خانم آذر ناظمی حکومت و خلاقیت در فرایند بازسازی شهری
حکومت و خلاقیت در فرایند بازسازی شهری
چکیده،حکومت در میان سیاستگذاران به یک موضوع اصلی تبدیل شده است. در مورد این عقیده که روش سیاستگذاری از مدل سنتی خود به صورت از بالا به پایین به سیستمی که بر تعامل با شهروندان در یک منطقه متمرکزاست اجماع کلی وجود دارد. اشکال جدید حکومت با هدف رقابت شهری به طور فزاینده ای به یک همکاری عمودی (بین سطوح بالا و پایین تر از اشکال دولت و همکاری بین اشخاص و شرکت ها در طول زنجیره تولید) و افقی (بین شرکت های مختلف و یا شهرداری ها یا نهادهای دولتی و خصوصی) تبدیل می شود(OEDC2005). بر اساس یک مطالعه تحقیقی، این مقاله به دنبال کمک به پاسخ دادن به سوال پژوهشی زیر است: نقش دولت در توسعه فرایندهای بازسازی شهری چیست؟ نقش دولت در توسعه فرایندهای خلاق بازسازی شهری چیست؟ و دولت در حمایت از روشهای بازسازی شهری مبتنی بر خلاقیت و صنایع خلاق چه قابلیت هایی دارد؟
واژه های کلیدی: حاکمیت سرزمینی، خلاقیت، بازسازی شهری
1-مقدمه: امروزه بازسازی و تجدید حیات مراکز تاریخی درون شهری ، همچنین مسائل مربوط به پایداری انرژی و نیاز به کاهش تولید گازهای گلخانه ای آلاینده، مهمترین چالش هایی است که برنامه ریزی شهری با آن دست در گریبان است. در پرتغال، شرایط رو به رشدی در مورد مسامحه و تخریب بسیاری از ساختمان ها در مراکز تاریخی شهرهادر حال انجام است اما در اروپا بسیاری از مراکز شهری شهرهای اروپا، شهرهای تاریخی بسیار قدیمی هستند.
به نظر می رسد امر.زه شهرها دوباره ارزش اقتصادی صنایع و فرهنگ خلاق را دوباره کشف می کنند. بسیاری از آنها به عنوان ابزاری برای تجدید حیات اقتصادی مناطق حساس به خصوص و بازسازی میراث معماری شروع به سرمایه گذاری دراین جنبه ها نموده اند.
صنایع عملی و فرهنگی - فعالیت های اقتصادی مرتبط با طراحی و مد یا تبلیغات - مانند هنرهای تجسمی و عتیقه جات، صنایع دستی و طلا و جواهر، فیلم، ویدئو و سمعی و بصری، نرم افزار، موسیقی در اجرای هنرهای نمایشی فعالیت های مطبوعاتی ، تلویزیون و رادیو؛ فعالیت هایی هستند که در داخل ساختمان ها و مناطق تاریخی بخصوص مناطق فاخر تاریخی به خوبی حیات خود را حفظ می کنند.
ارزش فرصت های مرتبط با ترویج چنین فعالیت هایی، در بازسازی شهری غیرقابل انکار، تقریبا غیر قابل مقاومت است و به همین دلیل است که تقریبا همه شهرها از این روش استفاده می کنند. شهرهایی که استفاده از این روش ها را پیش از دیگران شروع کرده اند معمولا سردمدار موفقیت در این زمینه هستند.
این مقاله درصدد تسهیم در بحث روزمره در مورد نقش حکومت و خلاقیت در فرآیندهای بازسازی شهری است.قصد ما پاسخ دادن به سوالات زیر از طریق یک تحقیق پژوهشی است: نقش دولت در توسعه فرایندهای بازسازی شهری چیست؟ نقش دولت در توسعه فرایندهای خلاق بازسازی شهری چیست؟ و دولت در حمایت از روشهای بازسازی شهری مبتنی بر خلاقیت و صنایع خلاق چه قابلیت هایی دارد؟
2-چهرچوب نظری
حکومت سرزمینی به طور گسترده ای در ادبیات عاصر بحث شده است. مثال آثار موجود در بین نمونه های دیگر در این رابطه عبارتند از؛ هیلی (1997)،بوگاسون(2000)، کاستلز (2000)، ون تاتین هوو و لروی (2000)، پیترز (2001)، لو گالس (2003)، برنر (2004)،گوالینی(2004)، پولیت و بوگارت(2004)؛سالیت(2006) و وویت و رینک(2006).
این
آثار و همچنین آثار دیگر نشان می دهد که اشکال جدید حکومت با هدف رقابت شهری به طور فزاینده ای در حال تبدیل به همکاری عمودی (بین سطوح بالا
و پایین دولت و
اشکال همکاری بین اشخاص و شرکت ها در فرایند زنجیره تولید)
و افقی(بین شرکت ها و یا شهرداری ها یا نهادهای مختلف
دولتی و خصوصی) است(OEDC2005).
در
بررسیهای شهری و منطقه ای، مفهوم حکومت به
عنوان مجموعه ای از روابط بالقوه وبالفعل موسسات و نهادهای عمومی،با یک قلمرو منطقه ای یا محلی خاص در نظر گرفته می
شود که تعیین کننده مدل جمعی عملکرد فرآیند و راه حل های توسعه آن است. حاکمیت قلمرو بر روی اجرا متمرکز است، در یک قلمرو خاص از فرایندها و مکانیزم های خاصی که
ممکن است ما آنها را توابع سنتی،انگیزش توسعه قلمرو،
توانایی های مختلف سازمانی و مدیریتی قلمرو
ناشی می شود. در این زمینه، روند همکاری
میان فعالان محیط سازمانی رابطه خاصی را فرض می کند. تاکید جدید بر روی مساله
همکاری شامل ایجاد
روابط سیاسی جدید برای توسعه استراژی و یکپارچه سازی فعالان جدید
در عملیات برنامه ریزی در یک محیط چند
حکومتی می شود به این معنی که نه تنها
نهادهای عمومی، بلکه ائتلاف منافع، از جمله سرمایه گذاران خصوصی، انجمن های تجاری، سرمایه داران؛وتشکل های داوطلبانه و
غیردولتی در این مساله سهیم هستند. در بسیاری از مناطق، افزایش تمرکز
بر روی پروژه
های بزرگ و
توسعه مناطق خاص
باعث انگیزش بخش سرمایه داری برای مشارکت در برنامه ریزی شده است(OECD2007,
108).امروزه جامعه مدنی و بخشهای مرتبط با آن شرکت در
فرآیندهای تصمیم گیری
جمعی دعوت شده و به شرکت دادن طرحهای خاص خود تشویق شده اند (OECD2001). در
مورد شهرهایی که مطالعه می کنیم مشاهده می کنیم که شهرهایی که تجربه برنامه ریزی
طولانی مدتی دارند مانند آمستردام و بارسلونا،یا طرح توسعه اقتصادی موفق و مداومی را در محل خود داشته اند مانند مونیخ و لیون،
شهرهایی هستند که حکونمت های نافذی داشته اند (کریسل2007،145).
در اروپا در دهه های اخیر سیاست های نوسازی شهری تحت تغییرات قابل توجهی بوده است. توسیکس(2010،1)؛ دوره های زیر را از هم متمایز کزد، 1-دهه1970 که نوسازی شهری با مداخلات گسترده فیزیکی به چالش کشیده شد.2-دهه1980 نوسازی نرم شهری که بر حفظ جمعیت اصلی در مکان تمرکز داشت.3-دهه1990 یکپارچه سازی نوسازی شهری و ترکیب آن با مداخلات فیزیکی، اقتصادی و اجتماعی و 4- دهه گذشته که بحث های داغی در رابطه با درک مشکلات مناطق محروم و روش های بالقوه رسیدگی به این مشکلات را ارائه کرد.
بحث دیگری که در طول چند سال گذشته در مورد تغییر تدریجی مورد توجه بود مورد تغییر تدریجی موضوع ابزار و اهداف سیاست های بازسازی شهری با تاکید بیشتر در مورد مسائل مربوط به فرایند مشارکت نرم افراد ذینفع شکل گیری مشارکت، توسعه رهبری، توسعه ظرفیت نهادی، دانش و یادگیری بود.
به
تازگی مساله پتانسیل عمل در صنایع خلاق در مورد فرایند بازسازی شهری از درجه اول
اهمیت برخوردار است. این تغییر در درک فرایند نوسازی شهری همراه با رشد اهمیت
مفاهیمی مثل حکومت قلمروی، تراکم ارتباطی موسسات، خلاقیت،سرمایه انسانی، نام تجاری شهر، تصور بالای شهری و بازاریابی
مکانی است. علی الخصوص بازاریابی مکان شامل فعالیت های انجام شده برای ایجاد، حفظ یا تغییر
آگاهی، نگرش و / یا رفتار نسبت به مکان خاص
(کوتلر1982) به منظور تکمیل موفقیت آمیز وضعیت رقابت بین المللی، رقابت در جذب گردشگران،
کنفرانس ها،وقایع ورزشی، کارآفرینی، سرمایه گذاری، صنایع، مراکز شرکت و سرمایه جهانی می باشد.
استراتژی های
یکپارچه سازی توسعه منطقه مبتنی بر نوآوری اجتماعی در برنامه های توسعه
و روابط
اجتماعی حکومت در واقع نقش قابل توجهی را در توسعه پتانسیل های فرهنگ ایفاء کرده است.
گاهی راه حل های خاص حل مشکلات مناطق محروم در داخل این موارد حل می شود. برای مثال مداخلات افقی (کاهش فقر، افزایش سطح آموزش و پرورش، و غیره) باید انجام شود و مداخلات فیزیکی در مورد مناطق بزرگتر باید انجام شود. سیاست های افقی به عنوان یک جایگزین برای مداخلات مبتنی بر منطقه،اجرا می شوند. این موارد باید به صورت مداخلات عمومی برای کل منطقه شهری،خواه به صورت منطقه ای و یا با هدف قرار دادن ویژگی های خاص (نه از طریق انتخاب مناطق) باشد.
چهارچوب آماده سازی چنین عملیاتی به طور فزاینده ای بر راه حل های دولتی با مبنای قلمرو استوار است. نخست، انتخاب مناطقی که از شدیدترین مشکلات رنج می برند حاکی از اسن است که مناطقی که از مشکلات نسبتا کمتری رنج می برد اصلا هیچ توجهی دریافت نمی کند. دوم،ممکن است سیاست های مبتنی بر منطقه یک مشکل را از یک منطقه به یک منطقه دیگر هدایت کند. سوم با تمرکز بر روی چند منطقه یا محله خاص، پتانسیل های مناطق یا محل های دیگر شهری ممکن است نادیده گرفته شود. در نهایت، سیاست های مبتنی بر منطقه ممکن است فقط به دلیل ظاهر خوب آنها –که برای سیاستمداران یک استدلال قوی است- انتخاب شوند نه به علت مناسب بودن آنها (راکن2008).
فلوریدا در کتاب خود به نام ظهور طبقه خلاق (2002) استدلال می کند که تغییرات موجود در جوامع شهری منجر به ظهور یک طبقه اجتماعی خلاق و محرک اجتماعی با نفوذ زیادی در زندگی فرهنگی و توسعه شهری و بازسازی آن می شود. این مساله تقویت کننده این ایده است که صنایع خلاق به طور فزاینده ای نقش مهمی در این فرایند دارند. ویین1992، به دقت نقش صنایع فرهنگی را در بازسازی و فرهنگ شهری مطالعه کرد و به این نتیجه رسید که صنایع فرهنگی وقتی که معانی و کار جدید برای تجدید حیات یک محل در حال نابودی مورد نیاز است، راه حلی برای یک چشم انداز شهری صنعتی به شمار می روند (لیسگارد و تیویتن2005،488).
رابرتز و سایکس (2000) بازسازی شهری را به عنوان نتیجه تعامل بین نفوذ های مختلف و پاسخ به فرصت ها و چالش های که با انحطاط شهری به وجود می آیند یک مکان و در یک لحظه خاص از زمان و هر یک چالش نیاز اجرای یک جواب خاص شهری دارد ظهور پیدا می کنند. موماس (2000-2004)نقش فزاینده استراتژیک خلاقیت در مناطق شهری، اقتصاد شهری ، بررسی، شهر به طور خاص، نقش خوشه های فرهنگی در توسعه شهری را بررسی کرد. هیترز و ریچاردز2002، نقش تجارتهای فرهنگی کوچک و متوسط را در منطقه شمالی منچستر و حاشیه معبد دوبلین بررسی کرد. وینتینگ2008؛توسعه خوشه طراحان مد در پاریس را که از ایجاد و سرریز دانش بین شرکت ها ظهور یافته بود را بررسی کرد. کیبیر و کیریسیوییر2008 اثبات کردند که خوشه ساعت سازی سوئیس ایجاد کننده هویت فرهنگی برای مکان و جامعه آن است.
جانسن1998؛رابطه بین فرهنگ، سنت، میراث
فرهنگی و حفظ اصالت مکانی را بررسی کرد. مرکز
تاریخی شهر،منظره خاص و منحصر به فردی که برای برای توسعه فعالیت
های فرهنگی و
خلاق لازم ست را ایجاد می کند. حیات مراکز تاریخی داخلی توانایی
استفاده از یک مکان فرهنگی و زیربنایی قدیمی اعم از
فیزیکی و یا
ناملموس، به
منظور کمک به جریان ایده ها و خلاقیت است. و
همچنین صنایع خلاق منجر به تقویت
هویت مراکز تاریخی می شود.
پینتر (1995) نیاز به چشم انداز نظری که ناظر بر چکیده عملیات شهری است برای حکومت شهری و اتحاد دولتی و خصوصی را اثبات کرد. تئوری رژیم، توانایی بالقوه برای تمرکز بر روی روش هایی که گروههای مختلف در سیاست های شهری با قدرت ذاتی محدود خود با گرد هم آمدن و تشکیل رژیم برای رسیدن به اهداف خاص به کار می برند رادارد. در فرایند بازسازی شهری، نقش صنایع خلاق کمک زیادی به این مقوله می تواند بکند. سروسبی2001،ابعاد زیر را در ارتباط با صنایع خلاق در شهر مهم تلقی کرد:الف- ارزش زیبایی شناختی؛ ب- ارزش معنوی؛ ج- ارزش های اجتماعی،د- ارزش تاریخی، ه- ارزش نمادین و و-ارزش اصالت.
وو2005؛ ظهور و ارتباط از خوشه های خلاق شهری در محیط شهر را با تمرکز بر رابطه بین نظریه های صنعتی و و دانشگاه ها در شهرها و نهادهای نوآورانه بررسی کرد.یک خوشه خلاق می تواند به عنوان مکانی که همه ویژگی های زیر را به ارمغان می آورد تعریف می شود:1-جامعه ای متشکل از افراد خلاق که همگی به نوآوری علاقه دارنداما زمینه علاقه آنها لزوما یکسان نیست. 2-محل تسریع که مردم، روابط، ایده ها و استعدادها می توانند به هم انگیزه بدهند.3-محیطی که تنوع، انگیزه و آزادی بیان را به ارمغان می آورد و4-یک شبکه ضخیم و استقبال کننده از هر نوع تغییرفردی که هویت و ویژگی های فردی را رشد می دهد.
مفهوم مناطق یادگیری،به این موارد بسیار نزدیک بوده و اساس چشم انداز خوشه های خلاق را تشکیل می دهد یعنی،مناطقی که به عنوان جمع کننده و ذخیره ساز دانش و ایده هایی که زیرساخت ها و فضای جنبش و توسعه دانش، ایده ها، یادگیری، نوآوری و دانش اقتصادی را تشکیل میدهد (فلوریدا1995،پرات1997، مایلات وکبیر1998). و همچنین مفاهیم شهرهای کارآفرین (هال و هوبارد، 1998)، شهرهای خلاق (لاندری، 2000، فلوریدا، 2002)، شهرهای ابتکاری(سیمی2001)، ، شهرهای هوشمند (کومنینوس2002)، شهرهای دانش (کاریلو، 2004؛ون ویندن و ون در بیرگ2004). همچنین مفهوم شهرهای کارآفرین به طور شدیدی با نقش صنایع خلاق در فرآیندهای بازسازی شهری،مثل تصاویر شهری که مثل شرکت ها هستند،ارتباط بسیار نزدیکی دارد به این وسیله اعمال اقتصادی خود جوش شهرها که برای ایجاد رشد اقتصادی تلاش می کنند؛منوط به ایجاد منفعت برای تمام ساکنین شهر و شهرهای رقیب می گردد(لیتنر و شیپارد1998). ورویجنن1999، معتقد است که مفهوم شهر خلاق توجه ما را به چیزی فراتر از اشکال سنتی نوسازی شهری و بازسازی شهری معطوف می کند، شهرها در ایجاد مناطقی که به محیط خلاقیت و نوآوری مجهز هستند علاقه فزاینده ای از خود نشان می دهند. به نظر اسکات،معمولا شهرهای خلاق موجود در جهان پیشرفته در اطراف سیستم های تولیدی پراکنده شده اند که با انتقال شبکه های بین شرکت و بازار و بازارهای انعطاف پذیر کار مشخص شده اند. این ساختارها یک چارچوب ضروری برای سطوح بالای تراکم و تبادل اطلاعات وآزمایش های مکررتوسط خود شرکت ها در رابطه با فرایندهای صنعتی و محصولات ایجاد می کنند(اسکات، 2006: 7).
مفهوم دیگری که باید در این تحقیق مدنظر قرار گیرد شهرهوشمند است. طبق نظر کامنینوس2006،شهر هوشمند قلمروی با ظرفیت بالای نوآوری و یادگیری است که توسط خلاقیت مردم ،نهادهای تولید علم و زیرساخت های دیجیتال آن برای برقراری ارتباط و مدیریت دانش ساخته شده است.
3- مدیریت هویت شهری در بازسازی شهری
تصور یک مکان، یا یک شهر، مجموعه ای از عناصر غیر مادی مانند باورها، آرمان ها، و برداشت هایی است که مردم نسبت به یک سرزمین مشخص دارند. این تصور نشان دهنده تعداد زیادی از انجمن ها و قطعات اطلاعاتی مربوط به محل بوده و یک محصول شناختی از تلاش برای پردازش مقدار زیادی از اطلاعات می باشد(کوتلر و همکاران 1993 ).
مدیریت و حفظ هویت شهری یک مسئله بسیار مهم درفرایند بازسازی شهری است و نقش صنایع خلاق برای آن بسیار حائز اهمیت است.
عوامل زیادی بر روی درک و تصورمردم از یک محل تاثیر می گذارد. در میان همه عوامل ما می توانیم عوامل زیر را نام ببریم: 1- ویژگی های جمعیت سرزمین 2- وضعیت ویا قدرت سیاسی؛ آن 3-میزان جمعیت 4- وضعیت اجتماعی و اقتصادی ووضعیت اشتغال و نام دامنه های مهم ارتباط همکاری بین بخش عمومی و خصوصی، تعداد و ویژگی های نهادهای ملی واقع شده در داخل، محل آن و پیشینه تاریخی آن، پوشش رسانه ای، محیط، گزینه های تفریحی، توریستی و یا ارزش ظاهری فرهنگی و فیزیکی (آوراهام، 2004) سرزندگی فرهنگی آن (تیمبرلیک و اسمیت، 1995).
همچنین، از یک مکان یا منطقه تصورات مختلفی وجود ردارد. تصور داخلی از یک منطقه از یک فرد به فرد دیگر تاحد زیادی متفاوت است.نه تنها عوامل مختلف اقتصادی و نهادی در داخل یک قلمرو با توجه به سرزمین و فعالیت های مختلفی کهدر داخل آن انجام می شود، موقعیت های مختلفی دارد، بلکه با توجه به مداخله مهارتهایی که دارند، درک خود را تعیین می کنند. هر یک از شرایط اقتصادی و نهادی در داخل قلمرو انجام می شود. روشی که قلمرو از طریق عوامل نهای و اداری خود شناخته می شود گزینه هایی ضمنی، قبلی، خودآگاه یا ناخودآگاه،دارد. همراه با رشد آگاهی در مورد اهمیت تصور محلی بسیاری از مسئولین منطقه ای و محلی معتقدند که تصور منفی از قلمرو آنان مانعی است که از جذاب بودن فزاینده آن و در حقیقت آینده ای روشن تر جلوگیری می کند (آبراهام2004).
سیاست های عمومی که برای سرزمین های محلی و منطقه ای تصویب شده اند باید منجر به ارتقاء انعطاف پذیری آنها در قبال ترقی و توسعه مدیریت استراتژیک قلمرو در جنبه های مختلف قلمرو توسط شرکت ها و موسسات گردند (نتو، 2007). فرآیندهای بازسازی شهری باید این مساله را مد نظر قرار دهد یعنی مداخلات توسعه برای پیشرفت باید کمک کنند تا عوامل جدید انعطاف پذیری و تصور در مکانها معرفی گردد.
4- مدیریت زمانمندی شهری و انعطاف پذیری در بازسازی شهری
مدیریت زمانمندی فضایی، مدیریت زمان و گذشت زمان در قلمرو یکی از بزرگترین چالش هایی است که برنامه ریزی محلی و کسانی که مسئول برنامه ریزی سیاسی و مسیول اجرای آن هستند همواره با آنها دست در گریبان می باشند. یعنی با توجه به مدیریت بلند مدت جذابیت سرزمین و مدیریت استراتژیک موارد روابط ارضی (نتو و سیلوا، 1999). مدیریت مکان در کوتاه مدت ومدیریت میان مدت وبلند مدت محل ، به منظور تعدیل نوسانات توسعه وچرخه رقابت فعالیت های مختلف اقتصادی که در محل وجود دارند، اهمیت بسیار بالایی دارد(نتو2007). این مدیریت یکی از عوامل تعیین کننده بقا و توسعه آینده هر یک از قلمرو های محلی و منطقه ای است.
زمان قلمرو، و گذشت زمان، مستلزم مدیریت برنامه ریزی استراتژیک و توسعه ارضی است که در درک موثر گذشته و حال قلمرو و پیش بینی و پیش سازی ان در آینده اهمیت بالایی دارد. این رویکرد جدید در انعطاف پذیری و زمان بندی (نتو2007) نیازمند روش جدیدی برای مدیریت زمانی از نوع واکنشی مبتنی بر راه حل های بودجه برای اثرات، ضعف یا پیشامدهای فعلی نیاز به مدیریت ارضی از نوع فعال بر اساس پیش بینی تغییرات ساختاری یا بخشی و در پیش بینی نیازهای آینده و راه حل و همچنین به عنوان تعریف و اجرای استراتژی های بلند مدت است.
زمانمندی قلمرو روشی که در آن با گذشت زمان در قلمرو ، زمان تصمیم ، زمان واکنش، تصمیم گیری ها برای هر زمان،انجام می شود، زمانی که شرکت ها در آن راه اندازی می شوند صرف طول عمر شرکت ها اندازه گیری می شود، زمانی که مزایای رقابتی و نسبی آنها باقی باقده و تفاوت ها را ایجاد می کند. همچنین زمان هر عامل اقتصادی ؛ زمان قلمرو خود آنها است،تغییر در توانایی های تولیدی آنها باعث تغییر در سرزمین های محلی هر عامل اقتصادی می شود.
زمان قلمرو؛زمان عوامل اقتصادی است که در قلمرو ان گنجانده شده اند،و روشی که آنها خود را زنده نگه می دارند، تکثیر می کنند،و با گذشت زمان خود را قویتر می سازند؛همه این موارد کیفیت و سطح توانایی توسعه قلمرو در هر لحظه از زمان را تعیین می کند.طبیعتا؛ فرایند بازسازی شهری یک فرایند مدیریت اثر زمان در قلمرواست و صنایع خلاق فعالیت های اقتصادی هستند که ارتباط زیادی با زمان و مدیریت زمان دارند. 5- سیاست های عمومی، حاکمیت ارضی و تصور فرایند ساخت و ساز
سیاست های عمومی با هدف بازسازی شهری باید به تقویت و توسعه انعطاف پذیری، زمانمندی و بعد رابطه آن،همچنین ساخت هویت های مختلف سرزمینی کمک کرده و از جذاب نمودن منطقه اطمینان حاصل کند. به وضوح کیفیت فرایند اجرای سیاست های عمومی و استراتژی های خصوصی ، وابستگی شدیدی به ویژگیها و سطح پیچیدگی سیستم حکومت سرزمینی دارد. با توجه به نظریه دومینگوس1998، حاکمیت سرزمینی نه تنها صرف حکومت سرزمین بلکه تمام سیستم های روابط بین موسسات، سازمان ها و افراد، است که انتخاب جمعی و انجام آن را تعیین می کند.
استفاده از مفهوم حکومت در مورد اقتصاد منطقه ای،از اوایل دهه 90 از طریق مقاله استوپر و هاریسون1992 با موضوع توسعه منطقه ای قابل انعطاف وسلسله مراتبی ، تغییرات در ساختار سیستم های تولید صنعتی و حالت های جدید آنها از دهه 1990 شروع شد.سپس در بررسی منطقه ای، مفهمو حکومت در مجموعه ای از روابط و فعل و انفعالات موجود یا بالقوه، در میان شرکت ها و موسسات، دریک سرزمین تعیین شده،که مدل جمعی عملکرد و توسعه اقتصادی آن را تعیین می کند محدود شد. در این معنا، سیستم حاکمیت ارضی روشی است که از طریق آن، در یک سرزمین تعیین شده، سطح پیچیده ای از این روابط؛ تداوم، بهره وری و تجمیع می شود.
کیفیت حاکمیت ارضی، وابستگی شدیدی به توانایی قلمرو به دامن زدن و بسیج راههای همکاری و مشارکت بخش دولتی و عمومی، خصوصی و رابطه عملکرد هر یک از شرکت ها با هم دارد. حکومت سرزمینی به منزله جنبه سرنوشت ساز به ساخت استراتژی های جمعی قلمرو درحال توسعه و استراتژی های بازاریابی منطقه است.
در حد زیادی، مقامات دولتی قلمرو کسانی هستند که مسئولیت خاصی درایجاد شرایط حکومت محلی در سطح سیاست و زیرساخت ها و تجهیزاتی که صرف نظر از عوامل دیگر اجرای انها برای خودشان سودآور است، دارند. همچنین روش آنها در رابطه با مقامات دیگر، شرکت ها و موسسات موجود که تعیین کننده کیفیت حکومت قلمروی آنها است ؛ از یک دولت اداری-سیاسی قلمروی که آن را ایجاد می کند نشات می گیرد، باید یک متن حکومتی انگیزشی و خلاق تصویب کند.
عمدتا مکان های محلی و سرزمین های منطقه ای، فضاهای اقدام جمعی هستند. اهمیت زمینه حکومت های محلی،به عنوان حمایت کننده سازمان دهنده ظرفیت های محلی / منطقه ای از مدیریت استراتژیک و سازمانی که اشکال مقررات ماهیت محلی و منطقه ای یک عامل بسیار مهم برای توسعه این قلمرو ها ایجاد می کند می باشد.
امکان بسیج این توانایی به طور طبیعی و به شدت وابسته به ایجاد شرایط ارضی برای توسعه روش های جدید انگیزشی و مصالحه ای از بین روشهای دیگر، بسیج و مشروعیت کافی برای کلیه استراتژی ها است.
ایجاد ساز و کارهای نهادی حکومت ارضیبا وجود شرایط زیر ضروری است:1-خلا طبیعی منطق عقلانی اتوماتیک و یکپارچه بین مجموعه اقدامات قلمرو؛2- ضرورت تضمین شرایط برای تخصیص جمعی استراتژی های ارضی 3-ارتباط اطمینان مشارکت در استراتژی های توسعه جمعی، نهادهای مختلف و شرکت ها؛4- ضرورت رسمی استراتژی های جمعی در برنامه ریزی استراتژیک ارضی و بازاریابی ارضی.
6-بازسازی شهری و مدیریت استراتژیک مدیریت محلی
تصویر مدیریت استراتژیک این منطقه- اینکه قلمرو شبیه چیست و روشی که می خواهد باشد و یا ممکن است درک شود- و بنابراین ابتکارات برای نفوذ در برداشت انتظارات تصمیم گیرندگان و سازمانها در مورد هریک از آنها ، درک آنها از تواناییها، فرصت ها، سهام مادی و منابع غیر مادی شان- به عنوان شرط بقا و عاملی برای رقابت شهرها و مناطق و همچنین فرآیندهای بازسازی شهری بررسی می شود. این مساله مهارت بالاتری را با توجه به روشی که این جنبه ها در تصمیم گیری ایفاء می کنند و ایجاد سیاست های عمومی ارضی جدید می طلبد. یعنی همانطور که نیاز به بیان فرآیند ایجاد مهارت و توانایی در قلمرو راهمراه با طرح های برجسته آن مهارت بررسی می کنیم.
در این معنا که استراتژی های توسعه و بازسازی ممکن است منجر به اطمینان از دید ما از مکان اضافه شده، به علت تمرکز آنها با طرح های مختلف در مقایسه با راه حل های دیگری که در قلمرو های دیگر خصوصا در موردی که راه حل های سایر سرزمین های محلی و منطقه ای را تکرا نکنند، شوند.
استراتژی های استاندارد توسعه ارضی در مورد زیرساختها، تجهیزات، بخش های اقتصادی، تصویر و بازاریابی ارضی باید به طور کامل احتراز شوند. این، نه تنها به این علت که این گزینه های تکراری دید ما را تضمین نمی کند بلکه بیشتر به علت اینکه آنها باعث ایجاد هیچ گونه تفاوتی بین قلمروها نمی شوند و در نتیجه باعث از دست دادن رقابت می شوداست. معمولا مزیت رقابتی یک قلمرو از اجرای روشهای توسعه متفاوت و اجتناب از استانداردسازی گزینه ها ناشی می شود.
فرایند پرورش جذابیت یک مکان محلی و یا یک قلمرو منطقه ای نخست عملیاتی مثل؛ فرایند مدیریت انتظارات داخلی و خارجی،نوع درک شرایط، موقعیت و رابطه عوامل اقتصادی و نهادهای درون و مربوزط به قلمرو می باشد. سطح تثبیت، به رسمیت شناختن و ارزشهای هویت هر قلمرو تفاوت بسیاری با هم دارد. در نتیجه برداشتهای مختلفی در مورد هر یک از پایه های قلمرو وجود دارد که باید تکمیل و تثبیت شوند. و تضمین بصری بودن ویژگی های سرزمین و همچنین شرکت ها و تولیدات آن از اهمیت حیاتی برخوردار است.
بنابراین، فرایند برنامه ریزی استراتژیک شهرها و مناطق باید از طریق اتخاذ ابتکارات و اقدامات مشخص که قلمرو را قادر به تولید نوآوری و ارائه راه حل های متمایز توسعه با اتکاء بر ویژگی ارضی و پتانسیلهای آن می کندباشد. البته این فرایند ارضی از موقعیت یابی استراتژیک و متمایز فرایند ساده ای نیست بلکه باید از طریق تکمیل و عبور از چهار مرحله اساسی باشد:1-از شناسایی گرفته تا تخصیص 2-از تخصیص تا درک 3-از درک تا مرحله بصری 4-از جذاب بودن تا رقابت.
این بدان معنی است که با ساخت طرح های توسعه استراتژیک وطرحهای موقعیت استراتژیک ،ویژگیها و مواد و مهارت های غیر مادی که دارندف قلمرو را قادر به تسخیر عامدانه و برنامه ریزی شده پیش بینی هایشان می کند وبنابراین آنها را از جذاب بودن قلمرو که باعث رقابتی شدن منطقه می شود مطمئن می کند. از آغاز این نشان دهنده کشف ویژگی تازه ای از ویژگی ههای قلمرو است- ویژگی بازسازی و ارزش آن، به ویژه برای مناطق کمتر توسعه یافته. ویژگی های سرزمینی؛ مهارت قلمرو، فرهنگ، محیط زیست، مناظر طبیعی، میراث معماری و کالا یا خدمات با ویژگی های منحصر به فرد و یا شناسایی نام تجاری که تعداد زیادی از خریدارن حاضر به خرید این مارک هستند می باشند. به طور طبیعی، روند تکامل هر قلمرو محلی و منطقه ای، تحت برنامه ریزی این چهار مرحله بسیار متمایز و متفاوت است. هر فرآیند تکامل شدیدا به سطح انعطاف پذیری، زمانمندی، هویت، حافظه وظرفیت های رابطه ای که هر قلمرو را توصیف می کند وابسته است.
7- استراتژی های بازاریابی مکان و مدیریت جذابیت
بازاریابی
مکان شامل فعالیت
های انجام شده برای ایجاد، حفظ یا
تغییر دانش،
نگرش ها و / یا رفتار
نسبت به مکان
خاص (کوتلر1982) به منظور رقابت
موفقیت آمیز در موقعیت های بین المللی است که در جذب گردشگران، همایشها، وقایع ورزشی، کارآفرینی، سرمایه گذاری،
صنایع،مراکز شرکت ها و سرمایه جهانی کمک کننده باشد. ارتقاء محل شامل ارزیابی مجدد محل برای جاسازی، ایجاد،مبادله
یک تصور جدید از محل برای ارتقاء موقعیت رقابتی در جذب و یا
حفظ منابع است(شورت و همکاران 2000).
بازاریابی ارضی، زمانی که به عنوان یک فرایند و به عنوان یک ابزار حمایتی تصمیم در نظر گرفته می شود، ابزاری استثنایی برای مدیریت انعطاف پذیری، زمانمندی و تصور موجود از از سرزمین، تصویر قلمرو و ساخت هویت و دید/جذابیت است. بازاریابی قلمرو را می توان به عنوان یک ابزار تازه کردن قلمرو یا ابزار ایجاد اشکال جدید هویت (دون و همکاران1995)، که در فرایند بازسازی شهری بسیار مهم است تعریف کرد. به ندرت بازاریابی محل خود را به توانایی های موجود در محل محدود می کند بلکه تلاش می کند که شهر را از نو بسازد (دوئل2002) یا تصور آن را از نو تغییر دهد (اسمیت، 2005).
ساختمان استراتژی های بازاریابی ارضی یک فرایند مستمر برای ارتقاء و ارتباط است که تا حد زیادی از شیوه های معمول ارتقاء و ارتباط متفاوت است.مهمتر از همه اینکه فرایند ارتقائ جذابیت مکان فرایند مدیریت انتظارات و برداشت های ارضی داخلی و خارجی است. طراحی و توسعه روشهای بازاریابی ارضی و توانایی آنها در ایجاد تصویرو مارک های ارضی،در تعریف روشهای برنامه ریزی از طریق چهار بعد در قلمرو نهفته است (تکسییر 1999).
1-بعدی واقعی که به زیرساخت، منابع انسانی، شرکت ها و اقتصاد - خود قلمرو و سنجش،اشاره دارد.
2- بعدی نمادین که از تصویر غالب قلمرو منتج می شود و قلمرو را جذاب یا غیرجذاب می کند.
3- بعدی بالقوه،که ارتباط نزدیکی با یک بعد سمبلیک ، که مستلزم ویژگی های واقعی و یا بالقوه است و تصمیم گیرندگان نهادی و کار آفرینی آنها را به عنوان توانایی های بالقوه می شناسند یا نه.
4-بعد رابطه ای، که به روابط سازمانی و درون سازمانی در داخل قلمرو ارتباط دارد- وضعیت رابطه ای قلمرو (مجموعه ای از روابط مرتبط اقتصادی و ویژگی های آنها، درسطوح مختلف سطوح ارضی- کیف پول رابطه ای آن(نتو1999))اغلب اوقات این روابط قاطع جذابیت ساختمان هستند.
و همچنین یک بعد مجازی که از استفاده از اطلاعات و ارتباطات فن آوری و برنامه های کاربردی آنها در قلمرو سرچشمه می گیرد.
این پنج بعد باید در تمام روش های بازاریابی فرآیندهای مفهوم ارضی و طرح های تبلیغاتی و ارتباطی اجرا شود. با توجه به این نظریات، فرایند تثبیت هویت قلمرو،و اجرای آنها در جهت ایجاد رقابت و دید بالاتر در بین جنبه های دیگر،مستلزم یک فرایند ساختاری بازاریابی قلمرو بسیار طاقت فرسا و پیچیده و مدیریت جذابیت است.
مهم ترین عناصر تعریف استراتژی بازاریابی ارضی و مدیریت جذابیت موارد زیر هستند:(نتو2007)
*-شناسایی و ایجاد نقاط و عناصر تمایز واقعی - اهمیت انتخاب یک تابع افتراق بای اجراء
*- انتخاب و افتراق عناصر نمادین مربوط به قلمرو - اهمیت نمادهای گرافیکی مرجع - فرایند ساختن کارت هویت قلمرو؛
*-حرفه ای کردن و پیچیده تر کردن تدریجی تکنیک های ارتقاء؛
*- انتخاب برنامه های ارتباطی خاص برای گروه های هدف خاص؛
*- مدیریت مشترک ابعاد نمادین، واقعی، بالقوه و رابطه ای قلمرو؛
*-روند ساختن نامهای تجاری ارضی-قلمرو یک محصول پیچیده است که روشش ارتقاء آن بسیار پیچیده است.
*-اهمیت توجه به شکل گیری وشخصیت قلمرو در فرایند نام و تصور ذهنی قلمرو؛
*- تجانس بین سیاست های عمومی قلمرو و نوع تصویری که فرد از یک پروژه در ذهن دارد-نیاز به انتخاب تصویر مطلبق با اهدافی که باید به دست آید.
گزینه ساختن تصور قلمرو خود قلمرو یا بر اساس مناسب ترین بخش های اقتصادی جغرافیایی. و یا حتی بر اساس شرکت های اصلی واقع شده در آن؛
*-گاهی اجرای سیاست های همکاری در نام تجاری سازی نیز ممکن است.
*-همچنین
امکان ایجاد نام تجاری مشترک برای پیوند دادن مکانهای مختلف به هم یا ایجاد پیوند
بین نام های مختلف تجاری قلمرو در یک مجموعه روش های مشترک بازاریابی قلمرو- ساختن استراتژی های بازاریابی های ارضی و استراتژی نام
تجاری برای مجموعه ای از مناطق / شهرستانهای
موجود در برنامه ساخت یک تصویر مشترک جهانی بر اساس ارتباط /
ترکیب تصاویر /
مارک ها و استراتژی های بازاریابی ارضی
سرزمین های خاص محلی
و منطقه ای وجود دارد؛
*- کیفیت وضعیت رابطه ای قلمروبرای توسعه روشهای ایجاد مشترک نام تجاری می تواند بسیار مفید باشد.
*-گزینه بدیهی در مورد روشهای بازاریابی قلمرو باید گذشته و آینده قلمرو را با هم ترکیب کند؛
*- نیاز به طراحی یک تصویر خاص برای سرزمین های منطقه ای بر اساس برداشتهای استراتژیک و گزینه هایی که توسط شرکت ها و نهادهای عمومی اصلی با ارتباط نزدیک به اصل قلمرو ایجاد شده اند؛
*- انتخاب استراتژیک کانالها / مدارها / بخشهای هدف برای رسیدن و ایجاد طرح های ارتباطی که برای طروههای هدف-ایجاد یک روش ارتباطی جهانی مداوم- اختصاص داده شده است.
*-اهمیت انتخاب درست یک یا چند نام تجاری درست در قلمرو- وجود چندین مارک ارضی-یا تلاش برای داشتن این چندین نوع مارک تجاری،نیز یک مشکل بصری به وجود می آورد به ان صورت که هیچ کس تصور ثابتی از امیدهایش نسبت به یک پروژه ندارد.
*-نیاز به ایجاد یک روش جهانی ارتباط برای قلمرو با ترکیب مکان های مختلف؛
نیاز به اجماع در مورد اهداف مشترک مهم و نیاز به طراحی استراتژی ها و ابتکارات با یک چشم انداز مشترک و جمعی-نیاز شدید به تحکیم و تکامل روابط ارضی درون سازمانی.
به طور طبیعی ؛روش ترویج و ارتباط، در تصویر قلمرو نقش یک میانجی اساسی را ایفاء خواهد کرد. این تصویر متشکل از یک نماینده کیفی از هر قلمرو که از شاخص های عینی و همچنین براساس نمادها و تجمیع نمادهای واقعی و خیالی و ایجاد مجموعه ای از نمادها تشکیل می شود، است.
روند ساخت تصویر قلمرو بر شناسایی و تصویری متکی خواهد بود که قلمرو می خواهد در بین عموم این تصویر را از خود بروز دهد.
نمادها، آرم و شعارهایی که برای ارتقای تصویر انتخاب شده و ترویج روشهای قلمرو انتخاب شده اند،بسیار مهم هستند و البته باید به صورت بسیار هوشمندانه و استراتژیک انتخاب شوند.
این نمادها،به تدریج، از طریق توسعه استراتژی های بازاریابی ارضی،به صورت محصوات تولید می شوند. بنابراین مکان یا سرزمین به صورت مصنوعی و یا طبیعی یک ویژگی افتراق و یک حرفه کسب می کند. اعتبار، تداوم وتصویر سازی بخش مهمی از فرایند شکل گیری تصویر را تشکیل می دهند. صنایع خلاق و فرهنگی پتانسیل بسیار زیادیدر هدایت تصویر حاصل از نام تجاری محل دارند.
استراتژی های بازاریابی ارضی نباید صرفا با هدف ارتقاء جذب توریست محل برنامه ریزی و اجرا شوند بلکه و به طور عمده باید با هدف جذب سرمایه گذاری و جمعیت برای ارتقاء سطح کارخانه های موجود در آن و همچنین محصولات وارتقاء وضعیت های کارخانه های تاسیس شده در آن باشد. به عارت دیگر روشهای بازاریابی منطقه، ابزار بسیار مهمی در توسعه منطقه هستند. روشهای بازاریابی و ایجاد نام تجاری در منطقه، نیز عامل بسیار مهمی در پرورش و ارزش زایی انسجام سرزمینی بین عوامل اقتصادی و نهادهای یک قلمرو انسجام یافته هستند.
فن آوری اطلاعات و ارتباطاتICT،فرصت جدیدی برای قلمرو در کسب دید بهتر است. ICT فناوری اطلاعات و ارتباطات شامل رابطه با نام تجاری جدید و دسترسی بالقوه ای است که وقتی امکان دسترسی و جستجوی شرکای استراتژیک ازاهمیت فوق العاده ای برخوردار است، در این چهارچوب بسیار مرتبط می شود. فناوری اطلاعات و ارتباطات به سازمانها و عوامل موجود در قلمرو این امکان را فراهم می کند که در سطح سرزمین برنامه ریزی و اجرا شده و ارتقاء تدریجی فرایند پیچیدگی را ممکن می کند.
بنابراین فناوری اطلاعات وارتباطات، یک ابزار استثنایی برای اعطاء پیچیدگی به قلمروها و همچنین ایجاد روش های تبلیغی در قلمرو در یکی دیگر از ابعاد و با درجه زیادی از تعامل و بهره وری است.
8- ارزش حکومت و خلاقیت در فرایند بازسازی شهری
صنایع خلاق، فعالیت هایی هستند که دانش در سطح بالا را با نوآوری همراه می کنند،که طبق طبیعت آنها، در زمینه های های ارضی خاص با کیفیت بالای دارایی گروه بندی می شوند. هدف آنها کمک به ایجاد محیط های منحصر به فرد در زمینه های شهری، تضمین دید رو به رشد بین المللی و همچنین تاکید مداوم بر هویت خود آن است. شهرهایی که پیش از این در پیشینه خوب تاریخی و فرهنگی غرق شده اند، مزیت قابل ملاحظه ای دارند (فیلو و کیرنز1993). بازسازی شهری ومناطق نوسازی شده نوسازی ، در داخل شهرهای تاریخی برای چنین صنایع نظری که هسته فضایی یکسانی دارند، فرصت توسعه هماهنگی نظریه هایی که ظهور می کنند را ایجاد می کند.
با توجه به نظریه دپارتمان رسانه ، فرهنگ و ورزش (1998) بریتانیا،صنایع خلاق، فعالیت هایی هستند که نشاء آنها در خلاقیت فردی، مهارت و استعداد و پتانسیل برای ایجاد شغل و ثروت از طریق تولید و بهره بری از مالکیت فکری است. مفاهیم فعالیت های فرهنگی و صنایع خلاق، به طیف گسترده ای از ایجاد، تولید، چاپ و نشر، توزیع و مصرف "مواد"نمادینی مثل موسیقی، تئاتر، برنامه هایی که پخش می شود و به طور کلی هنر (روتن2006). از طریق این منشور می توان فهمید که ، شهرهای زمان آینده، با توجه به نظریه هال (2001)،مجموعه ای از تکنولوژی خلاق، هنر و جامعه است.
امروز، ما شاهد ظهور شرایطی از سیاست های شهری، مجموعه ای از شرایط کسب فرصت ها در آمد برای بازسازی شهری در ارتباط با این نوع صنعت هستیم. نمونه های این مورد عبارتند از، استراتژی ها و سیاست های شهری بر اساس ادعای واحدهای ارضی مبنی بر اینکه در بین صنایع خلاق فعالیت های خود تخصصی کرده اند،مناطق خود را به لحاظ جعرافیایی به صورت مناطق و محله بخش مد (برزن یا منطقه به عنوان منطقه، بلوک و یا شهرمدار معروف است)، بخش موزه ، بخش طراحی، بخش لوکس، بخش فیلم و ویدئو و بخش موسیقی تقسیم بندی کرده اند که در بسیاری از مناطق پرتغال و سایر قسمت های جهان در حال انجام شدن است.
شهرستانها
مانند والنسیا، بریستول، کپنهاگ،
بارسلونا، بیلبائو، ادینبورگ، کمبریج، بلوهوریزونته،
گلاسکو ، منچستر، ساراگوسا، کریستیان،
آمستردام، فرانکفورت،
لیسبون، دوبلین، مونترال، پورتو، در میان بسیاری از شهرهای دیگر، نمونه های بسیار قدرتمند طرح های مهم و موفق در این زمینه
هستند. همیشه اجرای چنین پروژه هایی ریشه در یک زمینه قوی ارضی مبتنی بر
حکومت دارد یعنی ایجاد و ترویج مشارکت های
مهم (عمومی و
خصوصی) به صورت محلی و با ارتباط قوی
ملی و بین المللی.
ما خلاقیت را در این شهرها که به مراکز نوآوری معروفند تماشا کردیم. این نوآوری ها جنبه خلاقانه برای برتری شهرها هستند که براساس مشارکت در کار سخت ، بین بخش عمومی و تجاری ، و همچنین سیستم علمی و تکنولوژیکی، هدف تولید و ارائه دانش، خلاقیت، ابتکار، توانایی و تکنولوژی رابطه ای برای حمایت از بازسازی شهری انجام می شود. مراکز نوآوری مکان های همجوشی هستند که در آن مصارف مختلف، از جمله کسب و کار / کارآفرینی، تحقیق و توسعه ، آموزش و یادگیری، خرید و سرگرمی یا کاربردهای تابع همزیستی دارند. در واقع؛مراکز نوآوری طیف گسترده ای از تعامل و تظاهربه استفاده از محیط های چند منظوره و از بین بردن مرزهای بین جنبه های جسمی، دیجیتال، اقتصادی، اجتماعی و فضاهای فرهنگی را ارائه می کنند. تلفیق، ویژگی های اصلی این جوامع خلاق است،که در آن ما می توانیم شاهد تراکم بالای دانش کارگران باشیم که به دنبال کسب زندگی با کیفیت بالا پیدا کردن محیط های چندمنظوره، تنوع اجتماعی و فرهنگی و اتصال دیجیتال و فیزیکی هستند (کانها و سیلادا 2009؛495).
استفاده از فرهنگ به عنوان یک استراتژی سیاسی در توسعه شهری، یک پدیده جدید نیست، بلکه دستیابی به یک بعد جدید است. در حال حاضر، تعداد زیادی از شهرستانها در سراسر جهان، در حال ایجاد روشهای توسعه شهری و بازسازی آن بر اساس سرمایه گذاری در بخش ها و فعالیت های مبتنی بر خلاقیت و نوآوری هستند. در حال حاضر نمونه های بسیاری برنامه های استراتژیک برای شهرهایی که از این روش استفاده می کنند وجود دارد. ما اطلاعات زیادی از شبکه یوربک آموختیم؛رهبران شهر در حقیقت دریافته اند که تاثیر رویدادهای فرهنگی می تواند نقش تعیین کننده ای در شکل گیری تصویر شهری به خصوص شهرهایی که تصویر بد در ذهن مردم دارند و یا شناخته شده نیستند داشته باشد. آنها بر توانایی این تصویر جدید فرهنگی در افزایش جذابیت شهر برای سرمایه گذاران بالقوه و تازه واردان و همچنین برای اصلاح اعتماد ذینفعان محلی به آینده شهر استفاده می کنند. با این حال روشن است که فعالیت ها نمی تواند به ابزاری برای اصلاح جذابیت شهر را کاهش یابد. آنها می توانند در ساختن پایدارتر جوامع محلی نقش کلیدی ایفاء کنند. (اورباکت2000)
در
جهان معاصر، الگوهایی از توسعه های جدید در حال ظهور است که
اقتصاد و فرهنگ، اقتصاد در حال ظهور،جنبه های اجتماعی و تکنیکی فرهنگی توسعه در هر
دو سطح خرد و کلان را با هم مرتبط می سازد. مساله اساسی در پارادایم جدید این است که خلاقیت، دانش و دسترسی به
اطلاعات به طور فزاینده ای به عنوان موتورهای قدرتمند
رشد و توسعه اقتصادی شناخته شده است (گزارش اقتصاد خلاق، سازمان ملل
متحد، 2008).
اسکات (2006) اهمیت این فعالیت ها را با اضهار این مطلب که بسیاری از مهمترین شرکت های پویا در شهرهای خلاق در سراسر جهان در ایجاد شبکه های بین المللی مشارکت خلاق با یکدیگر، از جمله سرمایه گذاری مشترک،اتحاد استراتژیک، همکاری در تولید وغیره مشارکت داشته اند، تایید می کند. در دنیای چند مرکزی و پلی فونیک،این ترتیبات منعکس کننده سودی است که می تواند با گرد هم آوردن ترکیبات منحصر به فرد استعداد، مهارت ها، و ایده ها ازتوده های مختلف با سنت های فرهنگی و ظرفیت های خلاق مختلف کسب شود(اسکات2006؛13).
9- تحقیقات تجربی: تجزیه و تحلیل ابعاد حکومت و خلاقیت در بازسازی شهری در
در برنامه اورباکت اتحادیه اروپا
این مقاله،برای بحث در مورد این همکاری بین المللی در بین شهرها برای ارتقاء خلاقیت و صنایع خلاق با هدف بازسازی شهری، بر روی مجموعه ای از پروژه های موجود در اورباکت در رابطه با برنامه شهرسازی موفق اروپا تمرکز کرده است. در این مقاله مجموعه ای از پروژه های اورباکت که برای مسائل مربوط به بازسازی شهری در حکومت، خلاقیت و نوآوری کهدر جدول زیر ارائه داده شده است اختصاص یافته است بررسی می شود. اورباکت یک برنامه یادگیری و تبادل اروپایی است که در سیاست انسجام اتحادیه به صورت یکپارچه درآمده است و رای به ترویج توسعه پایدار شهری داده شده است. اورباکت تعداد زیادی از شهرهای اروپایی را قادری سازد تا بر روی پروژه ها برای به اشتراک گذاشتن و سرمایه گذاری بر روس تجربیات با هم کار کنند و ایجاد راه حل برای چالش های شهری که شهرهای دیگر بتوانند آنها را درمتن خود به کار ببرند ممکن می کند. برنامه اورباکت که در سال2003 و هم اکنون طرح ریزی شد، از عمل و اجرای 44 پروژه مربوط به طیف وسیعی از 700 شهر همکاری کننده در اروپا حمایت می کند.برنامه اورباکت ابتکار جامعه شهری دوم است. این برنامه با هدف توسعه فراملی تبادل تجربه بین عاملان خواه شهرها یا شرکای دیگر، برنامه های شهری و پروژه های پایلوت شهری،و برای سرمایه گذاری در این پروژه ها،درس گرفتن ازنتایج حاصله، موفقیت ها و ضعف های موجود است. اورباکت باید به بهبود ارتباط و اثربخشی اقدامات؛ کمک به جلوگیری از حاد شدن مشکلات اقتصادی و اجتماعی در سطح کوچک، متوسط و بزرگ شهرهای اروپایی، با ویژگیهای مخصوص هرکدام کمک کند. همچنین اورباکت باید تأملاتی در سیاست های جامعه در حوزه شهری از طریق تامل بر روی تجربیات در مناطق خاص را تغذیه میک ند.
پروژه های اورباکت بر اساس یک رویکرد مشارکتی هستند که شامل تعدادی از شهرهای کشورهای مختلف عضو اتحادیه اروپا هستند. همه این پروژه ها براساس اصول حکومت به منظور مشارکت در هر شریک شهرستان و تعداد زیادی از سایر سازمانهای دولتی و خصوصی فراتر از دولت شهر است.تمام این پروژه های موجود در برنامه اورباکت، در درجه اول شهرها را دربر میگیرند اما مقامات محلی،و همچنین دانشگاه و موسسات تحقیقاتی ، مشارکت های بین المللی-اروپایی حول ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی در مورد از برنامه ریزی و توسعه شهری در این برنامه بررسی می شوند.
نتایج نهایی
این متن نشان می دهد که حکومت و خلاقیت مفاهیمی هستند که به بسیاری از شرایط و مفاهیم مربوط هستند(به عنوان مثال، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی یا محیط زیست) و این روند چند رشته ای در برنامه ریزی شهری امروز بسیار مهم و حیاتی هستند.
به نظر می رسد که مفهوم و اجرای سیاست های عمومی، بر اساس مدل های مشارکتی، برای ترویج مشارکت شهروندان و در نتیجه مسئولیت پذیری آنها مفید باشد. مدل حکومتف فرایندهای خلاق با مبنای محلی را تشویق می کند و نتایج آن را به صورت محلی افزایش می دهد. نتایج به دست آمده مجموعه ای از سیاست های ابتکاری با یک تاثیر اثبات کننده قوی در بازسازی شهری است.
فرایندهای خلاق در بازسازی شهری نشان دهنده یک راه جدید برای بازاندیشی در مورد محل و و یک الگوی رابطه جدید بین عاملان جدید است. در این راستا، حکومت یک مدل یکپارچه در همکاری و اعتماد میان شهروندان و مقامات است.
جزء رابطه ای حکومت و به رسمیت
شناختن اهمیت فرایندهای خلاق در برنامه ریزی شهری منجر به تمایز / طبقه بندی مدل های
جدید شهرها می شود. نوع فعالیت هایی که شهرهای خلاق جذب آن می شوند نیاز به منابع انسانی بسیار
ماهر دارد و این مساله فرایندهای جدید هویت فرهنگی و
جامعه پذیری جدید را ترویج می کند. قلمرو؛
یک بعد فیزیکی و همچنین یک بعد اجتماعی محور دارد. اداره امور
و خلاقیت، بعد عملکردی و زیبایی شناسی قلمرو و نظم خاص اجتماعی و
سیستم اقتدار و چارچوب نهادی برای بازسازی شهری را
تنظیم می کند.