آقای علی اکبر امیری قسمت اول
فصل3
روش های نظریه حسابداری
مقدمه
وقتی که دانش جویان حسابداری پس از فارغ التحصلی یا بعد ازاتمام دروس خود وارد بازار کار می شوند ، اعتقاد دارند که برای هر مساله ای که در حسابداری رخ می دهد ؛ چاره ای وجود دارد. نه؛ این باور با واقعیت موجود تفاوت بسیاری دارد برای اینکه بعد از اینکه در مورد موارد حسابداری اطلاعات زیادی کسب می کنیم باز هم می فهمیم که موارد بسیاری وجود دارد که برای آنها راه حلی وجود ندارد. برای اینکه فردی بتواند در دنیای واقعی تجارت، یک دانش جوی حقیقی حسابداری باشد، باید بر موارد حرفه ای و عملی حسابداری هم واقف باشد. به همین دلیل است که نظریه حسابداری پیشنهاد می شود. تئوری حسابداری در مورد نظریه هایی که مورد قبول عموم است ، موارد کنونی و مسایلی که در این زمینه ایجاد می شود، اطلاعاتی ارائه میکند . در این فصل، دانش جویان با تئوری حسابداری و موارد آن مثل " تئوری ، مراحل ایجاد تئوری، نیاز تئوری حسابداری" اشنا می شوند.
معنای نظریه
درک عمومی ما در مورد این نظریه به دو مفهوم تقسیم شده است. درک ما از این نظریه چیزی است که با واقعیت تفاوت بسیاری دارد.در نتیجه ما می گوییم این فقط در تئوری وجود دارد یا امکان دارد در حیطه نظریه و نه در عمل رخ دهد.درک دیگری که در مورد این نظریه وجود دارد ، رابطه علت – تاثیری است که پشت هر عمل یا اتفاقی وجود دارد. برای مثال اگر فردی از ساختمان جدید شهرداری بپرد ، او بدون توجه به وزن بدنش در زمان معینی بر روی زمین می افتد. اگر او از این اتفاق جان سالم به در ببرد ولی دوباره بخواهد این تجربه خود را در جای دیگری که به مرکز زمین نزدیک تر است ولی دارای همان ارتفاع است تکرار کند از اینکه بسیار زودتر از بار پیش زمین افتاده است ، متعجب خواهد شد ( ما امیدواریم که این بار نیز جان سالم به در ببرد) . اگر ذهن او جستجو کر باشد در این مورد که رابطه این اتفاق علت- تاثیری چیست، بررسی خواهد کرد. او ممکن است با اجرای روش علمی به قانون جاذبه دست یابد ( همانطور که نیوتون این کار را انجام داد.). در این صورت او نه تنها علت فرود زودتر خود را بلکه هر گاه بار دیگر بخواهد از همان ارتفاع بپرد خواهد توانست زمان دقیق فرود خود را محاسبه کند. درک دوم ما در مورد این نظریه، اجرای روش علمی برای تشریح برخی پدیده ها است. می توان روش علمی را به عنوان روشی برای تعرف دانست که فرضیه هایی را در مورد چگونگی جهان واقعی، اتفاقات قابل مشاهده و ارتباط انها را ارائه و تست می کند. هدف روش علمی، تشریح، است، روش علمی از طریق ارائه فرضیه ها، تلاش می کند که بدنه سیستمتیک نظریه را ارائه دهد. بنابراین ممکن است تئوری به عنوان "مجموعه به هم چسبیده ای از فرضیات، اصول مفهومی و عملی که چهارچوب کلی مرجع مطالعه موردی را ایجاد میک ند" تعریف شود.
تعریف نظریه
در زمینه علم شامل علوم اجتماعی، ممکن است فرد با دسته ای از عقاید در مورد نظریه برخورد کند که ریشه یونانی دارند ، " تئوریا" که به معنی " دیدگاه یا نظر" است. تعریف عمومی که کرلینگر ارائه شده است، نظریه را به عنوان " مجموعه ای سازه های مرتبط ، تعارف و گزاره هایی که یک دیدگاه سیستماتیک در مورد رویداد با تخصیص روابط بین متغیرها ، با هدف تشریح و پیش بینی رویدادها ارائه می دهد" تعریف می کند.
دیدگاه آرنولد روز، شبیه به استدلال فوق است. او نظریه را به عنوان " یک واحد یکپارچه تعاریف، فرضیات و پیشنهادات عمومی در مورد موضوع مورد بحث تعریف می کند که از طریق ان مجموعه کامل و جامعی از (اصول) خاص و قابل تست می تواند به طور کلی استنباط شود." دیدگاه های دیگری نیز وجود دارد که نظریه را به عنوان " مجموعه ای از مفاهیم مرتبط به هم در یک سطح تقریبا بالای عمومیت" تعریف می کنند.
فرایند ایجاد نظریه
بر اساس تعریف وبستر که سومین لغت نامه جهان است، ارائه کننده چهار چوب کلی مرجع برای زمینه تحقیقی است." با این حال نظریه درک کاملی در مورد یک مساله خاص ارائه نمی کند. علوم اجتماعی با وقایع مجزا ارتباط ندارد اما با اجتماعی از وقایع مرتبط است. فرایند تشکیل یک نظریه از طریق طی مراحل زیر حاصل می شود:
مشاهده: در مورد روش ایجاد یک نظریه، بحث های مختلفی وجود دارد. اما ایجاد بسیاری از نظریه ها هم مانند وقایع طبیعی با مشاهده وقایع رخ می دهد. همه ما از مطالعات نیوتن در مورد جاذبه زمین اگاه هستیم. او این پدیده را مشاهده کرد که هر چیزی که پرتاب می شود، به زمین می افتد. همین او را برای تحقیق در این زمینه برانگیخت تا اینکه نهایتا به نتیجه دست یافت.
تعریف مساله: تعریف دقیق یک مساله هدف را مشخص خواهد کرد و یا روشی را می توان از طریق ان تحقیق را انجام داد را نشان می دهد. اگر تعریف یک مساله غلط باشد یا دقیق نباشد، در این صورت ، اخذ نتایخ درست بسیار مشکل خواهد بود. ممکی است دیده باشیم که هدف حسابداری با دقت تعریف نشده است . در نتیجه تا کنون هیچ نظریه جامعی در مورد حسابداری ارئه نشده است.
تدوین فرضیه ها:" علم روشی برای رسیدن به جهان تجربی است.یعنی جهانی که به تعارف بشری حساس است." و ما آن را فرضیه می نامیم. این فرضیه اولیه ای است که برای تشریح وقایع مورداستفاده قرار می گیرد. این مرحله قبل از جمع آوری وقایع ، شواهد یا واقعیت های تجربی شکل می گیرد.
امتحان یا ازمایش فرضیه ها: فرضیه ای که در مورد احتمال اساسی تشکیل شده است باید برای سازه های احتمالی تست گردد. انتخاب روش مناسب برای امتحان صحت فرضیه ضرورت دارد.
تایید:مرحله نهایی تشکیل یک نظریه ، ایجاد آن از طریق تایید ان است. اگر بعد از امتحان و تست مکرر، وقایع مشاهده شده نتایج مطلوب را به دست داد در این صورت گفته می شود که فرضیه ها تایید شدند و ثبات منطقی فرضیه ها برای تشکیل نظری تایید شده است. نظریه های علمی انتظارات یا پیش بینی های خاصی در مورد وقایع ایجاد می کند و وقتی این انتظارات رخ می دهد گفته می شود که این فرضیه ها تایید کننده این نظریه هستند. وقتی نتایج غیررقابل پیش بینی رخ می دهد، در این صورت گفته می شود در فرضیه ها ناهنجاری هایی وجود داشته که باید نظریه تغییر کند و یا یک نظریه جدید ارائه گردد. هدف نظریه جدید یا نظریه تغییر یافته ، ایجاد انتظارات جدید است و یا ایجاد انتظارات جدید برای وقایع معمولی پیشین است."
ویژگی های یک نظریه خوب
یک نظریه خوب باید دارای ویژگی های زیر باشد:
باید وقایع را پیش بینی یا تشریح کند یعنی، باید تجربی باشد
نظریه ها باید قابلیت امتحان تجربی را داشته باشند. نظریه هایی که قابلیت ازمایش تجربی ندارند از مقبولیت جهانی بی بهره اند. در نتیجه باید نظریه های غیرقابل تکذیب یا بهتر جایگزین آنها شود.
نظری ها باید به لحاظ داخلی و خارجی پایدار باشند. وقتی که خواص بررسی نظریه، یکسان بودن نتایج را در هر زمینه قابل تصور تایید می کند ، این نظریه به لحاظ داخلی ثبات دارد.
ثبات خارجی در صورتی است که نظریه در تطابق با قوانین دیگر باشد.
نظریه باید به حدی کامل باشد که بتواند تمام موارد مربوط به وقایع طبیعی نظریه مورد بحث را پوشش دهد.
نظریه باید در ارائه خطوط راهنما برای تحقیق در مورد موارد تجربی کمک کننده باشد.
نظریه حسابداری و ماهیت ان
نظریه حسابداری، بدنه تشکیل شده اطلاعاتی است که با دستور، دلایل، ارتباطات، اهداف و روش های موجود در عملیات حسابداری ارتباط دارد.
با این حال هندریکسون برای تعریف نظریه حسابداری از تعریف لغت نامه وبستر سومین لغت نامه جهان استفاده کرد. بنابراین طبق نظر هندریکسون " نظریه حسابداری می تواند به عنوان توجیه منطقی به شکل مجموعه ای از اصول اصلی را که از طریق ان : 1-چهار چوب کلی مرجع که از طریق ان می توان عملیات حسابداری راارزیابی کرد و 2- راهنمای ارائه هر نوع عملیات و فرایند جدید. به علاوه او اظهار میک ند که ممکن است نظریه حسابداری برای تشریح عملیات موجود برای کسب درک بهتر آنها استفاده شود.
هر دو تعریف نظریه حسابداری که در بالا ارائه شد ، استفاده از نظریه به عنوان راهنمای عملیات حسابداری را پی ریزی میک نند. اما حقیقت این است که مسایل حسابداری در طول زمان به طور ثابتی هموراه در حال رشد بوده اند. از آنجاییکه حسابداری به عنوان یک هنر عملی در حال رشد بوده است، همچنین مجموعه اصول حسابداری را هم بررسی و ارزیابی کرده است. ارزیابی نظری حسابداری، از موارد اصلی جدید است، با این حال توصعه عملی آن از پنج هزار سال پیش تا کنون وجود داشته است. هم روش های عملی و هم روش های تئوریکی در بدنه اصلی اطلاعات گنجانده شده اند کههم اکنون همه آنها به عنوان تئوری حسابداری معروف هستند. روش آنها متفاوت است اما هدف انها یکسان است: توسعه سیستماتیک عملیات حسابداری.
حسابدارها تحت روش های عملی گاهی به روش آزمون و خطا به عنوان اصلاح عمیات حسابداری تکیه کرده اند در حالیکه روش نظری به ساختار ومفهومی و نظری برای توسعه معنا دار الگوی عملیات حسابداری تکیه کرده است. اما هردو روش عملی و تئوریک حسابداری، مشتاق ارائه برخی روش های عمومی و درگیری با وقایع دنیای واقعی جهان تجارت هستند.
عکس 3.1 نشان دهنده هندسی توسعه نظریه حسابداری و عملیات حسابداری است.
توسعه عملیات حسابداری که روش حل مسایل را به کار می گیرد در طرف راست تصویر نشان داده شده است. از آنجاییکه مسایل خاصی درارتباط با وقایع فردی تجاری رخ داده است ، راه حل های خاصی برای حل این مسایل خاص مورد نیاز است. " تاریخچه عملیات حسابداری شامل مساله، ...، ارزیابی فرایند،... ، توسعه فرایندهای جدید یا تقریبا قدیم با ایجاد مسایل مختلف حسابداری است."
به عبارت دیگر، روشی که در توسعه عملیات حسابداری به کار برده شده است به عنوان " حسابداری عملیاتی است که حسابدار انجام می دهد" تعریف شود.
توسعه نظریه حسابداری که به طور مستمری همراه با توسعه عملیات حسابداری همراه بوده است، در قسمت سمت چپ تصویر نشان داده شده است. اولین مرحله در توسعه نظریه حسابداری ، چکیده ای از دنیای واقعی تجاری برایایجاد برخی فرضیه ها در مورد آنها است. با استفاده از این فرضیه ها و با استفاده از نتیجه گیری منطقی می توان نظریه حسابداری را بنا کرد. این فرایند پیشنهاد می کند که "حسابداری نتیجه مجموعه اعمال حسابدار است. "
نظریه ها ی توصیفی و هنجاری: از ظاهر امر پیداست که نظریه حسابداری را می توان از عملیات حسابداری استخراج کرد ( یعنی روش عملی) یا اینکه می توان آن را از روش منطقی با استفاده از روش استنتاج به دست آورد. تفات ها در تفاوت اهداف نیست بلکه تفاوت از اتخاذ روش های مختلف ناشی می شود. " واگرایی عقاید، روش ها و ارزش های بین عملیات حسابداری و تحقیقات حسابداری منجر به استفاده از دو روش شده است، یکی روش توصیفی و دیگری روش هنجاری.
روش توصیفی: روش توصیفی، یک پدیده را به صورتی که هست توصیف می کند، بدون اینکه در مورد ارزشهای آن داوری کند. برای مثال اگر شما از بالای برج جدید شهرداری پرید، روش توصیفی به شما خواهد گفت در چه زمانی به زمین خواهید افتاد اما در مورد صحیح یا غلط بودن کار شما چیزی نخواهد گفت.
روش معمولی یا عملی حسابداری معمولا دارای ویژگی های توصیفی است. این روش های توصیفی معمولا با شخصیت حسابدار و آنچه که انجام می دهند در ارتباط است. این روش به عملیات حسابداری به عنوان پایه و اساس تشکیل دهنده نظریه حسابداری می نگرد. بنابراین با توجه به روش توصیفی در نگاه اول از تجربه نشات گرفته است. مثالهای اصلی در رابطه با نظره های توضیحی حسابداری، تحقیق پاول گرادی، فهرست اصول عمومی و مقبول حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری، ساندرس، هاتفیلد و مورس، تشریح اصول حسابداری، استیفان گیل من، مفهوم سود در حسابداری، ای، سی، لیتل تون؛ سازمان نظریه حسابداری، و یو جیری، مبنای مقیاس حسابداری را نام برد.
نظریه های هنجاری: اساسی ترین جنبه نظریه هنجاری وجود داوری ارزشی است. نظریه های هنجاری، آنچه را که باید باشد تشریح می کند و نه آنچه که هست. این نظریه به حسابداران گزارش انچه که باید گزارش شود را تحمیل می کند نه آنچه که صرفا دیگری از آنها گزارش آن را خواسته است. الی ترین نمونه های نظریه های هنجاری تحقیق جی، بی، کانینگ، اقتصاد حسابداری، دابلیو، ای، پاتون، نظریه حسابداری، هنری سونی، حسابداری ثابت، کرس؛ ام؛ سی، نیل، واقعیت های حسابداری، ادواردز و بل ، نظریه و مقیاس سود تجاری، و اثر اسپروس و مونتیز ، مجموعه تجربی اصول کلی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری
ریشه نظریه حسابداری: توسعه نظریه حسابداری تحت تاثیر تغییرات تکنولوژیک بوده است و در موارد بسیاری اطلاعات را بالا برده است. قوانین اصلی که ، این توسعه ها را تحت تاثیر خود قرار داده است عبارتند از:
نظریه تصمیم
نظریه مقیاس، و
نظریه اطلاعات
عقیده کلی بر این است که این سه مفهوم مبنای نظریه حسابداری را تشکیل می دهد.
1-نظریه تصمیم: مبنای این نظریه این است که تصمیم گیری نه یک فرایند حسی بلکه ارزیابی هوشمندانه جایگزین های احتمالی است که به بهترین نتایج منجر شده و یا اهداف را روشن تر می کند. این یک تسلسل منطقی است که شامل مراحل زیر است:
درک مساله ای که نیاز به تصمیم گیری دارد
تعریف تمام راه حل های ممکن و جایگزین
گردآوری تمام اطلاعات مربوطبه راه حل های موجود
ارزیابی و درجه بندی شایستگی راه حل های جایگزین
ارزیابی بهترین راه حل های جایگزین از طریق انتخاب موردی که بالاترین درجه را کسب کرده است و
قدردانی از تصمیم از طریق روش های بازخورد اطلاعات
نظریه تصمیم هم هنجاری و هم تشریحی است.این نظریه به عنوان یک فرایند توضیحی باید چگونگی اتخاذ تصمیمات را بررسی کندو به عنوان یک فرایند هنجاری تصمیماتی که باید اتخاذ شود را تعیین می کند.
اهمیت نظریه تصمیم به عنوان به عنوان ساختار مرکزی نظریه حسابدرای ، از اهداف FASB و کیفیت های اطلاعات حسابداری و گزارش کمیته ارتباط حقیقی که شدیدا از مفید بودن اطلاعات حسابداری در تصمیم گیری ها دفاع می کند معلوم می شود. اما پیش از آن در سال 1966، تشریح اساس نظریه حسابدرای توسط پیش بینی های AAA در مرود نقش اطلاعات حسابداری برای مفید بودن در اتخاذ این تصمیمات برای مدیران ، سرمایه گذاران و بستانکاران معلوم شد.
حسابداری با نظریه تصمیم ، نمی تواند به عنوان قانونی با هیچ تعامل عملی با عوامل عملی تجاری دیگر در نظر گرفته شود. در حقیقت، کارکردهای حسابداری با بررسی های مدیریتی ارتباط کامل دارند برای اینکه این مساله به عنوان یک سیستم اطلاعاتی، اطلاعات مهم و معنا داری در مورد شرکت هم در رابطه با استفاده مدیریت داخلی و گزارش کارکردخارجی ارائه می دهد.
2-نظریه مقیاس: رابطه روشنی بین نظریه تصمیم و مقیاس وجود دارد. هدف این ارتباط، تعمیم بررسی ها از طریق نویسندگان بزرگ مثل چمبیرز، جیری و ماتاسیچ است. همچنین ، حسابدرای به عنوان مقیاس اندازه گیری که با " قانون کمی و طرح ریزی چرخه درآمد و توده ثروت " با وقایع صریح پولی ارتباط دارد تعریف شده است.
بنابراین گرچه واژه مقیاس معمولا برای ارزیابی اعدادرویداد ها و یا موارد طبق قواعد و در ارتباط با مقیاس حسابداری، مقیاس هایس مالی برای رویدادهای اقتصادی اعمال می کند که ما آن را ارزیابی حیابداری می نامیم.
ویژگی نظریه مقیاس، هنجاری است. بنابراین حسابداری به عنوان قانونیی برای اندازه گیری، نیازمند شرایط خاصی مثل موارد زیر است:
رویدادها و مواردی که باید اندازه گیری شود:این مساله از اهمیت حیاتی برخوردار است چرا که " رابطه شناخته شده بین نظریه حسابداری و مقیاس تحقیق روشن در مورد اهداف حسابداری را ممکن میک ند." این نشان می دهد که شناسایی صحیح حسابداری، تشریح روشن و دقیق هدف، روند، محدودیت ها و مبنای نظری حسابداری را ممکن میک ند.
مقیاس یا محدوده ای که باید مودرد استفاده قرار گیرد: یکی از موارد اساسی نظریه مقیاس با توجه به اختصاص اعداد به وقایع یا اهداف خاص ، این است که آنها باید به یک سیستم عددی ارتباطی خاص ارتباط داشته باشند. برای مثال اگر ما از 3 فوت برای نشان دادن طول یک مورد استفاده کنیم، باید از همان مقیاس برای موارد دیگر استفاده کنیم تا بتوانیم از آن در جمع و تفریق بهره ببریم.
3-نظریه اطلاعات: ماهیت غالب حسابداری بر سیستم انتقال اطلاعات مبتنی است. به طور دقیق تر، حسابداری، اجرای نظریه عمومی اطلاعات در مورد اعمال موثر اقتصادی است. اهمیت نظریه اطلاعات در مورد حسابداری براین حقیقت استوار است که این روش قسمتی از فرایند تصمیم گیری که از بی ثباتی می کاهد و بنابراین روشی برای اصلاح کیفیت تصمیم ارائه می کند. به طور خاص نظریه اطلاعات می تواند در حل مسایل مهمی مثل موارد زیربه حسابداری کمک کند: اطلاعات چیست؟ ارتباط بین اطلاعات و داده ها چیست؟ اطلاعات حسابداری چه باید باشد و سیستمی که اطلاعات از طریق ان منتقل می شود باید چگونه باشد؟
با این حال اصطلاح اطلاعات، از نظر مفهوم فرعی روان شناسی و یا نگرش فردی که در این اصطلاح اعمال می شود، آسان نیست. اما در حسابداری به عنوان یک روش اندازه گیری همانند یک سیستم انتقال اطلاعات، ما می توانیم اطلاعات را به عنوان داده ای که بر دانش دریافت کننده می افزاید، از عدم ثبات می کاهد، و پیامی را برای تاثیر بر رفتار کاربر در فرایند تصمیم گیری وی مخابره می کند، تعریف می کنیم. به طور خلاصه، وقتی که دریافت کننده اطلاعات نسبت به آن عکس العمل نشان می دهد، گفته می شود که او حامل اطلاعات است. بنابراین، داده ، جدای از اطلاعات است. با این حال، حسابداری به بدفورد داده ها، فقط وقتی تبدیل به اطلاعات حسابداری می شود که اندازه گیری شود و محدود به معیارهای ارتباط داشتن، اثباتپذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش باشد. ممکن است اصطلاحات ارتباط داشتن، اثبات پذیری، رهایی از تعصب و قابل تعیین و سنجش بودن به عنوان خواصی که برای اطلاعات حسابداری محدودیت های درونی ایجاد میکنند بشناسیم. اطلاعات در این نظریه، به عنوان منبع و مجموعه ای برای فراوری و انتقال موارد باارزش شناخته می شوند. با افزایش میزان اطلاعات این روند تسریع می شود. بنابراین هماهنگ کردن روند تولید اطلاعات با موارد اقتصادی مرتبط ( یعنی هزینه ها) با آن بسیار مهم است. فقط این معیار می تواند به ما در بررسی سطح بصری منبع اطلاعاتی از طریق اندازه گیری هزینه های منبع اطلاعاتی در ارتباط با منافع ان برای کاربران مفید باشد.
روش های شکل گیری نظریه حسابداری: ریچارد متیسیچ در مقدمه فصل فصل اول شاهکار خود " حسابداری و روش های بررسی" این نظریه را ارائه می دهد" حسابداری مدرن روشی برای تفکر است، مظهر تفکر و ارزیابی ما، و ابزاری است که برای هدایت بحث های اقتصادی ما وجود دارد.ان روش در طول صد ساله اخیر به بیشترین حد ممکن گسترده شده است و رشد تکنیکی آن و همچنین رشد هوشی آن قابل توقف نیست.
چنین رشد هوشی حسابداری در روش های مختلفی که تلاش می کنند قوانین تئوری را در قوانین عملی بکنجانند، کاملا اشکار است. اکثریت این روش ها، که از نظریه های بی اهمیت گرفته تا بسیار پیچیده را دربرمی گیرد، به روش های سنتی معروفند که شامل موارد زیر هستند:
روش غیر نظری ( غیررسمی) :
1-عملی
2-غیر استبدادی
روش نظری ( رسمی)
1-قیاسی
2-استقرایی یا قیاسی
3-اخلاقی
4-جامعه شناسی
5-ریاضی (بدیهی)
6-اقتصادی
روش انتخابی یا ترکیبی و روش های جدید شامل:
1-روش وقایع
2-روش رفتاری ،و
3-روش پیش بینی
روش عملی: روش عملی که روش پراگماتیک هم نامیده می شود اما این روش به طور کامل از روش های عملی مکتب پراگماتیک منطقی بهره نمی برد. اما از آنجاییکه این روش باعث می شود که این نظریه بتواند براساس ذرک ارتباط بین وقایع تجاری، محدودیت سیستم اندازه گیری و نیازهای کاربران سیستم اطلاعات، از ابزار عملی بهره ببرد ، بخش مهمی از این نظریه را تشکیل می دهد.
روش عملی اساسا یک روش برای حل مسائل است. در اصل این روش، همانطور که از بیشتر اصول حسابداری می توان فهمید، هدف محور است، برای اینکه همواره به دنبال یافتن روشی عملی برای حل مسایل است.
روش متمرکز: به علت روش شناسی تئوریک و اصلی این روش که بر اساس ابزار عملی تحت لوای بدنه قوانین مقبول است، این روش را برخی با روش عملی یکی پنداشته اند. نقش روش متمرکز، تبعیض قائل شدن بین نظریه های شناخته شده اما متناقض است، ( که در زمان خاص در مرحله اطلاعات آورده شده است). روشی که در شرایط کنونی مناسب به نظر می رسد باید برای استفاده از عاملین این روش کارآمد باشد. نمونه ای که روش متمرکز را به خوبی تمثیل میک ند ars شماره 72 است ( ابداع اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری های تجاری) در AICPA که بیش از تالیف اصول حسابداری جدید در زمینه حسابداری در ایالات متحده آمریکا، به بررسی اصول جدید می پردازد.
روش قیاسی: روش قیاسی به علت فرضیه مبنایی ان که می گوید " حسابداری چیزی است که حسابدار انجام می دهد بنابراین حسابداری می تواند از لابلای اعمال حسابدار به ظهور برسد" پایین ترین نظریه به لحاظ ماهوی است. این نظریه به مشاهدات به دست آمده متکی است تا بتواند نتیجه گیری کند. در اینجا برخلاف روش قیاسی روش ما " آغاز از یک مساله خاص و عمومی کردن آن است." به عبارت دیگر برخی مشاهدات خاص در مورد معاملات اقتصادی به دست خواهد امد. به عبارت دیگر اگر رفتاری به طور مکرر در معاملات انجام شود، عمومی سازی و اصول ممکن است به وجود آیند (شکل زیر را ببینید).
مسائل مسائل
قیاس
فرایندها
عمومی سازی
اصول
عکس 3، روش قیاسی برای شکل گیری اصول
روش قیاسی دارای سیر قهقرایی است یعنی اینکه برای اینکه در مورد مسائل روز به راه حلی برسد در مورد مسائل گذشته مطالعه می کند. در این معنا، این یک روش پراگماتیک یا عملی است، همچنانکه بسیاری از اصول حسابداری که امروزه در عموم پذیرفته شده اند همچنین هستند. آنها از محیط ، اهداف و اصول اساسی حسابداری اقتصادی نشات گرفته نشده اند، با این حال روش قیاسی ، ابزاری و ضروری است. اما مشکل این روش این است که ممکن است هر راه حلی که برای مسایل کنونی پیدا می شود ممکن است در گذشته وجود نداشته باشد. علاوه بر این محیط حسابداری که اعمال پیشین بر اساس ان بنا شده اند، ممکن است به علت تغییر عوامل اجتماعی- اقتصادی تغییر کند. در این صورت استفاده از این نظریه به نحو قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
روش استقرایی یا قیاسی: روش استقرایی برای توسعه نظریه حسابداری با ایجاد هدف حسابداری شروع می شود. طبق این روش عملیات و تکنیک های حسابداری، به هدف حسابداری که از محیط حسابداری نشات گرفته اند، متصل هستند .بعد از ایجاداهداف، فرضیه ها، تعاریف و غیره خاص ( برای مثال مفاهیم و اصول موضوعی) باید تشریح شوند. ارائه روش ها و اصول خاص حسابداری، آخرین پله روش استقرایی خواهد بود به صورتی که در شکل زیر می بینیم
تقاضا
اصول
معیارها
عملیات
عملیات سازه ها
فرایندها قواعد
روش ها جهات
اجتماع
عکس 3-3 روش استقرایی برای شکل گیری نظریه حسابداری
همانطور که در عکس مشاهده می کنیم، در یک نظریه که از روش استقرایی حاصل شده است، فرایندها و تکنیک های حسابداری به صورتی به اصول، تقاضاها و اهداف مرتبط هستند که اگر انها صحیح باشند روش ها و تکنیک ها نیز باید صحت داشته باشند.
بنابراین اعتبار روش استقرایی، به شناسایی صحیح اهداف حسابداری در ارتباط با محیط حسابداری ارتباط دارد. به عبارت دیگر، اگر تعاریف و تکنیک ها اشتباه باشند به همان میزان نتایج به دست امده نیز اشتباه خواهند بود. شناخته شده ترین نونه های نظریه حسابداری استقرایی، تحقیق موریس مونیتز (مبنای تحقیق حسابداری) و رابرت اسپرس و موریس مونیتز ( مجموعه تجربی اصول عمومی حسابداری برای سرمایه گذاری تجاری) هستند. نویسندگان دیگری که از روش شناسی استقرایی بهره برده اند شامل کانینگ، سونی، امف سی ، نییل، الکساندر، ادوارد و بل هستند.
روش اخلاقی: روش اخلاقی یک اساس ثابت برای حسابداری ایجاد نمی کند اما نشان دهنده تغییرات پارادیگماتیک در اهداف حسابداری است که در اییالات متحده آمریکا و هر جای دیگر دنیا در حال رخ دادن است. در طول دوره پس از جنگ جهانی دوم، فرسایش ارزش ها ی اخلاقی لزوم توجه به روش اخلاقی در اصول حسابداری را ایجاد کرد. در، ار، اسکات؛ اس سی یو جی دبیلیو، پاتیلو ، اف، جی ، ایمکی و دیگران ارزشهای اخلاقی را به عنوان اساس تئوری حسابداری می دانستند و معتقد بودند که عدالت، انصاف، و صداقت پارامترهای گزارش حسابداری هستند. ایمیک اظهار داشت که :"حسابداری حضور دارد تا جامعه را از طریق ضبط و تفسیر و در غیر این صورت استفاده موثر از داده های مالی و اقتصادی، حفظ کند." بنابراین با توجه به نظر او، حسابداری باید بر اساس سه معیار زیر باشد:
عملیات حسابداری باید برای تمام موارد به طور یکسان وقت صرف کند
اطلاعات حسابداری باید صادقانه باشند
حسابداری باید منعکس کننده گزارش بی طرف و غیر متعصبانه واقعیت های اقتصای باشد.
روش جامعه شناسی: مرکز جاذبه روش جامعه شناسی برای نظریه حسابداری، در این نظر نهفته است که " حسابداری مسئولیت ارتقاء نقطه نظرات داخلی شرکت خصوصی و ارائه اطلاعاتی که نقش شرکت خصوصی را در جانعه به تصویر می کشدبه عهده دارد. " مبنای این نظریه با این استدلال تقویت شده است که تجارت یکی از زیر سیستم های جامعه وسیع تری می باشد، نهایت قابلیت استفاده از حسابداری به نحوه خدمت گذاری مطلوب آن به جامعه و نحوه ارائه خدمات آن به افراد جامعه بستگی دارد.
بنابراین روش جامعه شناسی نسبت به ایجاد نظریه حسابداری نیازمند ارزیابی تکنیک ها و سیاست های حسابداری برای بررسی تاثیر انها برای جامعه است.ابعاد پیشنهادی ان شامل ابداع ارزش اجتماعی، و ارزیابی منافع جامعه است که از فعالیت های شرکت های خصوصی ، گزارش داده های اجتماع محور برای بررسی نقش نسبی شرکت در جامعه نشات می گیرد. به طور خلاصه طبق این روش، تکنیک های حسابداری باید در جهت توسعه اطلاعات برای تصمیماتی که استفاده موثر از منابع، حفاظت از محیط و کاربرد مساوی دست آوردهای تجاری به عنوان یک روش موثر برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی به کار رود.
باور عمومی بر این است که روش جامعه شناسی برای شکل گیری نظریه حسابداری ، پیش اهنگ ارزیابی اجتماعی یا اجتماعی- اقتصادی است، که یک قاعده فرعی حسابداری مهم است که در دهه 1960 ظهور کرد. هدف اصلی حسابداری اجتماعی- اقتصادی، ارزیابی تاثیر فعالیت های اقتصادی شرکت های خصوصی در کل جامعه با ایجاد مقیاس هایی برای اندازه گیری، ابداع و افشاء هزینه های نهایی اجتماعی است که در لیست سنتی فعالیت های حسابداری ضمیمه نشده است. از آنجایی که روش های حسابداری سنتی برای روش اجتماعی – اقتصادی حسابداری ناکافی هستندف روش های نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید ابداع می شوند. پیشنهاد شده است برای اینکه حسابداریبتواند مسایل جدید را حل کند دارای تکنیک های قابل انعطافی باشد و اینکه باید شامل مقیاس های غیر پولی باشد که در حال حاضر در چهارچوب حسابداری سنتی قرار نمی گیرد.
روشریاضی ( بدیهی) : روش ریاضی برای شکل گیری نظریه حسابداری، شکل گیری بدیهی مفاهیم ان را برای کسب ساختار منطقی حسابداری، به حداکثر می رساند. در این روش سمبل های ریاضی ، برای عقاید و مفاهیم خاص داده می شوند. چهار چوب ، به شکل مدلهای ریاضی که از ماتریکس جبری در یک منطق سمبولیک استفاده می کند، ارائه می شود" به این شکل که بخش منطقی نظریه می تواند به طور جداگانه از بخش اصلی نظریه به طور خلاصه دراورده شده و بررسی شود. به عبارت دیگر روش ریاضی یا بدیهی، روش تغییر یافته روش استقرایی است که تکنیک هایی رابرای خلاصه کردن پیشنهادات اساسی حسابداری در یک زبان خلاصه شده ارائه می دهد ( عبارات، مفاهیم و پدیده های قابل مشاهده) که می توادن در عملیات ریاضی ضمیمه شود و به طور مستقل به کار رود.
نمونه کاربرد این روش بدیهی، در تحقیقات ماتیسیچ، چمبیرز، و تا حدی در تحقیق ایجیری یافت می شود.
روش اقتصادی: از آنجایی که روش اخلاقی بر مفهوم عدالت و روش جامعه شناسی بر مفهوم رفاه اجتماعی تمرکز می کند، در شکل گیری نظریه حسابداری، روش اقتصادی، بر رفاه اقتصادی طرفین زیان دیده که از تکنیک های پیشنهادی اقتصادی ناشی می شوند ، تمرکز می کند. با این حال این بررسی ها، توجه کمی به شکل گیری نظریه حسابداری طبق روش های سنتی که بالا اشاره شد معطوف می کنند. در حقیقت تکنیک های حسابدرای در کشورهای مختلف در موردتاثیرات اقتصادی بی طرف باقی مانده است، گرچه ر سوئد تلاش بر این است که بین روش های حسابداری و دیگر اهداف اقتصاد خرد توازن برقرار شود.
با این حال از دهه 1970، توجه فزاینده ای به بررسی های اقتصادی در حین شکل گیری معیارهای حسابداری مبذول شده است.
راپاپورت، بوکلی ، هورگرن و FASB ، با پیشنهاد کردن معیارهای حسابداری مالی، در مورد تاثیرات اجتماعی واقتصادی مطالعه کردند . به نظر می رسد که انتخاب یک تکنیک خاص حسا بداری، نمی تواند بی طرف باشد، اما باید واقعیت اقتصادی و نتایج اقتصادی تکنیک پیشنهادی حسابداری را هم بررسی کند.
درحقیقت نتایج حسابداری، یک مطالعه فراگیر است که به علت اهمیت تکنیک های حسابداری بدون مراجعه به یک روش خاص حسابداری پیشنهاد شده است. برای مثال استفاده گسترده از روش lifo از ارزشیابی ابتداعی توسط شرکت های آمریکایی در سالهای دهه 1940 ، از هیچ تحقیق نظری منتج نشد بلکه به عنوان راهنمایی بود که در نتیجه اثرات مختلف اقتصادی روش FIFO در دست آوردهای مالی شرکت در شرایط اولیه تورم به دست آمد.
با این حال یک روش رسمی حسابداری؛ استدلال های اصلی نظری را برای اصلاحات خاص حسابداری بای حسابداری تورم و کاهش هزینه های جایگزینی که در طول سالهای0 197 پیشنهاد شدا رائه کرد.
روش انتخابی یا ترکیبی: از آنجاییکه هدف در روش خالص استقرایی ارائه توضیح پایه ای نظریه حسابداری بر اساس مجموعه ترکیبی، اصول فرضی، مفهومی و عملی برای ایجاد یک چهارچوب کلی به عنوان تحقیقات عملی و تئوری حسابداری است ، روش استقرایی با ابزار عملی خود براساس روابط قابل مشاهده در بین روابط جداشده اقتصادی به عنوان مبنای اساس نظریه معرفی شده است. هردو این روش ها دارای مزایا و مضراتی هستند. بنابراین آر، کی استوریف یک روش عملی برای شکل گیری نظریه حسابداری بسیاری از مسایل حسابداری را حل کرده است. از سوی دیگر، استفاده گسترده از روش مفهومی به همان اندازه موثر بوده است. علاوه بر این این روش از نقطه نظر ثبات داخلی بسیار بهتر از روش عملی است و احتمالا هیچ تاثیر خوب یا بدی در نظریه حسابدرای نداشته است. از نظریه استوری استفاده می شود که روش انتخابی برای شکل گیری نظریه حسابداری مفید است. نظریه اتنقالی هیچ ارتباطی با زوش های دیگر ندارد، بلکه نتیجه تلاشهای فوق العاده زیاد افراد، متخصصین، و عوامل دیگر( AICPA, AAA و بنگاه های مشابه ان) برای ازبین بردن نقص های روش های دیگر ایجاد شده است. چنین روشی علی الخصوص در غیاب یک نظریه جهانی حسابداری مفید است.
روش وقایع: روش وقایع برای شکل گیری نظریه حسابدرای نخست توسط جورج استورتر به عنوان جایگزینی برای روش ارزش گذاری حسابداری که توسط اکثریت اعضاء کمیته AAA تایید شده بود که ان را به عنوان " تشریح پایه تئوری حسابداری" در سال 1966 نامیده بودند، پیشنهاد شد.
استدلال اصلی که برای حمایت از روش وقایع استفاده شده است این است که به علت استفاده گسترده و کاربران علاقمند به استفاده از نظریه حسابداری، حسابداران نباید نظریه های حسابداری را مستقیما در گروه های انتخابی به کار برند. اطلاعات حسابدرای بر مبنای روش ارزش گذاری، می تواند نقش بسیار کمی در درک ابزار کاربری داشته باشد، چرا که هدف کاربر ترکیبی از ارزش های اجتماعی و فردی است که قابلیت شناسایی در اظهارات مالی را ندارد.
بنابراین محتوای این روش می گوید که رویدادی که به عنوان واقه دقیق،پدیده یا معامله تعریف شده است، تفسیر معنایی بهتری نسبت به مقیاس ارزشی دارد، و نیاز انواع مختلف کاربران به اطلاعات می تواند با ارائه اطلاعات در مورد وقایع بدون نیاز به ترکیب ارزش های عمومی ( یعنی ارزش) به اطلاعاتی که در مورد این واقعه جمع آوری شده است، برآورده شود.
عمل حمع آوری و ضمیمه کردن ارزشی برای وقایع برای کاربران با توجه به عملیات انجامی آنها کاربرد بهتری دارد.
با توجه به این استدلال روش وقایع پیشنهاد می کند که داده های حسابداری را با توجه به توضیحات مالی تعمیم دهیم.
با این حال محدودیت روش واقعه موارد زیر هستند:
این روش فرض میک ند که کاربران به حد نیاز قانع شده اند و اطلاعات کافی برای طبقه بندی داده های ترکیبی حسابداری را برای استفاده شخصی دارند.
روش وقایع به طور صریح نمی گوید که داده ها باید برای تشریح موارد مالی انتخاب شوند.
اطلاعات کاملی که یک فرد در طول زمان می تواند به دست آورد محدود است، ممکن است تعمیم اطلاعات باعث ایجاد بار اضافی برای کاربر شود.
روش رفتاری: اگر بخواهیم در نتیجه استنباط از اطلاعات نظریه، هدف حسابداری را به عنوان محصولی که اطلاعات را با یک پروسه خاص به کاربر می رساند تعریف کنیم، باید عکس العمل اقتصادی و روان شناسی کاربر را درقبال اطلاعات حسابداری که در شرایط یا تحت ترکیبات خاص ارائه می شود را نیز برسی کنیم. این وابستگی روان شناسی اطلاعات حسابداری، که در روش های سنتی محلی از اعراب ندارد، در مورد اطلاعات نظریه روان شناسی به عنوان روش رفتاری شناخته شده است. روش رفتاری، با شواهد مستقیمی از عکس العمل کاربر در رابطه با گزارشات حسابداری به عنوان مبنای تشکیل دستوری جنبه های رفتاری مسائل و تکنیک های خاص حسابداری مثل 1- کفایت گزارش 2- مفید بودن اظهارات مالی 3- نگرش ها در رابطه با مجموعه گزارشات حسابداری 4- داوری های موردی 5- اثرات تصمیم مبنای ارزش گذاری جایگزین های حسابداری می باشد. اساسا روش رفتاری توصیفی است تا هنجاری، و کاربرد معمولی تغییرات رفتاری کاربر را در نظر نمی گیرد. و فقط رفتار کاربر را توصیف می کند.
روش رفتاری در حسابداری تقریبا یک روش جدیدی است و در حال سپری کردن دوران نوزادی خود است، اما برخی از تحقیقات اصلی و مهم در این رابطه ( ماننده تحقیقات دوک من، گیبینز، سورینگا و هورن گرین) که رفتار کاربر را وقتی که روشهای جایگزینی برای حسابداری برای او ارائه می شود، به طور سیستماتیک مورد مطالعه قرار دادند ، به طور دقیقی تاثیرات اطلاعات جدید کاربر را در مورد ارائه جایگزین های جدید مورد بررسی قرار داده اند.
روش پیش بینی: مقیای های حسابداری طبق روش های سنتی حسابدرای، معمولا برای روش های غیرپیش بینی به کار می روند، برای مثال قابلیت محاسبه و گزارش مباشرت. با این حال در روش پیش بینی، مقیاس های حسابداری فقط به عنوان یک عمل پست مدرن به حساب نمی ایند. در حقیقت اطلاعات حسابداری، در تصمیم گیری به کونه ای تنظیم شده است که می تواند وقایع یا موارد آینده را پیش بینی کند. توانایی پیش بینی اطلاعات حسابداری، توسط SFAC شماره 2 FASB به عنوان یک معیار صریح کیفی اطلاعات حسابداری به کار می رود. اما بسیار پیش از ان در سال 1968، بیور، کینیلیس و ووس، استفاده از روش پیش بینی را در ارتباط با مسائل سخت ارزیابی مقیاس های سخت حسابداری پیشنهاد کرده اند. بر طبق نظر آنها، وقتی که با انتخاب بین جایگزین های مقیاسی روبرو می شویم، "مقیاسی که بیشترین قدرت پیش بینی را دارد برای اهداف خاص بهترین روش است." روش پیش بینی مستقیما بهتوانایی پیش بینی داده های مالی ارتباط دارد و هدف آن ارائه اطلاعات مفید برای ایجاد ارتباط بین داده های مالی تجمیعی با عمل تصمیمی گیری است.
ارتباز بین نظریه حسابداری و عملیات حسابداری: نظریه حسابداری و عملیات حسابدرای از اول موارد تعمیم یافته ای نیستند، بلکه انها متعلق به وقایع معاملاتی دنیای واقعی یکسان هستند. بنابراین نتایجی که از نظریه حسابداری به دست می اید، باید با نتایجی که از مطالعات حسابداریبه دست می اید یکسان باشد. نظریه برای توسعه معنادار حسابداری اهمیت دارد برای اینکه عملیات باید بر مبنای منطق باشد. از سوی دیگر، حسابداری یک ابزار کاربردی برای حل مسایل اقتصادی است که هرروز رخ می دهد. برای همین یک نظریه اگر در طول زمان مسایل اقتصادی را به نحو احسن حل کند گفته می شود که یک نظریه خوب است.
همچنین یک عمل خوب، باید همواره بر طبق نظریه باشد، و همزمان ، نظریه باید بر معنای باورهای عمومی بوده و به دنیای واقعی و کنونی تجاری مرتبطباشد. در این معنا، باید تئوری و عمل نسبت به هم به مثابه یک آزمایش و تعادل عمل کنند.
اما متاسفانه عملیات کنونی حسابداری، بر مبنای این چنین شرایط ایده آلی نیستند. پیش از این دیدیم که نظریه حسابداری و عملیات حسابداری بر اساس روش شناسی متفاوتی بنا شده اند. نظریه حسابداری بر مبنای روش استقرای منطقی استوار است، عملیات حسابداری بر مبنای روش دلیل قیاسی بنا شده است که شامل انجام مشاهدات و نتیجه گیری ازطریق مشاهدات محدود است. این روش به رفتار حسابدار بیش از روش معاملات دنیای واقعی تاکید می کند. از آنجاییکه عملیات حسابداریبا روش عملی معروف می شود، این مساله نمی تواند از تعصب عملی حسابداران جدا فرض شود. از سوی دیگر یک نظریه خوب، سعی خواهد کرد که این تعصبات را ازبین ببرد. همچنین ثبات عامل دیگری است که عملیات حسابداری را از نظریه حسابداری متمایز میک ند. ثبات به عنوان آماری برای خوب بودن یک نظریه است و همچنین توسط عملیات عمومی حسابداری نیز پذیرفته شده هستند. نظریه ثبات در تحقیق کانیگ نیز آمده است که بیان می کند:" حسابداران فاقد یک سیستم کامل و فلسفی فکری در مورد درآمد هستند ، حتی شواهدی که ثابت کند انها برای وجود چنین سیستمی هم احساس نیاز کرده اند وجود ندارد. حتی اقدامات آنها نیز به قدری ناقص است که اصلا فردی نمی تواند به این نتیجه برسد که آنها برای انجام چنین کاری شروع به اقدام کرده اند."
نمونه هایی از ثبات در عملیات حسابداری: نمنه کلاسیک عملیات حسابداری بی ثبات، در ارزش گذاری سرمایه گذاران دیده می شود. اصول حسابداری که در عموم مورد قبول هستند، از جمله ارزش گذاری ابتداعی از نظر هزینه و قیمت بازاری بسیار کم است گرچه توجیهات نظری کمی در این مورد وجود دارد (از نقطه نظر هدف). عملیات از نطقه نظر حسابداران به امید ایجاد یک قسمتی برای طلبکاران به عنوان ابداع یک وضعیت تشریح که نشان دهنده تورم ارزش اموال است عمیقا در عملیات حسابداری رسوخ کرده است. نه تنها این مورد بلکه معنای هزینه دلالت های ضمنی متفاوتی مثل LIFO , FIFO دارد. در نتیجه حسابداران مختلفی ممکن است روش های مختلفی را برای اثبات درآمدهای مختلف و اعداد ابتداعی به کار ببرند. روش های دیگر غیرثابت حسابداری، روش های مختلف کاهش، اطلاع از چگونگی پیشرفت و تدقیق می باشند.
اسپیلر با عقیده اشاعه این اعمال می گوید: این اعمال منطقی نیستند، حتی به لحاظ داخلی هم ثبات ندارند. بنابراین دستوراتی که در حین عملیات حسابداری به دست می آیند معمولا برای تمام اعمال حسابداری قابل اعامل نیستند.لذا اسپیلر این نوع روش ایجاد را یک ایجاد ضعیف می داند که مبنا یا دلیل تمایزی برای ان قابل تصور نیست."
تغییر نظریه حسابداری: prof. G.D roy به این نتیجه رسید که آخرین قسمت های نظریه های حسابداری که مهمترین قسمت های آنها هستند گفته نشده اند. ما در مرود فیزیک، شیمی و علوم پزشکی نیز نتیجه ها را نشنیده ایم. در تمام بخش های علمی پیشرفت های مداومی صورت می گیرد. گرچه ریشه حسابداری هنر عاملان آن است اما هرچه که باشد کمی از عوامل علمی رادر خود دارد. اما ایا تمام علوم دیگر نیز در آغاز مثل یک کودک نوپا نبودند؟ آیا علم شیمی هم در آغاز صرفا مجموعه ای از خسیال پردازی های کیمیاگری نبود و یا بیولوژی مجموعه ای از اطلاعات غلط نبود؟ اما امروزه دیگر کسی انها را به عنوان علوم بی معنی نمی شناسد. همین هم در مورد حسابداری گفته می شود. محدوده و روش های حسابداری هم تغییر می کنندو می تواند به حدی تغییر کند تا در اینده تعمیم یابد. این تغییرات توسط متخصصانی مثل گیدلار، بدفورد و آندر داون انجام شده اند. گیدلارو بدفورد د در قسمت مقدمه کتاب خود، ذکر کرده اند که " حسابداری در دوره ای است که سریعا منتقل می شود، محیط ان در طول این دو دهه اخیر تغییرات زیادی کرده است، و تغییرات ان سریعا خود را برای آینده آماده می کنند."
راز این تغییرات سریع این است که متخصصین این رشته آرزو دارند که هر چه زودتر رشته تخصصی خود را در بین رشته های پر اب و رنگ علمی جای دهند که نه تنها موارد و مسایل خاص اقتصادی را دربرمی گیرد بلکه رفتار اجتماعی گروه های بشری را در رابطه با این تغییرات را هم پوشش دهد. این روش ترکیبی حسابداری نمی تواند تغییرات بزرگی را که در تکنیک های اندازه گیری حسابدرای در حال رخ دادن است ، علم رفتاری و پیشرفت های تکنولوژی کامپیوتری را نادیده بگیرد .ذکر این نکته لازم است که حسابدرای پیش ازاین نیز برای محاسبه برخی موارد مثل شبیه سازی کامپیوتری، بررسی های اماری، و دیگر روش های اندازه گیری که اساسا متعلق به این رشته نبودند به کار رفته است.
گسترش قوانین اقتصادی هم تا حد زیادی بر حسابداری تاثیر داشته است. با تعریف مفهوم بیگانگی در ادبیات اقتصادی، توسط پروف ، ای ، سی، ، پی گو در سال 1960، حسابداران بیشتر مشتاق شدند که این مفهوم را در قوانین خود به عنوا ن بعد جدیدی از حسابداری اجتماعی- اقتصادی بگنجانند یعنی، شناسایی و اندازه گیری موارد غیراقتصادی خارجی، یا هزینه های اجتماعی، و مفاهیمی که در رابطه با حسابداری ایجاد می شود. احتمال می رود که در اینده حسابداری بخش اعظمی از هزینه های اجتماعی را برای به حداکثر رساندن رفاه اجتماعی، محاسبه کند که پیگو معتقد بود این راه حل برای حل تعارض بین تولیدات خصوصی و عمومی بسیار مفید است. دست آوردها بیان می کنند که در آینده حسابداری شکل علمی تری به خود خواهد گرفت. حتی ممکن است حسابداری با قواعد دیگری برایایجاد قواعد علم جدیدی ظهور کند.
چرخه تغییراتی که در افق حسابدرای ایجاد می شود، بدون شک ساختار جدیدی برای علم حسابداری در آینده ایجاد خواهد کرد. ماهیت پویای نظریه حسابداری در اینده شامل محدوده وسیع تری برای حسابداری برای اندازه گیری و انتقال اطلاعات گذشته، حال و عملیات پیش بینی در مورد تمام انواع به منظور اصلاح متدهای کنترل و تصمیمی گیری در تمام مراحل، به دست خواهد داد.
مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری: مزایا و محدودیت های نظریه حسابداری به بهترین نحو توسط مونتیز که می گوید نظریه حسابداری " حسابداری نمی تواند بیش از علم فیزیک که پلی برای مسایل می سازد نمی تواند مسایل را حل کند اما می تواند برای مسایل چهارچوبی ارائه دهد" تبیین شده است.
همچنینی ممکن است مشاهده کنیم که قسمت اعظمی از عملیات حسابداری به داوری در ارتباط با شرایط خاص مربوط است. بنابراین نظریه ای که از پیش اهداف یا موارد را تعیین می کند ممکن است ازمحدودیت هایی که در نتیجه تغییرات تجاری به دست می آید رنج ببرد.
اما به نظر می رسد دلایل بر له و علیه این نظریه وجود داشته باشد. با این حال ممکن است یکی از خطرات ساده سازی بیش از حد این باشد که نظریه مبنای عملیات را تشکیل می دهد ، نظریه ها برای تشریح و معنا دادن به اعمال ایجاد می شوند. عمل بدون مبنای نظری مانند خانه ای است که بر روی شن ساخته شود. اگر ما حسابدرای را بدون مبنایی بیش از فرضیه های دلخواهی داشته باشیم در این صورت چه کسی می خواهد جرات کند و به آن تکیه کند.
در زیر برخی از مزایای معروف این نظریه را آورده ایم"
1-شناسایی محدوده مساله: تئوری حسابداری، محدوده مساله را از طریق شناسایی روشن وقایعی که باید بررسی شود محدود می کند. این به انتخاب جنبه های مرتبط پدیده کمک می کند