلف و اعداد ابتداعی به کار ببرند. روش های دیگر غیرثابت حسابداری، روش های مختلف کاهش، اطلاع از چگونگی پیشرفت و تدقیق می باشند.
اسپیلر با عقیده اشاعه این اعمال می گوید: این اعمال منطقی نیستند، حتی به لحاظ داخلی هم ثبات ندارند. بنابراین دستوراتی که در حین عملیات حسابداری به دست می آیند معمولا برای تمام اعمال حسابداری قابل اعامل نیستند.لذا اسپیلر این نوع روش ایجاد را یک ایجاد ضعیف می داند که مبنا یا دلیل تمایزی برای ان قابل تصور نیست."
تغییر نظریه حسابداری: prof. G.D roy به این نتیجه رسید که آخرین قسمت های نظریه های حسابداری که مهمترین قسمت های آنها هستند گفته نشده اند. ما در مرود فیزیک، شیمی و علوم پزشکی نیز نتیجه ها را نشنیده ایم. در تمام بخش های علمی پیشرفت های مداومی صورت می گیرد. گرچه ریشه حسابداری هنر عاملان آن است اما هرچه که باشد کمی از عوامل علمی رادر خود دارد. اما ایا تمام علوم دیگر نیز در آغاز مثل یک کودک نوپا نبودند؟ آیا علم شیمی هم در آغاز صرفا مجموعه ای از خسیال پردازی های کیمیاگری نبود و یا بیولوژی مجموعه ای از اطلاعات غلط نبود؟ اما امروزه دیگر کسی انها را به عنوان علوم بی معنی نمی شناسد. همین هم در مورد حسابداری گفته می شود. محدوده و روش های حسابداری هم تغییر می کنندو می تواند به حدی تغییر کند تا در اینده تعمیم یابد. این تغییرات توسط متخصصانی مثل گیدلار، بدفورد و آندر داون انجام شده اند. گیدلارو بدفورد د در قسمت مقدمه کتاب خود، ذکر کرده اند که " حسابداری در دوره ای است که سریعا منتقل می شود، محیط ان در طول این دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده است، و تغییرات ان سریعا خود را برای آینده آماده می کنند."
راز این تغییرات سریع این است که متخصصین این رشته آرزو دارند که هر چه زودتر رشته تخصصی خود را در بین رشته های پر اب و رنگ علمی جای دهند که نه تنها موارد و مسایل خاص اقتصادی را دربرمی گیرد بلکه رفتار اجتماعی گروه های بشری را در رابطه با این تغییرات را هم پوشش دهد. این روش ترکیبی حسابداری نمی تواند تغییرات بزرگی را که در تکنیک های اندازه گیری حسابدرای در حال رخ دادن است ، علم رفتاری و پیشرفت های تکنولوژی کامپیوتری را نادیده بگیرد .ذکر این نکته لازم است که حسابدرای پیش ازاین نیز برای محاسبه برخی موارد مثل شبیه سازی کامپیوتری، بررسی های اماری، و دیگر روش های اندازه گیری که اساسا متعلق به این رشته نبودند به کار رفته است.
گسترش قوانین اقتصادی هم تا حد زیادی بر حسابداری تاثیر داشته است. با تعریف مفهوم بیگانگی در ادبیات اقتصادی، توسط پروف ، ای ، سی، ، پی گو در سال 1960، حسابداران بیشتر مشتاق شدند که این مفهوم را در قوانین خود به عنوا ن بعد جدیدی از حسابداری اجتماعی- اقتصادی بگنجانند یعنی، شناسایی و اندازه گیری موارد غیراقتصادی خارجی، یا هزینه های اجتماعی، و مفاهیمی که در رابطه با حسابداری ایجاد می شود. احتمال می رود که در اینده حسابداری بخش اعظمی از هزینه های اجتماعی را برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی، محاسبه کند که پیگو معتقد بود این راه حل برای حل تعارض بین تولیدات خصوصی و عمومی بسیار مفید است. دست آوردها بیان می کنند که در آینده حسابداری شکل علمی تری به خود خواهد گرفت. حتی ممکن است حسابداری با قواعد دیگری برایایجاد قواعد علم جدیدی ظهور کند.
چرخه تغییراتی که در افق حسابدرای ایجاد می شود، بدون شک ساختار جدیدی برای علم حسابداری در آینده ایجاد خواهد کرد. ماهیت پویای نظریه حسابداری در اینده شامل محدوده وسیع تری برای حسابداری برای اندازه گیری و انتقال اطلاعات گذشته، حال و عملیات پیش بینی در مورد تمام انواع به منظور اصلاح متدهای کنترل و تصمیمی گیری در تمام مراحل، به دست خواهد داد.
مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری: مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری به بهترین نحو توسط مونتیز که می گوید نظریه حسابداری " حسابداری نمی تواند بیش از علم فیزیک که پلی برای مسایل می سازد نمی تواند مسایل را حل کند اما می تواند برای مسایل چهارچوبی ارائه دهد" تبیین شده است.
همچنینی ممکن است مشاهده کنیم که قسمت اعظمی از عملیات حسابداری به داوری در ارتباط با شرایط خاص مربوط است. بنابراین نظریه ای که از پیش اهداف یا موارد را تعیین می کند ممکن است ازمحدودیت هایی که در نتیجه تغییرات تجاری به دست می آید رنج ببرد.
اما به نظر می رسد دلایل بر له و علیه این نظریه وجود داشته باشد. با این حال ممکن است یکی از خطرات ساده سازی بیش از حد این باشد که نظریه مبنای عملیات را تشکیل می دهد ، نظریه ها برای تشریح و معنا دادن به اعمال ایجاد می شوند. عمل بدون مبنای نظری مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته شود. اگر ما حسابدرای را بدون مبنایی بیش از فرضیه های دلخواهی داشته باشیم در این صورت چه کسی می خواهد جرات کند و به آن تکیه کند.
در زیر برخی از مزایای معروف این نظریه را آورده ایم"
1-شناسایی محدوده مساله: تئوری حسابداری، محدوده مساله را از طریق شناسایی روشن وقایعی که باید بررسی شود محدود می کند. این به انتخاب جنبه های مرتبط پدیده کمک می کندسفارش آقای تجلی
ARMAN DAROO SAZAN GHARB. CO
(Joint)
Date
No.
Appendix
ADD: Unit 12, second floor, Pastoor building, first of haj jabbar naeeb, new pastoor street, Tabriz
Tell: 0411-5547435
Fax: 0411-5547436
Dear ALFA FARMAD .CO Manager
Hello, Kindly, ARMAN DAROO SAZAN GHARB .CO accredited from health and treatment ministry, demands for that company’s exclusive representative in Islamic Republic of Iran, so it is begging to send us the exclusive representative pre-contract.
With respect
CEO ARMAN DAROO SAZAN GHARB. CO
Mohsen Hamedi Mghadam